تبليغاتX
مجموعه مقالات گردآوری شده اینترنتی
معـماری ایرانی را باید بطور صحـیح از اعـماق تاریخ ایـن سرزمـیـن کهـن مـورد بررسی قـرار داد.

معـماری ایرانی به شـش قـرن قـبل از میلاد مسیح باز می گـردد، که مـشـخـصات هـر دورهً معـماری را در دوره های مـخـتـلف تاریـخـی شـرح می دهـیـم :

1- معـماری دوران ماقـبـل تـاریخ تـا زمان حـکـومت مادها.

2- معـماری از زمان حکـومت مـادهـا تـا پـایان دوره حـکـومت ساسانیان .

در رابـطه با معـماری ایران، بایـد به خـوانـنـدگـان یـادآوری شـود، تـغـیـیـراتی کـه در رابـطه بـا هـنـر پـیـشـیـنـیان ایـران در معـماری داده شـده و نـحـوهً ساخـتمان سازی آن دوران. در سخـنی کـوتاه مـی تـوان به : حکـاکـی بـر روی سـنگ، گچکاری، نقاشی، آجرکاری، آئینه کاری، کاشی کاری، موزائیک کاری و دیـگـر کـارهـای تـزئـیـنی اشـاره کرد.
الـبـتـه مـا بایـد استـثـنـاهـایی هـم بـرای ساخـتـمان هـای چـنـد شـکـلی کـه بـرای مـواردی خـاص اسـتـفـاده می شد، قـائـل شـویم. این گـونـاگـونـی بـرآمـده از نـیـازهـای خـاص مـردم در زمـانـهـای مـتـفـاوت بـوده است.

هـنـرمـنـدان ایـرانی بـه دنـیـا ثـابـت کـردن کـه تـوانائـی هـای بالایی دارنـد و شـامـل احـتـرام بـسیار، بـخـاطر اثـرهـای تـاریخـی مـنـحـصر بـفـرد فـراوانـی کـه از خـود بـجـای گـذاشـتـه، هـسـتـند.

img/daneshnameh_up/3/34/Iranian_architecture01.jpg


بـنـظر مـشکـل می رسد که بـتوان معـماری ایرانی را از زمانـهـای بـسـیـار دور تـا بـحـال طـبـقـه بـنـدی کرد. اما، تـرتـیـبات زیـر مـی تـواند چـشـم انداز وسـیـعـی از ایـن کـارهـا در اخـتـیـار شـمـا قـرار دهـد: کـلـبه هـای ماقـبل تـاریـخ، شهـرهـا و قـصـبه های اولـیه، اسـتحـکـامات و دژهـای نـظـامی، معـابـد و آتـشـکـده ها، مـقـبـره ها و آرامـگـاه هـای بـزرگ، مـکـانهـای عـظـیـم تـاریـخـی، سـدهـا و پـلـهـا، بـازارهـا، حـمام هـا، جـاده هـا، مسـاجـد عـظـیـم، بـرجـهـا و مـنـاره هـا، ساخـتـمانهـای مـذهـبـی و محـلهـایی از دوران اسلامی، و هـمچـنـیـن بـنـاهـا و یـاد بـودهـای گـسـتـرده در کـشـور ایران.
از دیگـر چـیـزهـای مهـمی که بـرروی معـماری ایرانی تـاثـیـر گـذار بوده است، شـرایط مهـم آب و هـوائی در فلات ایران بوده است. بطور مـثـال سبک معـماری در شـمال کـشـور و کـوهـپـایـه های ایران بـا سـبک معـماری در جـنـوب و کویر ایران تـفـاوت دارد. اکـنـون با مصـادف شـدن بـا اطاعـات تـمام نـشـدنـی و حـیرت آوری کـه امـکـان آن در هـیچ کـشور دیـگـری نـیـست، نگـاهـی داریم گـذرا بـه معـماری ایرانی.

img/daneshnameh_up/f/f0/Irainan_architecture02.jpg


صحـبت کردن در مـورد معـماری باستانی، بدون ایـنکـه نـمونه هایی از آن وجود داشتـه باشـد تـقـریـباً غـیـر مـمـکـن است.
یکی از قـدیـمی ترین بـناهای کـشف شده در فلات ایران مربـوط می شود به بـنای رنگ شـده " زاغ تـپـه " در قـزوین. در تاریخ گـذشـته کـه مربوط می شود به قـرن هـفـتم و اوایل قـرن شـشم قـبل از میـلاد، بایـد بـسیار مورد رسیدگـی قـرار گـیرد که در آن زمان قـبل از تاریخ، چـگـونـه و با چـه وسائـلی این بـنا را آراستـه کـرده اند. از این بـنا بـرای جـمع شـدن و اجـتماعـات استـفاده مـی شده است.

در این بـنا از شومـیـنه برای گـرم کـردن ساخـتمان در فـصلهای سرد سال اسـتـفاده می شده است. هـمـچـنـین محـلی بـرای درست کردن کـباب داشـتـه است. هـمچـنـین این ساخـتمان دو محـل برای نگـهـداری ابزارها و وسائـل، بعـلاوه اتاقـی کـوچـک که از آن به عـنـوان نـشـیـمن استـفاده می کردند. دیـوارهـا بـوسـیله نـقاشـی از بـز کـوهـی تـزئـیـن شـده است. بـه احـتـمال خـیـلی زیـاد از این مـکـان برای انجـام مراستم مـذهـبـی خـود استـفاده می کـردنـد.
تـپـه سـیالک در نـزدیکـی کاشان نـیـز یکی دیگـر از این مکـانهـای تـاریـخی است، که بـه قـرن شـشم و پـنجـم قـبل از مـیـلاد بـرمـی گـردد.







img/daneshnameh_up/0/01/Iranian_architecture03.jpg
نمایی از معـبد چغـازنبـیل در خوزستان



اولین بار که مردم به منطقه سیالک رفـتـند، نمی دانستـند که چگـونه باید خانه ساخت، و زیر کـلبه هایی که با برگ درخـتان تهـیه شده بود زندگـی می کردند. اما بزودی آنهـا فرا گـرفـتـند که چگـونه با گـل، خشت خام درست کرده و مورد مصرف در خانه سازی قرار دهـند.

در قـرن چهـارم قـبل از مـیـلاد مسیح مردم سیالک بصورتی جامع شروع کردند به بنا نهادن بناهـای جـدید، که بخوبی مشخص است. این بناهـا بصورتی یکجا و توده، و تماما تهـیه شده از آجر خام بود. این آجـرهای اولیه کـه بـصورتی بیضی شکـل تهـیه می شد، در آفـتاب گـذاشته شده و خشک می شدند؛ و بعـد از آن مورد استـفاده قـرار می گـرفـتـند. معـماری این دوره تـمام بـناهـا را با رنگ قـرمز تـزئـین کرده و تمام درهای این بـناهـا کوتاه و باریک بوده و قـد درها بـیشتر از 90 - 80 سانتی متر نبود.
تـپـه حسن در نزدیکی دامغـان، تـپه ایلـبـلیس در 72 کیلومتری کـرمان، و تـپه حسنـلو در آذربایجان غربی از بـناهایی هـستـند که بوسیله حفاری های باستان شناسی از زیر خاک بـیرون آورده شده اند.





در حفاری های تپه حسنلو، سه بنای عـظیم کـشف شد که تمام آنهـا با نـقـشه ای یکسان درست شده بودند. این بـناها به 1000 - 800 سال قـبل از مـیلاد مسیح بـرمی گـردند. تمام آنهـا دارای دروازهً ورودی، حـیاط سنگـفرش شده، اتـاقـهـا و انـبار بوده اند.
در معـماری تـپه حسنلو، ساختمانهـا بـنـظر از چوب بنا شده اند؛ مربع و بصورت برج با پـایه های چـوبی که بدون برش بصورتی عمودی از آنهـا بعـنوان پایه و ستون استـفاده شده بود. یکی از اتاقـهـا بصورتی سنگـفرش شده با خشت خام کشف شد. نکـته جالب توجه اینکه اتاقی دیگـر را که بعـنوان آشپـزخانه از آن استـفاده می شده دارای جاهای مخصوص با شومینه دور آنها بود.

یکی از معـماریهای مهـم ایران مربوط است به قرن 13 قـبل از میلاد؛ معـبد چـغـازنـبـیل ( 1250 قبل از میلاد ) است که در کنار رودخانهً کرخه در استان خوزستان در جنوب ایران قرار گـرفـته است. این معـبد بوسیله "هـونـتاش هـوبان" پادشاه ایلام بر روی خرابه های شهر باستانی "دور - آنـتـش" ساخته شده بود.
این معـبد نشانگـر اوج و شکوه معـماری در آن دوره است. این بـنا بصورت چـهـارگـوش و به صورت یک ساخـتمان پـنج طبقه است، که هـر طبقه از طبقه قـبلی کوچکـتر است و نمائی بصورت مخروطی را نشان می دهـد. معـبد اصلی در آخرین طـبـقـه ساختـه شده بود. موادی که در ساختمان این معـبد بکـار رفـته است، بـیـشـتر از آجرهـای پـخـته لعـاب دار هـمراه با ساروج بـسیار قـوی بوده است.

گـنـبد غـربی معـبد چـغازنـبـیل که بصورتی ماهـرانه ساخته شده بود هـنوز هـم پس از گـذشت سـه هـزار سال از تاریخ آن بصورتی عـجـیب و حیرت آور در وضعـیتی خوب بسر می برد. ساخـتـن طاقـهـای هـلالی شکـل برروی راهـروهـا و پـلـکـان هـای داخل معـبـد نـشـانگـر مـوفـقـیت فوق العـاده و شگـفت آور معـماری در ایران باستان است. چـیـزی که باعـث تعـجب و شوک بـسیار در معـماری چـغـازنبـیل است، اینکه ابـتـکار هـنـرمندان آن دوره در اخـتراع و ساختـن یک سیستم جدید که آب آشامـیدنی ساخـتمان را تهـیه می کرده است. آب تسویه شده بوسیله عبادتـگـران و پـرستـشگـران و ساکـنین آن منطقه مورد استـفاده قرار می گـرفت
22خرداد

 

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

+ نوشته شده توسط ... در سه شنبه 1386/07/17 و ساعت 2:48 |
کبوتر خانه ها رازهای ناشناخته

ایران، سرزمینی است به قدمت تاریخ، سرزمینی که جای جای آن یادگارهایی از گذشته به همراه دارد و میراثی کهن از یک تمدن و فرهنگ و این میراث آینه ایست که نیاکان ما آن را بر جا نهاده اند تا بنگریم آنچه بر این سرزمین گذشت و آینده را بر خشت خشت این بنای کهن ، بر پا داریم.

