برترینهای قرن ...هوشنگ سیحون - معماری


هوشنگ سیحون پس از کمال الملک ، ارد شرکا ، مرتضی ممیز و ابوالحسن خان صدیقی بیشترین رای ایرانیان را در نظرسنجی پاسارگاد کسب کرد در اینجا زندگینامه او همراه با تعدادی از آثارش را تقدیم می کنم


پروفسور هوشنگ سیحون
هوشنگ سیحون

دراین مجال به معرفی مردی می پردازم که طرح و قلم او حرف می زند با تاریخ.
مرد بناهای ماندگار؛ مردی که گل می افشاند تا طرحی نو در اندازد.
اگر در لابلای عکس های یادگاری از شهر و دیارتان ایران، عکسی از باغ و عمارت حکیم ابوعلی سینا دارید، طرح این مرد بزرگ هم نمایان است، اگر لختی در باغ آرامگاه حکیم عمر خیام و یا در کنار مقبره ی زیبای کمال الملک در
نیشابور مبهوت مانده اید، بی شک خالق آن همه طرح و نقش را نیز یاد کرده اید؛ بله، هوشنگ سیحون به میان ما خواهد آمد، معمار و نقاش عمارت ها و موزه های ماندگار؛ طراح موزه آرامگاه نادرشاه افشار و مقبره ی کلنل محمد تقی خان پسیان سردار آزاده ی خراسان؛ طراح بنای موزه توس و دهها عمارت دیگر.
سیحون، نقش اندازی ست که با ما در دنیای ابعاد، از معانی پر رمز و راز باطن می گوید، به راستی که او، معانی و فلسفه نظری و وجودی بزرگانی که معمار و طراح آرامگاه هر یک از آنان بوده است را در نقش مقبره ی آنان به دام انداخته است، و این همان جلوه ایی از هنر است که ما را به سوی شعور می کشاند.
هوشنگ سیحون در سال 1338 آرامگاه حکیم عمر خیام را مبتنی بر اصول ریاضی و مثلثاتی خیامی، محاسبه و طراحی کرده است؛ سیر در دهلیزها و طاق و ایوان مقبره، خود سفری ست به جهان بی نهایت معانی خیام.
سیحون حتی انتخاب مصالح ساخته های خویش را منطبق با خصوصیات شخصیتی و زندگی هر یک از آن بزرگان انجام می دهد، او در کتاب « نگاهی به ایران» در مورد بنای آرامگاه نادر شاه افشار می نویسد: « ماده اصلی ساختمان از سنگ خارای منطقه کوهسنگی مشهد، مشهور به سنگ هر کاره است، این سنگ یکی از مقاوم ترین سنگ هایِی ست
که در ایران وجود دارد، او دلیل این انتخاب را اشاره به صلابت و عظمت نادر شاه افشار می داند».
او در ادامه می نویسد: « شکل کلی و مقبره ی نادر به شکل شش ضلعی متناسبی ست که، شکلِ سیاه جادرهایی را تداعی می کند، دلیل این امر همین نکته است که نادر به جای کاخ در زیر چادر زندگی می کرد».
آرامگاه حکیم بوعلی سینا در همدان نیز، یکی از شاهکارهای هنر معماری معاصر است که با الهام از معماری قدیم بنا شده است، که برداشتی از برج قابوس بن وشمگیر در گنبد قابوس است، و هر یک از ستون های سنگی و مدور جلو آرامگاه بوعلی سینا، نشان دهنده گذشت یک قرن از تولد ابن سیناست.
هوشنگ سیحون، پیشرو و صاحب سبک در هنر معماری معاصر ایران است؛ و دومین مرحله شکوفایی و درخشش معماری ایران با آثار وی آغاز می شود.
او در سال 1347 طراحی و اجرای ساختمان موزه توس در مشهد را به کارنامه درخشان خود می افزاید؛ و اما این همه فقط آثاری بود که جزء میراث فرهنگی ایران محسوب می شود.
پدر معماری نوین ایران، ساختمان های متعددی را طراحی کرده که هنوز در نوع خود بی نظیر است، از جمله می توان ساختمان بانک سپه در میدان توپخانه تهران را با نمایی از بتون نام برد.
پروفسور هوشنگ سیحون در سال 1972 به همراه نقاشان صاحب نامی از جمله، پیکاسو و سالوادر دالی، در نمایشگاهی در دانشگاه ماساچوست شرکت کرد و با سبکی منحصر به فرد، کلافه های خط را به صورت تابلویی زیبا در معرض نمایش گذارد که توجه منتقدین آمریکایی را به خود جلب کرد، سبکی که با مدد گرفتن از خطوطی موازی و پر پیچ و تاب، که هیچ همدیگر را قطع نمی کنند، انسان را در روزمره اش وادار به تفکر می کند؛ اینگونه که هنوز کسی پیدا نشده است، مشابه طرح های نقاشی سیحون را خلق کند.
هوشنگ سیحون هنوز در میان ماست، او یکی از عشاق هنر ایران است و به قول ِ خود او: « کلام آخر من ایران است».
اما چرا من و شمای ایرانی این عاشقان هنر ایرانی و فرهیختگانی که در بین ما هستند را به درستی نمی شناسیم و نسبت به آنان بی اعتناییم؟
چرا جوامع فرهنگی ایرانی و باز هم تاکید می کنم ایرانی، وجود این فرهیختگان را کتمان می کنند؟
چرا همیشه قدرشناسی از هنرمندان ایرانی به عهده ی قدرشناسان غیر ایرانی ست؟ - اهداء عنوان شهروندی افتخاری فرانسه و لوح افتخار شهرداری لوس آنجلس از جمله آن قدر شناسی های جوامع غیر ایرانی ست؛ ازاین گذشته،دانشگاه هایی چون، ام آی تی ، هاروارد، واشنگتن یونیورسیتی و برکلی، مجموعه ای از نقاشی های سیحون را گردآوری و نگهداری می کنند؛ نام هوشنگ سیحون را در دو دانشنامه روسیه و کمبریج ثبت نموده اند،
اویی که ذخایر فرهنگی دورافتاده ترین نقاط ایران را کشف و ثبت کرده و ارزش هنری شان را به خود ایرانی ها نشان داده است.
ختم کلام اینکه، نگذاریم هنرمند ایرانی، جامعه خودش را دور بزند تا بعد، جامعه ی خویش را متوجه حضور خود کند.
قریب به 25 سال نامی از معمار بناهای ِ کهن ِ الگوهایمان، از بوعلی سینا گرفته تا خیام برده نشده است.
هوشنگ سیحون امروز هشتاد و دو ساله است.

http://payam.malakut.org/archives/004504.shtml

مقبره کمال الملک - اثر استاد هوشنگ سیحون

نگرانی از احداث سد سیوند و خطر نابودی آثار باستانی منطقه: مصاحبه با هوشنگ سیحون
هوشنگ سیحون معمار و هنرمند برجسته ایرانی مقیم کانادا می گوید بحران حفظ و مرمت آثار باستانی ایران معضل پیچیده ایست که مورد توجه مقامات مسئول کشور نیست و احداث سد سیوند و فاجعه تخریب احتمالی پاسارگاد و سایر آثار تاریخی این منطقه نمونه بارز این بی توجهی است. هوشنگ سیحون که طراح آرامگاه ابوعلی سینا، آرامگاه عمر خیام و نادرشاه است، از سوی کمیته برگزار کننده جشن بزرگ جمعاوری اعانه برای دانشنامه ایرانیکا جایزه ویژه معماری و یک عمر فعالیت فرهنگی و هنری را از آن خود کرد. وی در مصاحبه با رادیو فردا در رابطه با پروژه سد سیوند می گوید: در منطقه ای که قرار است سد سیوند احداث شود، حدود 170 محوطه خاص کشف نشده و پژوهش نشده قرار دارد و هنگامی که آب روی آنها را بگیرد، دیگر امکان کشفشان وجود نخواهد داشت. [ audio ] (rm) صدا | (wma) صدا [ 5:03 mins ]





هوشنگ سیحون، معمار و طراح پیشرو و صاحب سبک در معماری نوین ایرانی است که آثار زیبا، ماندگار، معتبر و بی­نظیرش با گذشت چندین دهه­ از ساخت آنها، همچنان بر تارک معماری معاصر ایران می­درخشند، آثاری همچون آرامگاه ابوعلی­سینا و باباطاهر در همدان، آرامگاه حکیم عمرخیام و کمال­الملک در نیشابور، آرامگاه نادرشاه افشار در مشهد و ده­ها اثر دیگر. سیحون که می­توان او را متعلق به نسل اول معماران مدرن در ایران دانست، در آثار متعدد خود توانسته است به بیانی نوین در تلفیق معماری سنتی ایران و معماری مدرن دست یابد. همچنین او علاوه بر فعالیت در عرصه معماری، ذخایر فرهنگی دورافتاده­ترین نقاط ایران را کشف و ثبت کرده و ارزش هنری­ آنها را به خود ایرانی­ها نشان داده است.