نگاهی گذرا به بناها و تاریخ ایران انداختیم و در این میان برج هایی دیدیم که استوار و بلند در پهنای دشت های اصفهان ایستاده اند. بناهایی ساخته شده از خشت خام ، کاه گل و گل که سالیان دراز است استوار و پا برجا مانده اند و می توانند برای ما نمونه ای جالب از مقاومت و ایستایی یک بنا باشد.

در این تحقیق قصد داریم به معرفی این برج ها و کاربرد آنها و بیان مختصر تاریخچه ای از آن بپردازیم و سازه و مصالح این برج ها را بررسی کنیم تا راز استواری این بناها را در یابیم.همچنین نمونه هایی از این برجها مثل "برجهای صحرای دستگرد ، برج امام خمینی ، برج گورت ، برج ردان و برجهای هزار جریب "با عکسهایی از آنها مورد بررسی قرار گرفته اند.در پایان به چگونگی امنیت و دلایل خرابی و انهدام آنها می پردازیم تا راههای حفظ این گنجینه های با ارزش را بیابیم.



ای کبوتر با من مسکین سفر کن تا که شاید بر سر برجی نشینم.



معرفی کبوترخانه ها

کبوتر خان یا کبوتر خانه محلی است که کبوتر در آن آشیانه می سازد.

برج کبوتر چنین تعریف شده است:

" در ایران رسم است که عمارت بلند چشمه چشمه در صحرا می سازند و آن خاصه برای کبوتران است. موسوم به برج کبوتر"

ساخت کبوتر خانه را می توان به نوعی شاهکاری هنری دانست .کبوتر خانه ها را در مناطقی بنیان می نهادند که از اقلیمی کویری بهره مند بود مصالح و متد ساخت نیز متاثر از شرایط محیطی. چون بافت معماری که گل رس و کاه و نمک بنیادش را بانی بودند و مقاوم در برابر سرما و گرما و عایقی حرارتی و در عین حال صوتی تا آرامش کبوتران اندرون کبوتر خانه را تامین نماید . غالب کبوتر خانه ها به واسطه بهره گیری از حد اکثر فضا به شکلی استوانه مانند ساخته می شدندتا لانه های بیشتری را در خود جای دهند . طراحی ورودی به اندازه ای بود تا کبوتران را به داخل پذیرا باشد و میهمانان نا خوانده را به اندرونی راهی نباشد و در عین حال بدنه کاهگلی مانع از زاد و ولد حشرات موذی چون ساس و کنه می گردید به جهت استحکام هر چه بیشتر درون را با تیرچه های متقاطع مسلح می نمودند و سطح بیرونی را ساروج اندود تا مانع از فرسایش محیطی گردد . در بخش میان تهی بالای کبوتر خانه نیز دریچه هایی به جهت تبادل حرارتی و آمد و شد جریان هوا به داخل کبوتر خانه که قرابتی بسیار با بادگیرها استانهای کویری ایران دارد و در میان کبوتر خانه نیز حفر چاهی به جهت تامین آب شرب کبوتران در صورت نزدیک نبودن آبگیر و جوی و رودخانه حفر می کردند.
صاحبان کبوتر خانه ها به ۳ ماه به یک بار برای جمع آوری فضولات به داخل کبوتر خانه ها وارد می گشتند و کود حاصل را جمع آوری می نمودندکه از برای صیفی جات و میوه های جالیزی بسیار مفید می بود حال باید در نظر آورد میزان کود استحصال گشته را بر مبنای آمار کبوتران موجود در کبوتر خانه که گاهی به بیش از ۷۰۰۰هزار جفت را بالغ می گردید و رقم ۷۰.۰۰۰ کیلوگرم در سال که عایدی ارزشمندی را از برای کشاورزان به همراه داشت .

کبوترخانه‌ها ظاهراً برجهایی هستند که کبوتران در آنها خانه می‌کنند. من هم همین‌قدر بیشتر درباره‌ی این پدیده نمی‌دانستم تا این‌که تازگی مطلبی خواندم و فهمیدم که نه، انگار ماجرا خیلی جدی‌تر از این حرفهاست! در آنجا ضمن شرح و توصیف این «بناهای سترگ و شکوهمند» نوشته بود:

«معمار ایرانی به دلیل نگاه عالمانه به اقلیم و علم زیست شناسی، عجایبی حیرت برانگیز و ماندگار را در این سیاره خاكی تحت عنوان كبوترخانه های ایرانی خلق كرده و چه زیبا، این هماهنگی برجهای به رنگ خاك (برخلاف برجهای به رنگ آب[با سیاره خاكی ]که دو سومش هم آب است) در وحدت از روزگاران پیش به یادگار مانده است، كه حقیقتاً سزاوار است به آنها برتر از عجایب هفتگانه عالم نگاه كرد.»

قطر سوراخهای ورودی كبوتران (هر کبوتر یک سوراخ ورودی دارد و یک سوراخ خروجی!) به داخل برجها به اندازه ای ساخته شده است كه تنها كبوتران می توانستند وارد آن شوند و پرندگان مهاجم قادر به ورود به داخل آن نبودند. جالب توجه این كه برای دقت یك اندازه بودن قطر سوراخهای كبوتر بویژه در كبوترخانه های سبك گلپایگان و خمین از تنوشه (لوله های سفالی) استفاده می شده تا سوراخها یكسان اجرا شود...

و برای این که خیال نکنید مردم ما بدون بهره گیری از علوم زمانه و حتی علوم زمانهای بعد همینطور دیمی کبوترخانه می‌ساختند بدانید که برای ساختن این بناهای عجیب غیر از علم «دفع دشمنان کبوتر» « از علوم دیگر در ساخت برجهای كبوتر همچون استفاده از دانش فیزیك با توجه به اصل تشدید ( رزنانس) به منظور توجه و پرواز همزمان دسته جمعی حدود ۱۴ هزار تا ۲۵ هزار كبوتر در اثر برخاستن ناگهانی كه ارتعاشات بسیار قوی را به دنبال دارد، عالمانه بهره برده شده است. هندسه و ریاضیات به خاطر به حداكثر رساندن سطح در حجمی ثابت و بهره گیری از اصول زیباشناختی آن چشم گیر است. دانش جانورشناسی و روانشناسی جانوری از دیگر علومی است كه در ایجاد تجهیزات دفاعی كبوترخانه و نیز تمهیدات مكانیكی، بیولوژیكی و شیمیایی برای مبارزه با دشمنان كبوتر اعمال می شده. همچنین از علوم آب و هواشناسی، گیاه شناسی و سایر علوم بهره برده شده است.»!

شاردن سیاح بزرگ فرانسوی در قسمتی از سفرنامه خود می نویسد:«كبوترخانه های عظیم ایران شش بار بزرگتر از بزرگترین پرورشگاههای ماست.»! و «ایران مملكتی است كه بهترین كبوترخانه‌های جهان در آنجا ساخته می شود.»!

مجموعه ی کبوتر خانه های اطراف اصفهان ، که شاردن تعداد آنها را 3000 بر شمرده است هم اکنون در حال نابودی است . ( به دلایل نابودی آنها اشاره خواهد شد. )

طبق آمارهایی که در سال 1365 از کبوتر خانه های موجود تهیه شده است تعداد انها فقط 606 عدد، اعم از فعال و مخروبه بوده است. وضعیت کبوتر خانه های مناطق دیگر ایران ، قمشه ، نجف آباد ، خوانسار ،خمین و گلپایگان و بازمانده های آن در استان آذربایجان و یزد از این هم بدتر است.

گفتنی است از نظرتاریخ علم و معماری نیز این بناها قابل مطالعه و تأمل هستند. در این بناها که زیبایی و کارآمدی آنها چنان به هم آمیخته است که جدایی ناپذیر به نظر می آیند،ازعلومی همچون فیزیک ، ریاضیات جانورشناسی، روانشناسی جانوری و آب و هواشناسی و غیره استفاده شده است.

این کبوتر خانه ها به خاطر تنوع بسیار در شکل و اندازه و تکرار موزون آنها و هماهنگی آنها با طبیعت و زیبایی های اطراف و به ویژه بافت و فضاهای اعجاب آور و هماهنگ درونی آنها می تواند یکی از جاذبه های نادیده انگاشته ی جهانگردی در اصفهان به شمار آید.

جمع آوری فضولات کبوتران به عنوان کود ، دور کردن کبوتران از مزارع جهت جلوگیری کردن از آسیب رساندن به مزارع و شکار کردن کبوتران و استفاده کردن از گوشت آنها از اهداف احداث این بناهاست.

قسمت عمده ی این فضولات د ر حاصلخیزی زمینهای زراعتی و مقدار کمی هم در د باغی به مصرف می رسیده است.

این فضولات در زندگی اقتصادی زارعان محلی نقش مؤثری داشته . به همین علت مهم کبوتران نزد آنها کم و بیش مقدس بوده اند.

با مروری بر نوشته های مستشرقین و جهانگردان در طی سه قرن گذشته می توان نتیجه گرفت که قدمت این برج ها به درستی معلوم نیست. ولی آنچه مسلم است از حدود 700 سال قبل ، برج های کبوتر در اصفهان خرید و فروش می شده و حتی صاحبان آنها به علت در آمد قابل توجهی که از این برج ها عایدشان می گردیده همه ساله مبلغی به عنوان مالیات به دولت های وقت پرداخت می کردند
26اردیبهشت
+ نوشته شده توسط ... در دوشنبه 1386/07/16 و ساعت 9:48 |
بارو

استفاده از کلمه بارو به دوره ساسانیان باز می گردد و به استحکاماتی اطلاق می شده که اطراف شهرها و یا روستاها و بیش از همه، قلعه ها می ساخته اند تا خطر حمله راهزنان یا دشمنان را دفع کنند.

بیش تر شهرهای تاریخی یا قلعه های به جا مانده از دوران باستان، محصور در دیواری است که گاهی پی و ریشه آن چندین متر پهنا دارد. بخش فوقانی این دیوارها به شکل دالانی است که به پاسبانان امکان فعالیت دفاعی می دهد. دالان ها با برج های دیده بانی قطع می شدند. برج ها در قسمت هایی تعبیه می شدند که تمامی چشم انداز بیرون حصار در دیدرس دیده بانان قرار بگیرد.