هوشنگ سیحون در سال 1299 شمسی در یک خانواده هنرمند در تهران به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در سال 1319 در تهران به پایان رساند. او از کودکی عشق و علاقه زیادی به نقاشی داشت، بطوری­که به گفته خودش از زمانی که ­توانست قلم و زغال به دست بگیرد، نقاشی را آغاز نموده است. به خاطر همین عشق و علاقه زیاد به نقاشی، پس از گرفتن دیپلم درصدد بود تا در رشته­ای مطابق با استعدادش ادامه تحصیل دهد، تا اینکه در آن سال، یعنی سال 1319، دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران توسط عده­ای از آرشیتکت­ها، باستان­شناسان و نقاشان فرانسوی و چند نفر از شاگردان کمال­الملک تأسیس شد. او با استفاده از این موقعیت، به تحصیل در رشته معماری این دانشکده پرداخت و در سال 1323 با نمره عالی از این رشته فارغ­التحصیل شد.



فارغ­التحصیلی سیحون مصادف بود با پایان جنگ جهانی دوم که به گفته خودش، این مقطع تاریخی از چندین جهت یکی از مقاطع سرنوشت­ساز زندگی او به شمار می­رود: اول از این جهت که چون ایران به عنوان پل ارتباطی برای حمل تسلیحات متفقین از خلیج فارس به روسیه، نقش مهمی در پیروزی متفقین داشت، متفقین پس از پایان جنگ ایران را به عنوان پل پیروزی معرفی و نشان افتخارآمیزی به دولت و راه­آهن ایران اعطا کردند. راه­آهن ایران نیز به مناسبت این افتخار بزرگ تصمیم گرفت در ایستگاه تهران ساختمانی بسازد که طراحی آن را به مسابقه گذاشت و طرح سیحون برنده و در نهایت با تغییراتی، بر خلاف نظر او، ساخته شد. دوم اینکه انجمن آثار ملی که سال­های جنگ را بصورت مخفی گذرانده بود، با پایان جنگ فعالیت مجدد خود را شروع کرد و به مناسبت جشن هزاره بوعلی تصمیم به ساخت آرامگاهی برای او در همدان گرفت که طراحی این آرامگاه به مسابقه گذاشته شد و سیحون به عنوان برنده این مسابقه انتخاب گردید. و بالاخره چون فرانسه یکی از فاتحین اصلی جنگ جهانی دوم به شمار می­رفت، دولت فرانسه پس از پایان جنگ، جهت ترویج فرهنگ فرانسه در تمام دنیا، تصمیم به پذیرش تعدادی بورسیه تحصیلی از کشورهای مختلف گرفت. رئیس وقت دانشکده هنرهای زیبا، آندره گدار، نیز سیحون را که شاگرد اول دانشکده شده بود، به عنوان بورسیه معرفی کرد. بدین­ترتیب سیحون به فرانسه رفت و بعد از چهار سال تحصیل مجدد در رشته معماری به ایران بازگشت.
22خرداد

 

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

+ نوشته شده توسط ... در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 11:27 |
هوشنگ سیحون ( مقاله ای از خانم نسرین فقیه )

هوشنگ سیحون متعلق به سومین نسل معماران ایرانی است که تحصیلات خود را در اروپا انجام دادند . در همان سالهای 2507، هنگامیکه سیحون پس از پایان تحصیل در مدرسه بوزار پاریس به ایران آمده و شروع به کار کرد " سبک بین المللی " تا حد زیادی در میان معماران رواج یافته بود . در تهران به خصوص در محله های جدید شمال شهر بیش از پیش الگوهای این سبک بویژه در خانه سازی رعایت می شد .

اما دانشکده هنرهای زیبای تهران از همان ابتدای تاسیس روش آموزش بوزار پاریس را برگزید و سیحون نیز خود فارغ التحصیل همین دانشکده بود .

مدت یک ربع قرن ، آنچه که این معمار و معدود همکاران او در ایران ساختند و آموزش دادند ، سرمشق و نمونه کار نسل های بعدی معماران دانشگاه دیده ، حرفه ای های قدیمی و حتی بساز و بفروشها قرار گرفت . ازبناهای مجلل و تشریفاتی که دارای ارزش نمودگاری هستند تا ساختمانهای ساده کوچک در دورترین نقاط کشور هیچیک از این زبان معماری به دور نماندند.در دهه های بعد از جنگ جهانی دوم شیوه های معماری سنتی که عبارت بود از تکرار تعداد معدودی نمونه های اصلی معمارانه برای بناهای مختلف ، به خصوص در شهرهای بزرگ به کلی کنار گزارده شده بود .

مجتمع آموزشی فرح ( شریعتی فعلی)- جاده آرامگاه (شهید رجایی تهران)احداث خیابانهای سراسری و شبکه جدولی شهری بافت شهری سنتی را دچار دگرگونی اساسی کرده و قطعات مالکیت منظم و مستطیل شکل به وجود آورد .با این تغییرات ساختی در شکل شهر به دوران معماری درون گرا با حیاط مرکزی پایان داده شد و معماران به الگوی تک بناهای جدا از یکدیگر روی آوردند .بدینسان فضای تاریخی جای خود را به محیط جدیدی می داد که روحیه مدرنیزم (نوینگرایی ) در آن بیش از پیش دیده می شد .جهت اصلی معماری که در گذشته روی به سمت یک مرکز روحانی داشت جای خود را به معماری داد که به سمت تحول و آینده گرایش داشت . بخشهای مسکونی شبکه راسیونالیست شهری به وجود آوردند . و کاخهای دولتی و بناهای عمومی که نمودار تحکیم قدرت مرکزی و دولت بود بیشتر در فضاها و میادینی جای گرفتند که از ویژگیهای فضاهای شهری نئوکلاسیک بهره داشت . این دو جنبه معماری که یکی ضرورت ایجاد بناهای ساده و عملی بود و دیگری نیاز به نمایش ارزشها و مظاهر فرهنگی نظام زمانه ، زمینه مناسب خود را در دوگانگی آموزش بوزار در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم یافت .

مجتمع آموزشی فرح ( شریعتی فعلی)- جاده آرامگاه (شهید رجایی تهران)معرفی کار هوشنگ سیحون فرصتی است مناسب برای آنکه بتوان به جریان پیدایش و تحول معماری نوین در ایران و تاثیر مکاتب مختلف فرهنگی بر این معماری نگریست . بعد از جنگ جهانی دوم اروپا غرق در مسئله بحران مسکن بود .معماران در این فرصت روی به نظریه های فونکسیونالیستی که در سالهای بین دو جنگ تحول یافته بود آوردند و برای جبران خرابیهای حاصل از جنگ روی به امیدها و آرزوهای مدرنیزم آوردند . شهرها و محله ها به این ترتیب به سرعت ساخته می شد . ایران در آن هنگام آهسته آهسته گام در راه شهرنشینی متعادلی می گذاشت و به تدریج بناهای عمومی یعنی بناهای اداری ، خدمات عمومی گوناگون و بناهای تشریفاتی جای خود را در شهرها باز می کردند . مسکن جدید نیز از جانب گروهی اجتماعی محدود و روشنفکری ساخته می شد که در آن دوران آداب زندگی فرنگی را کم و بیش آموخته و میل بر ان داشت که تحول را از خانه خود آغاز نماید . در اروپا درست به عکس قدرت اقتصادی این گروه اجتماعی بعد از جنگ جهانی دوم رو به ضعف نهاده بود و الگوی ویلای وینی VIENNOISE سالهای بین دو جنگ جای خود را بیش از پیش به مجتمع آموزشی فرح ( شریعتی فعلی)- جاده آرامگاه (شهید رجایی تهران)الگوی مسکن اجتماعی و یا به اصطلاح آپارتمان سازی می داد . چنانکه می دانیم الگوهای اخیر توانستند در سی سال بعد از جنگ سیمای شهرهای اروپایی و حومه ها را به کلی زیر و رو کنند .