از طرف دیگر مهاجمان نیز پیش رفته ترین فنون را به کار می گرفتند تا راهی به میان حصار باز کنند. محاصره و قطع ارتباط ساکنان قلعه ها با دنیای خارج قدیمی ترین این روش ها است. منجنیق و عراده و آوردن توپ های باروتی در پای حصارها، روش های پیش رفته تر برای شکستن حصار قلعه ها بودند. استفاده از فیل های مسلح نیز در دوره ای از تاریخ سرزمین ما رایج بود. فیل ها به کوبه هایی مجهز بودند که می توانستند باروها را فرو بریزند. روش رایج دیگر استفاده از ظرف های نفت بود. این ظرف های شعله ور را با فلاخن به داخل حصار پرتاب می کردند.

باروها معمولاً از خشت خام ساخته می شدند. ولی در مناطق کوهستانی استفاده از سنگ نیز رایج بود. در مناطق جنگلی که الوارهای چوبی در دسترس بود، باروها ترکیبی از چوب و خشت بود. در دوره هایی نیز به خصوص برای حفاظت از قلعه درباریان از آجرهای کوره ای استفاده می شد و استحکامات قوی تری ساخته شده اند که تعدادی از این حصارها تا هم اکنون نیز باقی مانده اند
5تیر
+ نوشته شده توسط ... در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 10:46 |
كاشفان فروتن آب!

قنات یا كاریز اختراع ایرانی هاست اختراعی كه باعث شده در حاشیه كویر زندگی و تمدن انسانی جریان داشته باشد

آب درآوردن و آب رساندن، كار راحتی نیست. به خصوص جایی كه آب نباشد. به همین خاطر، كویری ها یا شهرهای حاشیة كویر، پیشتاز بیرون كشاندن آب از دل زمین اند.

قنات، یكی از پیشرفته ترین تكنیك ها برای رسیدن به آب است.قنات كه پارسی آن كاریز می شود اختراع شگفت انگیز ایرانیان است و از این جا به بقیة جاهای دنیا رفته است. شواهدی در دست است كه ایرانیان از 3800سال پیش قنات را می شناختند و از آن استفاده می كردند. این فن آوری به تدریج از ایران به شمال آفریقا، چین و حتی به بخش هایی از آمریكای جنوبی مانند شیلی راه یافته است.

دكتر محمدجواد صفی نژاد، استاد دانشگاه و یكی از شاخص ترین چهره هایی است كه خودش از نزدیك سراغ بسیاری از این قنات ها رفته. آن چه دربارة قنات در این دو صفحه می خوانید، حاصل گپی است كه با استاد صفی نژاد زدیم.

پایاب

پایاب ها مكان هایی هستند كه برای دسترسی آسان به گذرگاه زیرزمینی آب قنات ساخته می شوند. پایاب با پله از سطح زمین به پایین می رسد. پایاب ها نقش تفریح گاه داشته اند و به خاطر هوای خنك شان، هم به طور خصوصی و هم عمومی از آن ها استفاده می شده است.فضای اصلی پایاب، از یك اتاق به شكل های چهارگوش و هشت گوش ساخته شده. در كف پایاب، یك حوض است كه معمولا آب قنات در آن می چرخد و از آن بیرون می رود.

آسیاب آبی

آسیاب های زیرزمینی در عمق چند متری زمین قرار گرفته اند. در بالای این آسیاب، آب چاه یا قنات جریان دارد. این آب باعث چرخیدن پره های آسیاب و چرخیدن سنگ آسیاب می شود و از این راه، در اعماق زمین گندم به آرد تبدیل می شود.

تمیز كاری قنات

یك قنات چند وقت به چند وقت باید لای روبی شود.

كلنگ

این كلنگ یك مقنی است.با این كلنگ دایره ای به قطر یك متر می زنند و بعد زمین را می كنند و تا پایین همین اندازه را رعایت می كنند.

اول و آخرقنات

اگر از آسمان به یك قنات نگاه كنید، ردیفی از دهانه ها را خواهید دید كه از مناطق خشك كوهپایه ها می گذرد تا به نقطه ای سرسبز كه یك روستا و یا یك شهر است برسد. این دهانه ها، چاه ها یا به اصطلاح میله هایی هستند كه به یك كانال طولانی ختم می شوند؛ به قنات. این چاه ها برای بیرون آوردن آب نیستند، بلكه آن ها را كنده اند تا بتوانند همان كانال زیرزمینی یا قنات را حفر كنند. اختراع خوبی است نه؟ به جای این كه هربار با طناب آب را بالا بكشی، یك بار خاك را بالا می كشی و تا سال ها آب خودش با پای خودش از دل زمین بیرون می آید. این معجزه ایرانیان است در دل كویر: قنات.

عجیب ترین قنات های ایر ان

قنات دوطبقه

اردستان

تا به حال، اسم قنات دوطبقه به گوش تان خورده است؟ در اردستان، قناتی هست كه دوطبقه است، یعنی دو رشته آب، 2 كیلومتر به موازاتِ هم حركت می كنند. این تنها قنات دوطبقة ایران است. ساختمان این قنات ها طوری است كه آب در گلِ بین آن نفوذ نمی كند و باعث می شود به هم نشتی نداشته باشند. این دو خط موازی، 18 متر با هم فاصله دارند.

این قنات ها وقتی به چاه های میان مسیر قنات یا میله ها راه می رسند، رشتة رویی قنات، میله را دور می زند. و فقط در مرحله آخر است كه این دو رشته به هم می رسند و از زمین بیرون می آیند.

گناباد

300مترزیرزمین

این كه چند صد سال پیش، بدون لوازم امروزی، چاهی 300 متری كنده شود، كمی عجیب به نظر می رسد. حفر این چاه با طناب معمولی نمی توانسته صورت بگیرد. با یك محاسبة سرانگشتی، وزن یك طناب 300 متری چیزی در حدود 300 كیلوگرم می شود. وزن سطلی كه به این طناب آویزان است را هم اضافه كنید تا پاره شدن طناب برایتان قطعی شود.

اما ذهن خلاق ایرانی فكر بكری كرده است. این قنات به صورت پلكانی ساخته شده. به این صورت كه 100متر به 100متر، به شكل پلكانی این چاه حفر می شده. یعنی 100 متر می كنده اند و یك پله می داده اند و دوباره 100 متر می كنده اند و یك پلة دیگر و همین طور تا آخر. این طوری، لایروبی قنات، ایستگاه به ایستگاه صورت می گیرد. اما نكتة بعدی برای چنین عمقی، مسأله هوا است. آن پایین قرار است یك عده آدم كار كنند و مطمئنا به هوا احتیاج دارند. این قضیه هم راه حلی داشته است. آن ها بدون این كه كپسول اكسیژنی باشد یا فن برقی اختراع شده باشد، با دستگاه دم، هوا را از بالا به پایین می فرستاده اند. تا آن پایینی ها نفس بكشند و نمیرند.

مركز تمدن كاریزی

كاشان

اگر كاشان را به عنوان مركز یك دایره در نظر بگیریم كه شعاع صد یا صد و بیست كیلومتری دارد، بیشتر نقاطی كه قنات های شگفت آور دارد و دارای ویژگی های منحصر به فرد است، در این دایره واقع شده است. در جاهای دیگر ایران هم قنات هست، اما این قنات ها پیچیدگی ها و ویژگی های خاص قنات های كویری را ندارند.

قنات مخروطی

ابراهیم آباد

سر راه قم به اراك، در ابراهیم آباد، قناتی هست كه شكل اش با قنات های دیگر فرق دارد. این قنات، مخروطی است. به طور معمول مقنی برای حفر چاه قنات كلنگ اش را كه دسته اش نیم متر است برمی دارد و دایره ای به شعاع یك متر می زند. بعد هم این دایره تا پایین ادامه پیدا می كند. اما این چاه، مخروطی شكل است. یعنی هر چه چاه به سمت پایین می رود، بازتر می شود. رفتن داخل این قنات، كار سختی است. آن ها كه رفته اند، می گویند دیواره های چاه، سنگ چین شده و سنگ ها را با ملات كنار هم گذاشته اند. دیوارة این قنات آب زا است و از بین آن، آب بیرون می زند. در این قنات، جز سیاهی و تاریكی و هوهوی آب، چیز دیگری نیست.

سد زیرزمینی

میمه

سد یا آب بند هم آن زیر وجود دارد. زمستان ها آب قنات زیاد می شده و آن ها برای ذخیرة این آب برای تابستان، سد می زده اند.

قنات میمه اصفهان، سدی با ارتفاع 9 متر دارد. جنس این سد از سنگ و ملات است. این جا 9 دریچه گذاشته اند. زمستان ها دریچه های گرد را با كوزه می بستند. به این صورت كه پارچه ای دور كوزه می پیچیدند و توی دریچه ها می كردند. هرچه فشار آب در زمستان بیشتر می شد، كوزه ها بیشتر در حفره ها فرو می رفتند.

آب پشت سد جمع می شود و گاهی وقت ها داخل كوه های اطراف قنات هم اتاقك هایی درست می كردند كه آب در آن ها انبار شود و تابستان كوزه را می شكستند و آب سرریز می كرده است.

طولانی ترین قنات

یزد

قنا تی در یزد هست كه 120كیلومتر طول دارد. در هیچ كجای دنیا قناتی با این طول وجود ندارد. اسم این قنات از قرن ششم در كتاب های تاریخی آمده است
5تیر
+ نوشته شده توسط ... در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 10:46 |
شیوه های معماری در دوره هخامنشیان

پارسیان با بهره گیری از سنت های معماری كاخ های ستوندار رایج در مناطق مرتفع مشرف بر بین النهرین و هنر دستی ایونی ها (INONIENS) ،در تزیینات كاخ از سنت های هنری كهن مردمانی استفاده كرده اند كه در پی كشور گشایی های كوروش و داریوش به امپراطوری نو پای پارس پیوسته بودند . ویژگی بارز این سنت های هنری ، پیچیدگی هنری بود كه خود ریشه در آمیزش هنری آن داشت. ...

از یك سوی امپراطوری های مغلوب آشور و بابل تا زمان سقوط خود به دست سپاهیان پارس، میراثی را حفظ كرده بودند كه به گذشته های دور در عصر سومریان یعنی میراثی كه عناصر جهانی را در هنر خویش تجسم می كرد.

از سوی دیگر مردم مناطق لوان LEVANT در ساحل شرقی مدیترانه ،آرامی ها و بالاخص فنیقی ها شماری از مضامین تصویرگری را كه از بین النهرین ،مصر و مناطق حاشیه دریای اژه به عاریه گرفته بودند، حفظ كرده بودند. لیكن با سقوط سازمان پادشاهی و سیستم اجرایی و اداری وسیع آن ،مفاهیم اسطوره ای اولیه به فراموشی سپرده شد. لذا پارسیان كه به تازگی یكجانشین شده بودند و به مقام سروری ملت های آن دوره رسیده بودند،هنری را پذیرفتید كه از مكاتب مختلف و گاه متعارض هنری شكل یافته بود. عاریه های هنری از هنر یونان ،هنر درباری پارسیان را كه در خدمت شكوه پادشاه و مردم سرزمین های وی بود،غنا بخشید.

رشد و پیشرفت هنر تزیینی در عصر سلطنت كوروش و داریوش هر چند نخستین شكل اولیه هنر تزیینی كاخ های هخامنشی در پاسارگاد دیده می شود اما امروز،می دانیم كه این هنر در دو مرحله گسترش یافته است. بر روی قطعات بجای مانده از تزیینات حجاری كاخ كوروش كبیر در پاسارگاد با همان تالار بار عام ، مجموعه ای نقش برجسته را می بینم كه نگهبان خدایان آشور و بابل بودند ولی فارغ از مفاهیم نمادین اولیه خود این كاخ آفریده شده اند:نگهبان خدای خورشید به شكل انسان ـ گاو و نگهبان خدای تباهی به شكل فرشته ـ ماهی در مقابل در كاخ ورودی و بر روی یكی از درگاه های جانبی تالار كه به شكل سنگی یكپارچه هنوز پا برجا است، نقش انسانی را می بینم كه وجود كتیبه ای به سه زبان (كه امروزه تقریبا از بین رفته است ) گواه آن دارد كه نقش فوق،تصویری از كوروش كبیر می باشد. به واقع تاج سه شاخ كه به نظر می رسد از هنر تصویرگری مقدس مصریان به عاریه گرفته شده است ـ در آن هنگام مصر هنوز توسط پارسیان فتح نشده بود و منطقه لوان در حد فاصل ایران و مصر نقش واسطه ای در این انتقال هنری ایفا كرده بود ـ و نیز بال های آن به گونه ای است كه نقش فرشته حامی شبیه نقش نگهبان كیهانی فراموش شده معابد آشور و بابل را در ذهن متبادر می سازد. چهره نجیب و شریف این نقش بیانگر تصویری آرمانی از انسان است كه امروزه به دلیل شناخت كافی از سیاست شامح و مدارای كوروش با رعایای خویش مشخص شده است كه ارایه چنین تصویری با این سیاحت بی ربط نمی باشد. لباس عیلامی كه نمونه مشابه آن بر روی نقش برجسته های آشور بنیپال شناسایی شده است و از نظر زمانی در حدود یك قرن تقدم زمانی به آن دارد،سنت پادشاهی بومی آن منطقه را یادآوری می سازد كه پارسیان مهاجر و نو وارد به این منطقه سعی داشتند كه خود را با این سنت مرتبط سازند. دروازه های اصلی نیز با نقش حیوانات عظیم الجثه ای تزیین یافته بودند كه امروزه تقریبا از بین رفته اند . این نقش برجسته ها از تزیینات كاخ های آشوری كه در آن زمان امكان دیدن آنها وجود داشته است ،الهام گرفته شده اند. با این حال این داریوش بود كه در فاصله سال های 521 تا 486 قبل از میلاد به هنر درباری هخامنشی شكلی ثابت بخشید و از آن حمایت كرد به گونه ای كه جانشینان وی نیز قواعد این هنر را پذیرفتند و آن را دنبال كردند.

پیروزی های متوالی داریوش در 2سال نخست پادشاهی اش بر یاغیان امپراطوری و قدرتی كه از این فتوحات به دست آورده بود ، سرانجام در صخره بیستون ، مشرف بر جاده بین النهرین و ماد به تصویر كشیده شده است. برای نخستین بار رویدادهای و وقایع تاریخی دوران یك پادشاه به شكل تركیبی و نه حادثه ای به تصویر كشیده شده است. چنین روایتی را می توان ریشه در سنت جاری بین النهرین در عصر پادشاهی نارام سین كبیر، فرمانروای آكد در دو هزار سال قبل از آن دانست كه داریوش نیز از آن الهام گرفته بود.

در این نقش برجسته ،تصویر گوماتا، دشمن اصلی داریوش را می بینیم كه در زیر پای وی بر روی سنگ حك شده است و نقش افراد دیگر به عنوان نمایندگان ملت های مغلوب در حالی كه دست و پای آنها بسته شده و به صف ایستاده اند،در پیش روی داریوش به تصویر كشیده شده است. بر فراز این نقش ها ، تصویر خدایی را می بینیم كه در میان حلقه ای بالدار قرار گرفته است و داریوش مراسم سپاس و احترام به وی را برگزار می كند. این خدا شباهت بسیاری با خدای خورشید حامی پادشاهان آشور دارد كه آنها نیز از حلقه خورشید مصریان الهام گرفته بودند. اما آنچه كه به نظر واقعی تر می رسد این است نقش فوق ،تصویر اهورامزدا ، خدای آریان یا ایرانیان، حامی و مددكار سلسله هخامنشی است . نكته مهم در این است كه چگونه مضمونی تصویری برای نشان دادن اسطوره ای كیهانی كه فاقد ارزش اولیه است،پذیرفته شده است، و نمادگرایی پیچیده ای را آفریده است كه ایدئولوژی پادشاهی و خداشناسی جدیدی را به با یكدیگر در هم آمیخته است . در نقش برجسته بیستون چین های پهن لباس پادشاه،تقلیدی ناشیانه از نمونه حجاری یونانیان در گنجینه سیفنوس SIPHNOS در دلف DELPHES در مركز مذهبی یونان قدیم می باشد. اگر بخواهم به شكلی صحیح تر سخن بگویم به نظر می رسد كه پارسیان مجبور بودند از چنین مدلی الهام بگیرند. زیرا بر خلاف آشوریان سعی داشتند تا با نشان دادن چین لباس با سنت هنر بومی كه پیشتر در لرستان و اورارتو به تصویر كشیده شده بود،بار دیگر رابطه برقرار سازند.

آنها با این كار،قصد داشتند كه برای بیان ثبات پادشاهی جهان گستر خود این هنر را از آن خود سازند.

هنر در خدمت ایدئولوژی امپراطوری

داریوش در تزیینات كاخ ها و آرامگاه خود بدون در نظر گرفتن پیروزی ابتدایی خود كه به طور قطعی به دست آمده بود،این ایدئولوژی را بیان كرده است. به این ترتیب وی آن را با آرمان صلح ،كوروش كبیر در گستره وسیع تری مرتبط می سازد. در آرامگاه داریوش در دل دیواره های سنگی نقش رستم واقع در مجاورت مكان باستانی آیینی عیلامیان، این نگاه جنبه تركیبی تری به خود می گیرد. بر فراز ورودی آرامگاه،سردری دیده می شود كه از هنر مصری به عاریه گرفته شده است و شبیه ایوان ورودی كاخ ستوندار هخامنشی است و سر ستون های آن كه پیشتر كوروش نیز آنها را به كار برده است ،سرویس های تزیینی گاو دوسره می باشد . این نقش ها و مجسمه ها كه جزو هنر اولیه پارسیان به شمار می آیند، بعدها در ساخت كاخ های شوش و تخت جمشید با عناصری نظیر طوماری سر ستون كه از هنر مردم لوان به عاریه گرفته شده اند و نیز با سر ستون های گلدانی شكل مصری و بدنه و شال یونانی ستون ها تكمیل شده است.

در ایوان این كاخ و یا شاید داخل آن سكویی در دو طبقه دیده می شود كه تقلیدی از نمونه یافت شده در ایذه ـ مالمیر می باشد كه شاهزادی عیلامی در اواخر هزاره دوم قبل از میلاد بر روی سنگ آفریده است. همچنین آشوریان در نقش برجسته های خود تصویری از تخت سلطنتی را نشان داده اند اما این بار ستون های پهلوان پیكر اساطیری این تخت را بر دست گرفته اند. دایوش به جای ستون های پهلوان پیكر از نقش افرادی استفاده كرده است كه نماینده ملت های مغلوب می باشند و هر یك از این افراد را می توان با توجه به لباس آنها شناسایی كرد. برخی از این افراد مسلح هستند . این بدان معنا است كه افراد مذكور اسیر به شمار نمی آمدند بلكه آنها مردمانی آزاد محسوب می شدند كه در سرزمین های امپراطوری هخامنشی حق زندگی داشتند.

پادشاه كه بر روی تخت سمبلیك نشسته است ،در حال تكریم و ادای احترام به اهورامزدا است كه بر فراز آتش مقدس نشان داده شده است. با وجود این كه آتش یكی از عناصر مذهب باستان ایرانیان بوده است ،ثابت نشده است كه مذهب باستانی ایرانیان، زرتشتی بوده است.

شوش و تخت جمشید

هر چند كه داریوش پیشتر كاخی را برای اقامت زمستانی خود در بابل داشت ولی وی كاخ های شوش را نیز صرفا برای اقامت خود در طول زمستان بنا نهاد. برای رسیدن به كاخ ها از سمت شهر سلطنتی باید از دروازه باشكوهی عبور می كردند كه خشایارشاه ساخت آن را به پایان رسانید. در دو سوی این دروازه دو مجسمه ساخته شده در مصر قرار داشت كه بزرگ تر از اندازه های طبیعی بودند و فقط یكی از آنها در سال 1971 پیدا شد. سرمجسمه كشف شده از بین رفته است اما قبلا مكنم MECQUENEM سرمجسمه ای با همان صورت را همراه با قطعات دیگر ساخته شده از سنگ های آن محل پیدا كرده بود. همین مسأله این امكان را به ما می دهد كه بتوانیم تصویری از چهره پادشاه را در ذهن تجسم كنیم كه صورت وی پوشیده از 5 ردیف حلقه مو است. از نظر هنری كار بسیار قوی و خوبی بر روی آن صورت گرفته است . اما به نظر می رسد كه چون سنگ مجسمه رنگ آمیزی شده بود،آن را بسیار صیقل نداده بودند.

در ضلع شمالی محوطه ، كاخ آپادانا قرار دارد كه بر اساس سنت زندگی مردمان كوهستان، محلی برای گردهمایی افراد به شمار می رفت. بنای كاخ از خشت خام ساخته شده است. پس از حمله اسكندر و سقوط امپراطوری پارس،بنای كاخ به دلیل متروكه ماندن رو به ویرانی نهاد از این رو تزیینات زیبا و با شكوه لعابدار دیواره های كاخ كه مطابق با دمای هوای آن منطقه ساخته شده بودند، امروزه از بین رفته اند. به گونه ای كه دیگر نمی توان محل دقیق آجرها، نگاره های شوش با نقش كمانداران پارسی را در كاخ شناسایی كرد. لباس با شكوه این سربازان پارسی نكته قابل ذكری در این آجر نگاره ها است ولی یقین داریم كه به هنگام جنگ و نبرد از این لباس استفاده نمی كردند. بر روی لباس چیندار و رنگارنگ این سربازان آذین های گلسرخی تزییناتی دیده می شود كه نقوش معماری برج های كنگره ای قلعه های قدیمی را در ذهن تداعی می كند.