در ایران و بخصوص در تهران نه تنها گروه نوخواسته روشنفکر و متمکن بلکه آن دسته از شهرنشینان سنتی نیز که با افکار جدید تماس حاصل کرده بودند ، متمایل به ترک مرکز مسکونی و تجارتی شهر ( بازار و محله های اطراف آن ) شدند و به تدریج خانه های خود را در شمال شهر در دامنه کوه البرز بنا نهادند . در اختیار داشتن قطعات بزرگ زمین و نبودن یک بافت شهری پیشین برای شکل دادن به این قطعات موجب شد که محله های جدید تهران نه به صورت یک استخوان بندی شهری بلکه پیرو الگوهایی شبیه به حومه شهرهای آمریکا شکل بگیرند .

در واقع باید پذیرفت که پس از بوجود آمدن محورهایی مانند سپه ، فردوسی و شاهرضا ، مکانهای شهری موفقی که قادر باشند مرکزیت و خصوصیات ویژه ای برای تهران تعریف کنند به وجود نیامد . مرکز شهر در محدوده ای که بین دو جنگ ایجاد شده بود باقی ماند و بخشهای مسکونی پراکنده در خارج آن شروع به شکل گرفتن کرد .درجریان این مهاجرت خطی به سمت دامنه البرز معمار تهرانی با مسئله تک خانه رو به رو بود ، تک خانه ای که هیچگونه گفتگوی معمارانه با یک بافت شهری موجود را در برابر خود نداشت .در حالیکه معماران فرنگ دیده نسل اول توانسته بودند تیپولوژی مسکن بسیار قوی شهری بوجود آورند و " سبک بین المللی " را با بافت جدولی تهران هماهنگ سازند ، معماری جدید سرچشمه الهام خود را د ر ویلای منفرد از نوع رایج حومه SUBURBIA در آمریکا یافت . اما در بناهای عمومی که ضرورتا " در نقاط مرکزی شهر باید ساخته می شد معماران از الگوهای فونکسیونالیست پیروی کردند . استفاده از تکنولوژی ساختمانی جدید ، ایجاد فضاهای چند مصرفی و کاربرد زبان معماری راسیونالیست ، تیپولوژی جدید را برای بناهای عمومی به وجود آورد که به تدریج جای بناهای عممی پیش از جنگ راکه دارای روحیه نئوکلاسیک بودند گرفت .

مجتمع آموزشی فرح ( شریعتی فعلی)- جاده آرامگاه (شهید رجایی تهران)بناهای یادبود سومین گروه ساختمانهای این دوره بود و در حقیقت تنها فرصت کامل برای ابراز یک زبان صرف معمارانه . برای معمارانی که در مدرسه بوزار فرانسه آموزش دیده بودند کمتر این موفقیت پیش می آمد که بتوانند عظمت و ابهت زبان معاری را که در بوزار فرگرفته بودند درساختمانهای خود به کار گیرند . بناهای یادبود این فرصت را برای آنان فراهم آورد . اما باید به خاطر داشت که مونومانتالیزم بوزار با سبک آکادمیک پیش از جنگ که ملهم از جنبشهای معماری آلمانی سالهای اولیه قرن بیستم بود WERKBUND به کلی تفاوت داشت .

بوزار بعد از جنگ نیز به کلی با بوزار قرن نوزدهم که پیرو سبکی تاریخی گرا بود تفاوتهایی پیدا کرده بود . عطف به جوهر تاریخ جای خود را عطف به عناصر شکلی تاریخ گذشته داده بود و در نتیجه عطف به عناصر شکلی متعلق به دورانها و سبکهای متفاوت ، این برداشت آزاد و التقاطی از دورانهای گذشته اصطلاحا ECLECTISME نامیده می شود .از آنجا که دیگر نظم هندسی بیانگر معنی و محتوی نظم معماری دوره معینی نبود و در عوض به مفاهیم مجردی مانند تناسب ، تقارن و غیره تقلیل یافته بود ، لذا معمار نیز امکان یافته بود که فانتزی های هندسی خود را آزادانه به کار اندازد .