این نقوش معماری را می توان با جان پناه های به دست آمده در پای دیواره تراس تخت جمشید مقایسه كرد كه به نظر می رسد در ابتدا در محلی مرتفع تر قرار داشتند. در رابطه با رنگ روشن و یا تیره پوست این جنگ جویان نمی توان نظر دیولافوا DIEULAFOY را پذیرفت كه به هنگام كشف آنها تصور می كرد كه این تفاوت رنگ به تفاوت نژاد آنها بر می گردد. مقایسه نقش این كمانداران با گارد جاویدان پادشاه ، نوعی اتفاق و وحدت در بین این دو را مشخص می سازد. در كنار نقش كمانداران پارسی ، می توان نقش حیوانات عظیم افسانه ای و یا حتی واقعی را دید كه از فرهنگ و تمدن هنری آشور و بابل به عاریه گرفته شده اند . اما نمایش آنها در این كاخ فارغ از ارزش نمادین و اسطوره ای آنها است. به این ترتیب می توان چنین نتیجه گرفت كه نقش شیرها در نمای شمالی حیات شرقی هیچ رابطه ای با الهه ایشتار ISHTAR ندارد و گاو های بالدار هرگز نمی توانند تجسمی از آداد ADAD خدای توفان باشند.

سرانجام داریوش كار احداث مجموع كاخ های پارسا را ـ كه یونانیان آن را پرسپولیس می نامیدند و با وجود این كه بسیاری از آنان در ساخت این كاخ مشاركت داشتند، مدت ها بعد در كتب خود به وجود چنین شهری اشاره كرده اند ـ آغاز كرد. تخت جمشید پایتخت كوهستانی امپراطوری پارس بود كه در نقطه مقابل شوش قرار داشت ،همانگونه كه عیلامیان نخستین ساكنان منطقه ، آنشان ANSHAN را به عنوان پایتخت زمستانی خود داشتند. وجود مفهوم دوگانگی كه تقلیدی از دوگانگی عیلام باستان است حتی در ساخت و گزینش مكان پایتخت ها جلوه گر شده است. در تخت جمشید وجود سنگ های خوب و مناسب محلی زمینه را برای معماری كاخ های ستوندار با تزیینات حجاری و رنگ آمیزی شده و نیز استفاده از آجرهای لعابدار در برخی قسمت ها را فراهم آورده بود.

هنر در خدمت شكوه و اقتدار امپراطوری

در تخت جمشید و در مقایسه با معماری و تزیینات كاخ های شوش به نظر می رسد كه هنر منسجم به كار برده شده در ساخت و تزیین كاخ ها هدفی جز بیان شكوه و عظمت امپراطوری و بالاخص شخص پادشاه ندارد،در وسط دیواره های تراس آپادانا،نقش برجسته هایی وجود داشت كه در آن تصویر شاه را بر روی سنگ آفریده بودند. شاه در زیر سایبانی بر روی تخت پادشاهی نشسته است و شاهزاده و جانشین وی نیز به حالت ایستاده كنار او دیده می شود. امروزه این نقش برجسته ها در محل خود دیده نمی شوند. چهره پادشاه و جانشین وی به یك شكل نشان داده شده است زیرا در آفرینش این نقش ها چهره پردازی برای شاه مد نظر نبوده است بلكه می خواستند تمثال های برجسته ای بیافرینند كه با چهره آرمانی كه در هنر آشور دیده می شود،قرابت داشته باشد و در این میان با نمونه چهره آرمانی كه كوروش در نقش برجسته فرشته بالدار در پاسارگاد بر روی یكی از درگاه های كاخ ورودی آفریده است ،شباهتی ندارد. دو پیشخدمت در پشت سر پادشاه دیده می شود كه یكی دستمال و دیگری تبرزین جنگی پادشاه را به دست گرفته اند. نیام خنجری كه به كمربند وی بسته شده است كنده كاری شده است. یكی از درباریان و نجیب زاده ها كه همانند مادها لباس پوشیده است،پارسیان و سایر نمایندگان ملت ها را به حضور پادشاه معرفی می كند . بنابر دلایلی كه تاكنون نیز مكتوم مانده است ،این دو نقش برجسته از محل اصلی خود جدا شده و به داخل حیات اصلی ،گنجخانه منتقل شده اند ؛ ( برخی معتقدند كه بر خلاف نظر اشمیث باستان شناس مشهور آلمانی كه مطالعات بسیاری در خصوص تخت جمشید و امپراطوری هخامنشیان انجام داده است،نقش پادشاه در این نقش برجسته ها از آن داریوش نبوده و خشایار می باشد. جانشین وی نیز داریوش ، فرزند ارشد خشایار است. در مورد علت جابه جایی این نقش برجسته ها نیز دكتر فرخ سعیدی در كتاب خود چنین آورده است : «در ده سال آخر دوران شاهی خشایار،آرتاپانوس ،فرمانده نگهبانان شاه كه در مقام هازاراپاتین مورد اعتماد شاه نیز بود،با همدستی یكی از خویشاوندان مادی به نام آسپی میتریس كه خواجه سالار دربار بود ، خشایار را شب هنگام در كاخش می كشند.

سپس سوی اردشیر اول یكی از پسران جوان خشایارشا شناخته و داریوش فرزند ارشد او را متهم به شاه كشی می كنند. ( اردشیر اول بی درنگ فرمان قتل داریوش را صادر می كند و خود بر تخت می نشیند. دیری نمی پاید كه توطئه علیه اردشیر آشكار می شود . هر دو گرفتار شده و به فرمان اردشیر اعدام می شوند... لذا اردشیر اول با توجه به این كه نمی خواست نقش آنها را در كاخ آپادانا در معرض دید جهانیان قرار بدهد و از سوی دیگر نابودی آنها نیز ممكن نبود،دستور داد كه در سال 465 قبل از میلاد این دو نقش برجسته را به گنجخانه منتقل سازند. »ـ مترجم )

پس از این انتقال ،خشایارشا دستور داد كه به جای آن نقش برجسته دیگری آفریده شود. امروزه در محل آنها نقش سربازان پارسی و مادی را می بینیم كه رو به روی هم ایستاده اند.در دو سوی آنها دو نقش برجسته دیده می شود كه در هر یك از آنها شیری،گاوی را با پنجه و دندان شكار كرده است . صحنه شكار گاو توسط شیر را می توان تجسمی از اسطوره های باستانی به صورت حیوانی دانست كه فارغ از مفاهیم نمادین اسطوره ای و ستاره شناسی در این جا نشان داده شده اند.

در جبهه غربی تراس ، سربازان پارسی در سمت راست در سه ردیف نشان داده شده اند در حالی كه در جبهه شمالی سربازان پارسی به تناسب و به صورت متقارن در سمت چپ قرار گرفته اند. در ردیف بالایی ، ارابه باشكوه پادشاه نیز وجود داشت كه امروزه فقط نقش ارابه ران باقی مانده است . در اسناد مكتوب به جای مانده از دوران هخامنشیان، در لوح استوانه ای كوروش كه امروزه در بریتیش میوزیوم نگهداری می شود به استفاده از این وسیله نقلیه اشاره شده است كه پادشاه برای شكار شیر به سوی آنها هدف گرفته است.

ملت های امپراطوری

بر روی دیواره پلكان آپادانا و در سه ردیف متقارن نقش برجسته هایی دیده می شود كه در قالب نمایندگان ملت های امپراطوری برای تقدیم هدایای نمادین به پادشاه كه در منطقه خود تولید كرده اند،در كاخ حاضر می شدند.

هر چند بسیاری از باستان شناسان سعی كرده اند هویت این افراد را شناسایی كنند با این وجود به نظر می رسد كه نمی توان هویت آنها را به طور قطعی شناسایی كرد. چرا كه همانند نقوش آرامگاه های هخامنشی كه در آن تصویر نمادین ملت ها به صورت متفاوت از هم بر روی دیواره سنگی كوه حك شده اند،و نام آنها نیز نوشته شده است ، در پلكان آپادانا هیچ كتیبه ای برای شناسایی هویت این افراد وجود ندارد ( در نقش رستم 28 ملت امپراطوری هخامنشی كه تخت پادشاه را بر دست دارند،از روی لباس شناسایی شده اند و در كتیبه پشت نقش شاه و همچنین میان دو نیمه ستون مركزی ، نام تك تك این ملت ها آورده شده است كه در شناسایی آنها بسیار مؤثر بوده است ـ مترجم ).

در میان این نقش برجسته ها،مادها را می توان با توجه به فرم سر و كلاه آنها شناخت و در پشت سرمادها،ارمنیان قرار گرفته اند كه همانند مادها لباس سرهم پوشیده اند . در ردیف زیری ارمنیان ، خوزی ها دیده می شوند كه همه پیراهن و دامن چین دار پوشیده اند و هدیه آنها عبارتست از یك شیر ماده و دو بچه شیر،یك جفت خنجر مشابه خنجری كه داریوش در مجسمه خود كه در شوش یافت شده است،به كمر بسته است. به دنبال آن هراتیان ARYENS ها قرار گرفته اند كه شتر دو كوهانه ای با خود آورده اند، بابلی ها با گاومیش كوهان دار،و لیدیه ای ها (یا سوریه ای ها؟) كه جواهرات و ارابه دوچرخی را به عنوان هدیه برای پادشاه آورده اند؛ جواهرات عبارتند از : گلدان های پر نقش و نگار با بریدگی های عمودی ، دو كاسه سرباز ، بازوبندهای نفیس مزین به نقش گریفون ،حیوان اسطوره ای (یا سه شیر؟)