از سوی دیگر کتاب معروف لوکوربوزیه VERS UNE ARCHITECTURE تاثیر بسیاری در محافل معماری گذاشته بود و اهمیت تاریخ ، را به عنوان سرچشمه الهام زبان معماری به کلی ضعیف کرده بود . گرچه تاثیر این کتاب هرگز از درگاه بوزار به درون رخنه نکرد لیک در سست کردن پایه های تاریخ گرای بوزار نقش موثری را ایفاء کرد .

مجتمع آموزشی فرح ( شریعتی فعلی)- جاده آرامگاه (شهید رجایی تهران)بدین ترتیب زبان مونومنتال جدیدی در معماری بنا های یادبود و آرامگاهها نسج گرفت . ترکیب "( کمپوزیسیون ) غیر مترقبه نقشه به جای تکرار الگوی تثبیت شده تاریخی ، به کار بردن نشا نه های خارجی معماری سنتی ایران و استفاده التقاطی از تکنولوژی های گوناگون ساختمانی خصوصیات اصلی معماری مونومنتال این دوره را تشکیل می دهند .

توجه اصلی معمار معطوف به ابداع شگردی ها و نوآوریها بود .مفهوم " فضا " در این معماری چندان جایی نداشت و در عوض " تاثیرها " EFFETS اهمیت بسیار یافتند . بدین ترتیب نما اهمیت خارق العاده یافت و مهمترین جنبه نمایشی بنا را به خود اختصاص داد .

می بینیم که در این سبک ، تاریخ روابط ماهوی میان شکل ها و حجم های جای خود ]را[ به تاریخ موتیف ها MOTIFS داده است و معمار تمام کوشش خود را در راه ضبط و ترکیب موتیف های معماری های دوران گذشته به میل و ابتکارشخصی خود به کار برده است .

بدین ترتیب ملاحظه می شود که در دوران خاصی بحرانی که معمار بوزار ناگزیر از تسلیم به نیازهای فوری و حیاطی جامعه و ساده کردن زبان هنری خود است بنای یادبود موضوع استثنایی و جالبی را تشکیل می دهد که معمار بتواند در آن به طریق اولی قوانین بازی خود را به کار اندازد ، قوانینی که در غیر این صورت اعتبار تاریخی خود را از دست داده بودند .

معماری هوشنگ سیحون نیز از بیشتر این خصوصیات برخوردار است . ویلا ها ، بناهای عمومی شهری و بناهای یادبود سه فرصت جداگانه را برای کاربرد سه زبان مختلف برای او به وجود آوردند .

ویژگی کار این معمار را باید در نحوه استفاده از مصالح دید . او نخستین معمار ایرانی بود که آهن و سیمان را به طور عیان در ساختمان به کار برد . وضوح ساخت و شهامت در بیان بی پرده آن که با بانک سپه و اداره پست آغاز شد در خانه ها نیز شکل خاص خود را یافت .کار سیحون از خانه دکتر بابک که از سبک بین المللی بی تاثیر نیست تا منزل خودش در دروس راه مشخصی را طی کرده است .وضوح ساخت ، یافتن حساسیت و سلیقه شخصی نسبت به ترکیب سنگ و آهن را باید در حقیقت موفق ترین بیان او از لحاظ مصالح دانست . سیحون در تحول بعدی خود و به سبب نگاهی که همواره به معماری ایران داشت ارزشهای دیگری را درکار خود گسترش داد .از آن جمله است استفاده از شکلها و عناصر معماری عامیانه ، استفاده از آجر نه تنها در پوشش بلکه هم چنین به منظورهای نمایشی و تزئینی و توجه به برخی جزئیات . باید معتقد بود که با وجود همه برداشتهای التقاطی و تنوع جویی ها ، کار سیحون همواره از نوع خلوص در کاربرد ماده ، برخوردار بوده است . خانه شمشک حد تکامل او درترکیب سنگ و چوب است . همچنانکه ساخت آجری خالص مجموعه آموزشی فرح نمودار پختگی سیحون در رسیدن به یک نوع کمال و حرفه در زبان آجر است .

در نگاه دقیقتربه تصویر برخی آثار او این جنبه ها از نزدیک ملاحظه می شوند .