در ادامه نقش برجسته ها می توان اهمیت مردمان ساكن در مناطق شرقی امپراطوری پارس و در آسیای مركزی را به خوبی دریافت كرد كه به نظر می رسد پارسیان روابط دوستانه نزدیك خود را با آنها حفظ كرده بودند به عنوان مثال می توان چهره دو سكاهای تیز خود « SAKA TIGRAKHAVDA » را شناسایی كرد كه اسب كوتاه قد آراسته، دستبندهایی با سر حیوانات ، پارچه های چین دار و جبه به عنوان هدیه با خود آورده اند. تمام این افراد مسلح هستند و این امر مؤید آن است كه حضور آنها در خاك امپراطوری پارس و زندگی در آن با روابط دوستانه با پادشاه همراه است . تمامی هیأت های نمایندگان به طور همزمان برای تكریم پادشاه به هنگام برگزاری مراسمی با شكوه در آپادانا گردهم آمده اند. به نظر می رسد این نقش تصویری از واقعیتی است كه در صفحه آپادانا همه ساله وجود داشت . به هر حال نمی توان به راحتی پذیرفت كه این افراد به هنگام برگزاری مراسم سال نو در تخت جمشید گردهم می آمدند ( برخی از محققان نظیر دكتر فرخ سعیدی و شاپور شهبازی معتقدند كه دلیل حضور این نمایندگان از دورترین نقاط در این كاخ برای شركت در مراسم نوروز بوده است و هدف از این نقش ها،صرفا آرایش دیوار پلكان نبوده است بلكه هدف مستند ساختن جشن نوروز بود كه در این كاخ برگزار می شد، از سوی دیگر یكی از اهداف دوگانه ساخت جمشید را برگزاری مراسم جشن نوروز می دانند،هدف دوم ایجاد گنجخانه ای شایسته برای گردآوری ثروت كشور بود. مترجم)

كاخ صد ستون

كاخ صد ستون یا تالار تخت در سمت شمال،اندكی بالاتر از گنجخانه و رو به روی آپادانا قرار دارد. طرح آن از ابتدا ریخته شده بود ولی خشایارشا ساخت بنای آن را آغاز كرد. این كاخ چهار گوش با یك صد ستون و 70 متر طول و عرض نمونه مشابهی از كاخ آپادانا است كه خشایارشا نتوانست ساخت آن را در زمان حیات خود به پایان برساند و اردشیر شاه ( 424 ـ 465 ق. م ) كار احداث آن را به پایان رساند. ( بر روی سنگی كه در گوشه جنوب شرقی كاخ به همت هرتسفلد پیدا شده است ،چنین آمده است :«اردشیر شاه می گوید:این كاخ خشایارشا شاه و پدر من پی اش را ریخت. در حمایت اهورامزدا من ،اردشیر شاه آن را برآوردم و تمامش كردم ». ـمترجم).

از نظر معماری تفاوت های بین این كاخ و كاخ آپادانا وجود دارد.

در سه ضلع كاخ ،دو ردیف دیوار ساخته شده است و دالان باریكی را بین خود تشكیل داده اند كه به بیرون راه ندارند ولی از طریق دو درگاه بزرگ و با شكوه به تالار مركزی راه داشتند.

موقعیت و محل قرار گرفتن دالان ها و درگاه ها به گونه ای است كه به نظر می رسد دیوارهای داخلی بلند تر از دیوارهای بیرونی بوده است . لذا در بخش فوقانی پنجره های بلندی زیر سقف تعبیه شده بود. تا از طریق آنها نور به داخل فضای بزرگ و تاریك آن بتابد. بر این اساس می توان چنین برداشت كرد كه پنجره و تاقچه ای سنگی بین دروازه های بزرگ سنگی بسته بودند . تنها نمای جبهه شمالی كاخ مشابه نمای كاخ های كهن لوان EVANTL -است كه آشوریان آنها را هیلانی HILANI می نامیدند. در نمای شمالی تالار صد ستون ایوان ستوندار مجسمه گاو به عنوان نگهبانان بزرگ دو دروازه اصلی ورودی به كاخ دیده می شد . تزیینات درگاه های بزرگ ، شبیه نمای آپادانا است . در روی درگاه ها شاه را به صورت نشسته بر روی یك صندلی می بینیم كه در پایین آن در 5 ردیف پارسیان و مادها به صف ایستاده اند. نقش سایر ملت های امپراطوری بر روی درگاه های دروازه های جنوبی تالار كه دروازه های تصنعی تالار بودند ـ زیرا برای ورود به تالار از آنها استفاده نمی شد و این دروازه ها تنها به دالان های باریك و بن بست ضلع جنوبی باز می شدند ـ آفریده شده است. نقش این ملت ها شبیه نقش برجسته های آرامگاه های هخامنشی در زیر تخت پادشاه حك شده است . موضوع تزیینات دروازه های داخلی تالار ،موضوعی سیاسی است كه در آن قهرمان ،پیراهن پادشاهی به تن كرده است كه تجسمی از قوم پارس و یا شخص پادشاه است كه با دیو یا حیوان اسطوره ای نبرد می كند و او را از پای درمی آورد . به هر حال نمی توان نبرد این دو را ،نبرد اهورامزدا علیه اهریمن خدای شر (تجسم بشری از شر) دانست چرا كه در هیچ یك از متون مربوط به این دور ،نیز به وجود این مبارزه اشاره نشده است.

كاخ داریوش

كاخ آپادانا به كاخ كوچكتری راه دارد كه داریوش نخست آن را در بخش جنوبی تخت جمشید بنا نهاد . این كاخ قچر هدیش نام دارد. تزیینات نمای سكوی كاخ ،نقش ارتش امپراطوری پارس با لباس های با شكوه را نشان می دهد كه در گوشه و كنار آن ردیفی از افراد نیز دیده می شود كه آذوقه و حیوانات زنده را حمل می كنند و بر روی دیواره پلكان های متقارن كاخ حك شده اند.

تزیینات درگاه های دروازه های كاخ ،زندگی روزمره دربار را نشان می دهد. شاه وارد محمل اقامت خود می شود و پشت سر وی خدمتگزاران هستند كه چتری بر سر شاه نگهداشته اند . در درگاه دیگر پشت سر شاه 2 نفر ندیمه دیده می شود كه حوله و عطردان پادشاه را حمل می كنند كه با نمونه مصری آن شباهت بسیاری داد.

كاخ سه درگاهی TRIPYLON

كاخ اختصاصی داریوش نخستین بنا و اقامتگاه خصوصی شاهان هخامنشی است كه در بخش جنوبی تخت جمشید ساخته شده است . زمان حكومت اردشیر بنای كوچكی در انتهای جنوبی حیاط وسیع جلوی پلكان شرقی آپادانا ساخته شد كه به نظر می رسد محلی است برای ورود به قسمت كاخ های خصوصی كه بعد از داریوش ،خشایارشا و اردشیر نیز اقامتگاه خصوصی خود را در جنوب تخت جمشید ساخته بودند ( ماهیت نقش برجسته ها كابرد بناها را تا حدودی روشن می سازد لذا حدس قریب به یقین این است كه تالار شورا محل ملاقات پادشاه با بزرگان مملكتی بوده است و در این كاخ با آنها به مشاوره می پرداخت وجود نقش های بی شمار نجبای پارسی و مادی بر روی پلكان این كاخ این فرضیه را تقویت می كند. لذا حتی این كاخ را به نام كاخ شورا نیز می شناسند مترجم). بر روی یكی از دیواره های داخلی درگاه های ورودی كاخ،پادشاه را می بینیم كه بر روی تخت نشسته است و 28 تن از نمایندگان كشورها تخت را بر دوش گرفته اند. پشت سر شاه به هنگام ورود یا خروج به تالار خدمتگزاران قرار داشتند كه یكی چتری باز بر سر شاه نگهداشته و دیگری حوله و مگس پران در دست دارد.

بر روی این نقوش و به هنگام كشف آثار آنها در سال 1933 نقاشی های اولیه كاخ هنوز باقی مانده بود. آبرنگ هایی كه یكی از باستان شناسان از نقوش این درگاهها كشیده است ،نشان می دهد كه پیراهن پادشاه ،قرمز رنگ بود و كفش های وی آبی رنگ.

نقوش پلكان های ورودی كاخ به خوبی رابطه نزدیك و برادری بین پارسیان و مادها را نشان می دهد. نجبای پارسی و مادی در حالی كه بسیار دوستانه به همدیگر نگاه می كنند، از پله ها بالا می روند و برخی شاخه گلی در دست دارند و برخی دیگر دست بر شانه دیگری نهاده اند . در شرق زمین نمونه مشابه این تزیینات بر روی ظروف سلطنتی بلخ در سر حدات امپراطوری ایران و آسیای مركزی در حدود 1500 سال قبل دیده شده است.

مهرها و طلاجات

به نظر می رسد كه شاهان هخامنشی حتی پس از استقرار امپراطوری پارس،عادات نیاكان خود را حفظ كرده بودند و به طور متناوب در شوش ،تخت جمشید،بابل و همدان اقامت می كردند . آنها همچنین علاقه مندی و میل به داشتن اشیاء زرین را از آنها به ارث برده بودند . هنر به كار رفته در ظروف سلطنتی، دستبندها،بازوبندهای كمانداران و گردن بندهای سربازان و پادشاهان باسنت دیرین شناخته شده در گورهای مارلیك و حسنلو ارتباط پیدا می كنند. هنر زرگری دوران هخامنشی از فنون و تكنیك های ظریف ملل مغلوب بالاخص مصریان در تسلط بر كاربرد همزمان طلا و نقره و مرصع كاری با سنگ های با ارزش وارداتی از مناطق دور نظیر فیروزه ،لاجورد ،عقیق سرخ بهره گرفته است. نشانه هایی كه از این هنر بر روی نقش برجسته های تخت جمشید به جای مانده است ،به خوبی هماهنگی و نظم به كار رفته در آمیزش سبك ها و موضوعات تصویر گری های تمدن های مخلتف موجود در امپراطوری پارس را نشان می دهد.

در خصوص اشیایی كه در نقش برجسته تخت های سلطنتی دیده می شود باید یادآوری كرد كه تنها نمونه های نادری از آنها باقی مانده است نظیر عاج هایی كه در داخل چاهی در شوش یافت شده اند ، كه به نظر می رسد جزو لوازم آرایش بودند . شانه هایی با نقش قهرمانان پارسی و محفظه هایی به شكل زن و پلاك های كوچكی كه قبلا بر روی اثاثیه و صندوق ها به كار برده می شد.

بسیاری از این اشیاء سبك كاملا مصری دارند كه نشان دهنده وارد كردن آنها از مصر به امپراطوری پارس است و نیز اشیایی كه بر روی آنها طرح های یونانی دیده می شود كه به سبك میدیاهای MIDIAS آتنی به شكل ظریفی حك شده است . هنر لووانی LEVANTINE نیز در برخی از این اشیاء دیده می شود كه قبلا در امپراطوری آشور گسترش یافته بود. ذوق گزینش گرای پارسیان در مهرهای دیوانی تخت جمشید كه در تمامی امپراطوری نیز متداول بود ، مشهود است:مهرهای استوانه ای مهرهای دیوانی تخت جمشید كه در تمامی امپراطوری نیز متداول بود.مشهود است :« مهرهای استوانه ای بر اساس سنت یكپارچه خط الرسم میخی ، بر روی الواح گلی عیلامی و نیز نقش مهرهایی كه برای مهمور كردن اسناد نوشته شده به زبان آرامی بر روی پاپیروس در تمامی امپراطوری به كار می رفت . بر روی مهرهای استوانه ای نقوشی دیده می شود كه نمی توان معنای اولیه آنها را درك كرد . بر روی این مهرها، قهرمانان پارسی رو به روی هم نشان داده شده اند كه همانند خدایان آشور و بابل دیوان نگهبان آسمان آنها را بر روی شانه های خود نگهداشته اند گاهی سربازان پارسی و مادی جایگزین آنها می شوند كه در حال ادای احترام به اهورامزدا هستند.

?

نویسنده: پیر آمیه

مترجم :رضا مصطفی زادگان
5تیر

 

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

+ نوشته شده توسط ... در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 10:38 |
خلاصه : پادیاب یا محل شست وشو و طهارت در معماری ایرانی و اسلامی ، پادیاب و در معماری خانه های كنار كویر ، ستودن سرچشمه آبهای پاك و معماری پرستشگاهای كهن – آتشكده آذر گشسب – وضو خانه مساجد و حوضخانه های منازل ایرانی .


سردابه و حوضخانه حسینیه ایلینی – قزوین



ارمغانهای ایران بجهان معماری

مهندس محمد كریم پیرنیا

كه صفائی ندهد آب تراب آلوده


پاك و صافی شو و آن‌گه بخرابات در آی

توجه به پاكیزگی پیش از همه جا در معماری ایران به چشم می‌خورد چنان كه بیشتر پرستشگاه‌ها یا بر لب چشمه آب بر پا شده یا در پیش آن جائی برای شستشو ساخته‌اند تا ستایشگران پیش از در آمدن به آتشكده یا مهرابه دست و روی و دیگر اندامها را بشویند و جامه‌ای سفید و پاكیزه در بر كنند و پیش دهان پنام به بندند . در فارسی كهن و میانه طهارت و شست و شو را پادیاو و پادیاوی یا پادیاب و نیز طشت آب را كه با آن شست و شو می‌كردند پادیاب‌دان می‌گفتند و همچنین جایگاههائی را كه برای شست و شوی ساخته‌اند پادیاو نامیده می‌شده و همین واژه است كه نخست بسیار نزدیك به تلفظ كهن فارسی آن به صورت پاثیاو و پاتسیو به زبانهای اسپانیائی و ایتالیائی درآمده و در فرانسوی و انگلیسی پاسیو و پاتیو و پیشیو شده است چنان كه ساختمان پادیاو هم توسط معماران تازه مسلمان ایرانی به شمال آفریقا و اسپانیا راه یافته و جزء زیبایی از معماری آن سامان شده است پادیاو ایرانی ( چنان كه نمونه‌های متعدد آن در گوشه و كنار كشور – مثلاً در تپه میل ورامین – نشان می‌دهد ) چهار دیوار كوچكی بوده است كه جوی آب یا بركه‌ای درمیان و رختكن‌ها و طاق نماهائی در پیرامون داشته است و همین پادیاو با همه ویژگیهایش بعد از اسلام در پیش مساجد و زیارتگاهها به نام وضوخانه جای گرفته است ( مانند آن چه در پیش سردر جامع یزد بوده و اكنون روی آن را پوشانده‌اند یا نمونه تازه‌تر و نزدیك به زمان ما – گودال باغچه میان مدرسه و مسجد نراقی – آقا – در كاشان ) .



پادیاو كم كم از پیش پرستش‌گاهها به درون خانه‌ها نیز راه یافته و چون معماری ایرانی درون‌گر است تبدیل حیاطهای گرد بسته به پادیاو و گودال باغچه لطف بسیاری به خانه‌های ایرانی داده است .

در شهرها و آبادیهای پیرامون كویر كه كمتر به آب روان هم‌كف زمین دست داشته‌اند پادیا و به صورت گودال باغچه و حوضخانه‌های زیر زمین در آمده است تا بتوان آب كاریزهای زرف را در آنها روان ساخت گودال باغچه‌ها گذشته از دست‌یابی به آب روان زیرزمین جایگاههای خنك و دل‌چسبی را برای تابستان گرم و سوزان آن سامان فراهم ساخته است ( چنان كه مثلاً در كاشان – روزهائی كه گرما نزدیك به 45 درجه می‌رسد گودال باغچه‌های آن شهر برای مردم گرمازده پناهگاه بسیار خوبی است و گاه می‌شود كه اختلاف درجه گرمای گودال باغچه و حیاط باور كردنی نیست ) .



در آئین‌های كهن ایران ، ناهید یا ایزد پاكی و آب بسیار ستوده شده و سرچشمه آبهای پاك در اوستا همچون ایزدان دیگر در پروردگار اهورا مزدا نیایش شده ویشتن ویژه دارد و نیز ماه مقدس آبان به این ایزد منسوب است . پاكی و پاكیزگی و پاك كنندگی و بر كناری از هر گونه آلودگی در نام ناهید چند بار تأكید شده چنان كه نام كامل وی « اردوسوراناهیثه » نشان دهنده ناآلودگی و زورمندی ( در پاك كنندگی ) و پاكیزگی و بركناری از هر گونه ناپاكی است .

ایرانیان به نام این ایزد هم مانند ایزدان آذر و مهر پرستش‌گاههائی برپا می‌كردند كه در آنها اهورای بزرگ یا آفریده‌ها و داده‌های نیكش پرستیده می‌شده . یكی از این پرستش‌گاهها كه خوشبختانه هنوز بر جای است در بیشابور ( پایتخت شاهپور نخست – نزدیك كازرون ) جای دارد .


حوضخانه فتحغلی شاهی و اشتر گلوی باغشاه فین – كاشان


این پرستشگاه پیرامون آبگیری سنگی با سنگ پاك‌تراش بنیاد شده و گرداگرد آن را راهروی سرپوشیده‌ای فرا گرفته است . آب رودخانه‌ای كه از نزدیك آن می‌گذرد در راه كاری 1 كه در زمین كنده شده از گوشه یكی از راهروها به درون روان می‌شده و پس از لبریز كردن آبگیر میانی از گوشه دیگر بیرون می‌رفته است .

شیوه معماری ویژه آن با سنگ‌های تراشیده بی‌آژند ( بدون ملاط ) و بستهای فلزی با شیوه ساختمان كاخ‌ها و بناهای نزدیك تفاوت دارد و این می‌رساند كه بسی كهنسال‌تر از سایر بناها باشد و به خاطر احترام و ارجی كه داشته شاپور شاهنشاه ساسانی آن را باز پیرائی كرده است اگر چه دربارة پوشش و آسمانه آن نمی‌توان به طور دقیق اظهار نظر كرد ولی وجود شیرهای سنگی بر روی رخبام و طره دیوار این گمان را پیش می‌آورد كه شاید مانند بیشتر پادیاوهای ایرانی لبه پیش آمده یا دامنه‌ای گرد پیرامون آبگیر را می‌پوشانده است .



بیرون شهر گور قدیم نزدیك فیروز آباد فارس بر سر راه شیراز آتشكده كاریان با شكوه شاهانه‌اش ایستاده است این بنای معظم و نامور در سالهای اخیر ( مخصوصاً پس از این كه پای جهانگردان به آن سامان باز شده و هر یك مطابق سلیقه خود آثار ایرانی را بررسی و حتی نامگذاری كرده‌اند ) به كاخ اردشیر معروف شده است در صورتی كه « اصطخری » در مسالك و ممالك خود آنجا كه از آتشكده‌های بزرگ فارس یاد می‌كند پیش از همه به معرفی این بنا می‌پردازد ( و حتی می‌گوید كه در زمان وی هنوز كتیبه‌ای به زبان پهلوی داشته كه هزینه ساختمان آن را معلوم می‌كرده است ) .

به گفته اصطخری ( كه خودراهبان بوده و همه راهها را پیاده پیموده است ) آتشكده كاریان ( كه به آن ناریس نیز می‌گفته‌اند ) بیرون شهر گور به راه شیراز « بر بركه‌ای نهاده » . وجود این بركه كه به تازگی پیرامون آن هم خاك‌برداری شده ) در پیش بنا خود یكی از دلیلهای بزرگ معبد بودن آن می‌باشد كه ستایشگران می‌توانسته‌اند پیش از درآمدن پرستشگاه با بهره‌گیری از آب آن ( پاك و صافی ) شوند .


بركه آتشكده آذرگشسب – تخت سلیمان


آتشكده آذر گشسب یا آذر خسروان ایران در نزدیكی نطاب بر لب بركه‌ای نهاده شده كه مانند بركه فیروز آباد از تك آن می‌جوشد و نیز كوه بیستون یا بغستان ( كه همیشه نزد ایرانیان مقدس بوده ) در پای خود چشمه‌ای جوشان و بركه‌ای دست‌ساز دارد به همچنین چشمه‌های جوشان پیرامون كویر چون چشمه علی ری دامغان گوشه خمین چشم محلات چشمه سمنان مدوار یزد و نظائر آن مورد احترام مردم بوده تا آنجا كه پس از اسلام هم اغلب آنها به شاه مردان یا بزرگان و پیران منسوب شده است .

طبیعی است كه تقدیس آب گذشته از جهات مدینی آن نزد ایرانیان تا حد زیادی نیز به اقلیم خشك و كم آب میهن ما بستگی داشته است و شاید از همین رو ایرانیان در ساختن سد و بند ریحشاب و كندن كاریز و كار (كانال ) همیشه مهارت فوق العاده داشته‌اند و چون كارهای آبی نیز یكی از ارمغانهای ایران به جهان معماری است در بخش دیگری از این سلسله مقالات درباره آن به تفصیل سخن خواهد رفت . اكنون باز می‌گردیم به پادیاو كه به صورت‌های گوناگون در معماری ایران عرضه شده است .

جز پادیاو و گودال باغچه باید از وضوخانه‌های مساجد و حوض‌خانه‌هائی كه در میان یا گوشه كوشكهای زیبای ایرانی ساخته شده نیز یاد كینم .