نسرین فقیه -1356


|+| نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 13:40 توسط عاواد | نظر بدهید
فعالیتها

فعالیتهای معماری هوشنگ سیحون در دوره های پنجساله گروه بندی شده اند و به تفصیل عبارتند از :

سالهای 13 - 2508(1333-1328)

- منزل و مطب دکتر فرهاد تهران – خیابان پهلوی

- منزل آقای بابک

- ساختمانهای پست فشار قوی 1- در شمال پارک شهر

2- در خیابان سی متری

- ساختمان ادارات مرکز برق

و همچنین انبارهای مربوط

به تاسیسات برق تهران

- منزل سرلشگر فیروز تهران

- دفتر هوشنگ سیحون تهران – خیابان شاه

ادارات آتش نشانی تهران( خوابگاهها و گاراژها)

- ساختمان آرامگاه بوعلی همدان

سالهای 15-2512 (35-1332)

- منزل آقای شیبانی دروس

- منزل آقای محمدی تپه امانیه

- منزل آقای مقدم تپه امانیه

- سازمان نقشه برداری کل کشور جاده قدیم کرج

- آرامگاه نادر مشهد

- کارخانه یخ سازی

و ریسندگی کورس جاده شهر ری

- کانادا درای جاده جنوبی کرج

- پرورشگاه کودکان خیابان پهلوی

- سینما آسیا خیابان شاه

سالهای 20 – 2515 (40-1335 )

- سینما سانترال میدان 24 اسفند

- کانادا درای آبادان

- لابراتوار عبیدی و شرکاء جاده قدیم شمیران

- منزل آقای بشارت الهیه

- منزل آقای فرازیان زرگنده

- منزل آقای دکتر کاظمی شمیران

- منزل خانم ابتهاج زعفرانیه

- مجموعه ویلاهای آقای آقاسی پور سلطنت آباد

- منزل آقای هدایت دروس

- مجموعه ویلاهای آقای ایپک چی حصارک

- کتابخانه مجلس شورای ملی با همکاری معماران محسن فروغی

و ظفر وصادق

- آرامگاه خیام نیشابور

- آرامگاه کمال الملک نیشابور

سالهای 25-2520(45-1340)

- تجدید بنای آرامگاه فردوسی طوس

اصل بنا در زمان اعلیحضرت رضا شاه کبیر و به وسیله معمار طاهرزاده بهزاد که در آلمان تحصیل کرده بود بنا شده است .

- بناهای اطراف آرامگاه فردوسی طوس

سالهای 30-2525

- منزل دولت آبادی نیاوران

- ساختمان مرکزی بانک سپه میدان سپه

- منزل سیحون دروس

- مجتمع آموزشی فرح جاده آرامگاه

- ضلع جدید بیمارستان میثاقیه خیابان جامی

ضلع قدیم به وسیله مهندس زارع شده است .

مجموعه کارهائی که برای وزارت کشاورزی انجام گرفته است .

- انبار دامی دهکده شرکت تعاونی

- مجتمع آموزشی فرح بخش حرفه ای و تربیت معلم و بیمارستان در حال ساختمان

از سال 2530 (1350)

- به بعد بازارچه امیر چخماق یزد

- منزل سیحون در کلکان در راه شمشک

- طرحهای مرکز فرهنگی یزد

شهرک لنجان اصفهان

مجتمع جهانگردی آبعلی

















متولد 2479 ( 1299) در تهران

تا سال 2499 (1319) مشغول تحصیل در دبستان و دبیرستان بوده است ( در تهران ) .

در سال 2499 دیپلمه متوسطه گرفته است .

از سال 2499 تا 2503 (1323) موفق به اخذ پایان نامه مهندسی در رشته معمارکارخانه کانادا درای- جاده مخصوص کرجی شد . بین سالهای 2504(1324) و 2508 (1328) در پاریس در دانشکده هنرهای زیبا در رشته معماری ادامه تحصیل داده و در همین سال به دریافت دیپلم معماری از دانشکده فوق موفق شده است .