كمتر مسجدی است كه در كنار یا در پیش سر در آن وضوخانه‌ای ( درست مانند پادیاوهای ایران پیش از اسلام ) نیز نداشته باشد به جز مساجد ، امامزاده‌ها و حسینیه‌ها نیز اغلب دارای پادیاو و یا حوضخانه است در میان خانقاه‌ها پادیاوهای زیبائی می‌توان یافت كه برای نمونه صحن وكیل الملكی و عمارت سرچشمه بقعه و خانقاه ماهان را می‌توان نام برد كه هر یك پادیاوی كامل و زیباست .



انی كتاب از روز تألیف تا قریب هفت قرن (تا اواسط قرن هفدهم میلادی) در اروپا و تاكنون در مشرق‌زمین مورد نظر طالبان علم طب و جزو كتب درسی اغلب در مشرق‌زمین مورد نظر طالبان علم طب و جزو كتب درسی اغلب دارالعلم‌ها بوده است.

دراهمیت قانون به طور مجمل باید گفت كه چاپها و ترجمه‌ها و حواشی و تعلیقات و شروح و تلخیصهائی كه برآن نوشته شده بسیار زیاد است و همین موضوع مبین اهمیت و ارزش جهانی آن است كه طی این سلسله مقالات خواهد آمد.

آنطور كه از رساله سرگذشت مستفاد میگردد شیخ قسمت اول قانون (كتاب اول در كلیات) را در جرجان (درحدود سال 403 هجری قمری = 13ر1012 میلادی) و قسمتی را در ری (درحدود سال 405 هجری قمری = 15ر1014 میلادی) و بقیه درهمدان (بین سالهای 405 و 414 هجری قمری = 24ر1023 = 1014 میلادی) تصنیف كرده و به گفته گوزگانی شیخ قانون را به شاگردانش تعلیم میداده است.


میدان گنجكعلیخان- كرمان(حوض میدان از روی آثار باقیمانده از دوران صفوی عینا بازسازی شده است.)


خانقاه ماهان – در بالای عكس پادیا و بصورت اصلی نمایان است ولی حیاطی كه در پایین قرار گرفته در دوران اخیر تغییر شكل داده و حوض و باغچه آناز بین رفته است.


كمتر كسی است كه باغشاه فین كاشان را دیده باشد و ساعتها در كنار حوضخانه و حوض جوش شاه عباس و فتحعلیشاهی آن زیبائی خیره كننده‌معماری ایرانی را تحسین نكرده باشد . همچنین در باغ دولت آباد یزد در عمارت پیش در پیش سردر در باغ زیبای بهشت آئین و حتی در زیر بادگیران نمونه‌های گوناگون و متنوعی از پادیاو را می‌توان دید .

كاخها و باغهائی كه در شیراز ، یزد ، كرمان ، اصفهان ، تهران ، مازندران ، و خراسان بر جای مانده همه دارای پادیاو است كه باید از میان آنها از حوضخانه هشت باغ دلگشای شیراز كاخ هشت بهشت اصفهان ، صاحبقرانیه تهران ، چهلستون اشرف مازندران ( محل فعلی شهرداری بهشهر ) و باغ مزار كاشمر یاد كرد كه هر كدام گوشه‌ای از بهشت را به خاطر می‌آورد .


حوض و باغچه خانه بروجردی - كاشان


پاورقی‌ها
1 ) كار – كانال راهرو قنات

 

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

+ نوشته شده توسط ... در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 10:34 |
در و پنجره در معمارى سنتى ایران

اجزاء دَر

انواع پنجره

پنجره
در - پنجره
اُرسى
روزن
شباک
جامخانه
فخرومدین
طبیعى است که هر بنا در پایان کار ساختمان، نیاز به در و پنجره دارد. شاید کهن‌ترین مدارک و نمونه‌هاى در و پنجره در معمارى ایران را بتوان در نقش قلعه‌هاى مادى در آثار دور شاروقین یافت، که در همهٔ آنها دروازه‌هایى قرار دارد که داراى دولته است که به احتمال زیاد از چوب ساخته و روى آن آهن‌کوب مى‌شده است.
بر روى جام‌هاى ساسانى نقش چند بنا که بعضى از آنها به معبد و بعضى دیگر به دژ مى‌ماند نظیر دروازه‌هاى مادى را مى‌بینیم. با این تفاوت که لنگه‌هاى آن تبدیل به مستطیل شده و هلالى و نالى بالاى آن با نقش خورشید پر شده است. این قسمت در کلیهٔ ادوار معمارى ایرانى تقریباً معمول بوده است. چنان‌که هنوز هم هلالى بالاى در و پنجره را خورشیدى مى‌گویند. از دورهٔ هخامنشیان و ساسانیان، در و پنجره‌اى باقى نمانده است، تنها چیزى که مى‌دانیم این است که شاهان هخامنشى علاوه بر چوب سرو و کاج که براى پوشش مناسب بوده، چوب‌هاى سخت‌ دیگرى را از راه‌هاى دور مى‌آورده‌اند که به احتمال قوى به مصرف در و پنجره مى‌رسیده است. حتى زر و سیم، عاج و مصالح تزئینى دیگر هم در آرایش در و پنجره مصرف زیاد داشته است.







در دروازهٔ تخت‌جمشید هنوز جاى پاشنه و پاشنه گرد درها که در سنگ فرو رفته پیداست و نشان مى‌دهد که این دروازه‌ها درهاى سنگین دولته و شاید آهنین و زرکوب و سیمکوب داشته‌اند. از مقایسهٔ کاخ‌هاى ساسانى و صفوى با آثار تخت‌جمشید و با توجه به این‌که تقلید از بزرگان گذشته امرى اجتناب‌ناپذیر بود. تقریباً مطمئن مى‌شویم که کاخ‌هاى هخامنشى‌ در بالاى درها و حتى روى بام‌ها، روزن‌ها و جامخانه‌هایى داشته است.
از روزگاران کهن معماران ایرانى تلاش مى‌کرده‌اند که درگاه‌ها (به‌خصوص درها) را به صورت مستطیل ساده در آورند، تا باز و بسته شدن در را آسان کند و میان در و روزن بالاى آن کلاف چوبى مى‌نهادند. کلاف‌کشى در کمرکش ساختمان به‌خصوص در کشورى که زلزله‌خیز است، کارى بسیار منطقى و لازم بوده است.
در بناهاى عهد اسلامى در ایران هرجا در و دروازه دیده مى‌شود با کلاف چوبى به‌صورت مستطیل ساده درآمده مگر در چند مورد و مى‌توان گفت که چوب در معمارى ایران تنها کار کششى داشته است.
کهن‌‌ترین درى که تا چند سال پیش، از آثار آغاز اسلام ایران به‌جاى مانده بود، در دروازه مهریز (معریجرد) یزد بوده. این در با سه در دیگر به امر سرهنگان ابوجعفر کاکویه براى چهار دروازهٔ یزد توسط یک هنرمند آهنگر اصفهانى ساخته شده بود.







از سده‌‌هاى میانه هجرى نمونه‌هاى زیبا و متعددى از در و پنجره‌هاى چوبى‌ و فولادى وجود دارد که اغلب ‌آنها زینت‌بخش موزه‌هاى جهان هستند. در میان آ‌نها در بقعه‌ٔ سید ابوجعفر ابیض واقع در چابکسر، که در قرن نهم بدست درودگرى تهیجانى ساخته شده، از نظر تناسب بى‌نظیر است. در خانه‌ها و باغ‌ها علاوه بر درهاى دولته، در یک لته نیز زیاد به‌چشم خورده است.
در دروازه‌ها و قلعه‌ها از جمله همان چهار در کهن یزد یک لته بوده است. درهاى ورودى اتاق‌ها و بقعه‌ها و در و پنجره‌هاى مشبک، اغلب دولتهٔ متقارن بوده و سعى مى‌شده است که لته‌ها زیاد پهن نباشند، تا موقع باز شدن فضاى اتاق را اشغال نکنند، و اغلب رویه بیرون باز مى‌شده‌اند. به استثناى درهاى ورودى که رو به درون باز مى‌شده‌اند.
نمونه‌هاى مختلف در و پنجره، چه آنها که اصل آن موجود است و چه آنهایى که از میان رفته و تنها مى‌توان از روى نقاشى‌ها و حکاکى‌ها به‌شکل و طرح آنها پى برد، از روزگار کهن تا پیش از این‌که معمارى ایران تحت تأثیر معمارى غرب قرار گیرد - تقریباً - یک شکل و هیئت داشته و به اصطلاح امروز استاندار بوده است.
درها و پنجره‌هاى دولته در هر طرف به سه قسمت تقسیم مى‌شده است، در بالا و پایین قابى چهارگوش و در میان قابى مستطیل و عموى قرار داشت و در بوسیلهٔ یک پاشنه، در چوب یا سنگ یا آجرى که در پشت چارچوب قرار داشته (پاشنه‌گرد) و شاخى که از کلاغپر (چوبى که در بالاى چارچوب قرار داشته) مى‌گذاشته است، میگشته و به دیوار تکیه مى‌داده است. چارچوب داراى آستانه‌اى بلند بوده و در پشت لته‌هاى در کار گذاشته مى‌شده؛ گاهى پاشنه‌گردها و کلاغپرها نیز بدان چسبیده و پیوسته بوده است. قاب‌ها در درهاى ورود، گاه با خاتم و منبت‌کارى و گاه با نقاشى و رسم سادهیش مى‌شده و در و پنجره‌ها مشبک بوده است.
در و پنجره‌ها و روزن‌هاى مشبک چوبى و سفالین و گچین، در زمستان‌ها با کاغذ روغن زده مسدود مى‌شد، و تابستان‌ها مجدداً باز مى‌شده است.
در دهه‌هاى آغازین قرن بیستم، دورانى که مى‌توان از آن به‌عنوان دورهٔ انتقال در معمارى ایرانى یاد کرده انواع عناصر و تزئینات ایرانى و فرنگى به‌گونه‌اى التقاطى به‌کار رفتند بسیارى از ترکیبات معمارى و تزئینات این دوران که امکان غنى شدن و ارتقاى کیفى داشتند، در برابر موج مدرنیسم و در کنار آن، سلیقه و نحوهٔ فعالیت‌هاى گروهى از سازندگان سنتى مسکن از میان رفت و نوعى ساده‌گرایى تهى از غنا و ارزش‌هاى بصری، بسیارى از بناهاى کشور را در بر گرفت.
اکنون چند دهه است که سلیقهٔ این گروه از سازندگان و برخى تولیدکنندگان مصالح ساختمانى بر معمارى ایران تأثیرى قابل توجه و غالباً ناخوشایند برجاى نهاده است.

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

+ نوشته شده توسط ... در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 10:25 |