بلافاصله به ایران مراجعه نموده و با سمت دانشیار در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و مسئول یک کارگاه معماری مشغول تدریس شده است و 5 سال بعد به مقام استادی ارتقاع یافته است در سال 2521(1341) به مقام ریاست دانشکده هنرهای زیبا انتخاب و مشغول انجام وظیفه شده است . بنیانگذاری رشته شهرسازی و رشته های موسیقی و تئاتر در دانشکده هنرهای زیبا و همچنین به وجود آوردن دفتر فنی دانشکده از اقدامات سالهای 27-2521 (47-1341) او است .در سال 2527 (1347) از سمت ریاست دانشکده و استادی دانشگاه هر دو استعفاء داد .در این سال در اولین انتخابات انجمن شهر تهران به عضویت انجمن شهر تهران در آمد و به عنوان رئیس کمیسیون شهرسازی در انجمن مشغول انجام وظیفه شد و در اواخر دوره چهارساله انجمن از سمت خود استعفاء داد و در دفتر شخصی خود مشغول ادامه کار شد . این دفتر از سال 2508 ( 1328) تاسیس شده است که تا هم اکنون به فعالیت خود ادامه میدهد و تمام آثار معماری مهندسی سیحون از همین دفتر طرح ریزی شده است .

وی چند دوره پیاپی نیز به عنوان عضو و نایب رئیس و رئیس انجمن انتخاب شده است در شورهای متعددی از جمله شورای دانشگاه تهران ، شورای مرکزی دانشگاهها ، شورای عالی شهرسازی ، شورای عالی آثار باستانی و ابنیه تاریخی ، شورای عالی ارزشیابی ( وزارت علوم ) ، شورای ایکوموس و نیز در کمیسیون ها و کمیته های متعدد شرکت داشته است . عضو هیات امنای مدرسه عالی ساختمان و موسسات آموزشی فرح بوده و میباشد . فعالیتهای مفصلی در امر معماری کشور داشته است که به ترتیب زمانی شرح داده شده است .

او در سمینارها و سخنرانیهای متعدد در نقاط مختلف ایران شرکت داشته است در شهرهای پاریس ، آکسفورد ، شیکاگو ، لوس آنجلس ، روم ، پالرم ، صوفیه ، آتن ، مسکو و دهلی نو در باب هنر و معماری سخنرانی نموده است .

با اخذ نشانهای درجه 3 همایون درجه 1 آبادانی نشان هنر و نشان سپاس مکارخانه کانادا درای- جاده مخصوص کرجفتخر شده است . در نقاط مختلف جهان آثار نقاشی او به نمایش گذاشته شده است .

از جمله در تهران چند بار به صورت انفرادی و جمعی ، در آمریکا در دانشگاه سانتا باربارا به صورت انفرادی در دانشگاه ماساچوست به اتفاق پیکاسو وسالوادور دالی و در پاریس به صورت انفرادی کارهای نقاشی او هم اکنون در کلکسیون های شخصی علیاحضرت شهبانوی ایران و جمعی از هنر دوستان ایرانی و در فرانسه و در آمریکا در بعضی کلکسیونهای شخصی و در چهار دانشگاه مهم آمریکا در کلکسیون دانشکده مربوطه نگهداری می شود : دانشکده هاروارد ، دانشکده ام آی تی ، واشینگتن یونیور سیتی و برکلی .

در اغلب روزنامه های داخلی و خارجی مقالات و عقاید او در باب معماری و هنر به چاپ رسیده است و در مورد کارهایش بحث شده است .
کتابی تحت عنوان نگاهی به ایران در پاریس مشتمل بر یک قسمت از طرحهای سیحون چاپ شده ( 1973)











گفتاری از مهندس کامران دیبا

گفتاری از مهندس کامران دیبا( مدیر وقت موزه هنرهای معاصر) در مقدمه کتاب مجموعه آ ثار هوشنگ سیحون – از انتشارات موزه هنرهای معاصر



در غرب معماران و هنرمندان به صورت برگزیدگان و قهرمانان فرهنگی مورد ستایش و احترام هستند و افراد مستعد و کاردان در زمان حیات شناخته و تشویق می شوند . در تاریخ هنر ایران صرف نظر از شعرا که همیشه به نام شناخته شده اند ، دیگر هنرمندان از جمله معماران ، ناشناس و گمنامند .

تعجب است که در چنین شرایطی معماری در ایران گذشته رونق داشته و تا حد اعلای خود گسترش و توسعه یافته است . و یا شاید معماران مساجد بزرگ ارج خود را در آخرت یا معنویت اسلام جستجو می کردند .

در ایران مدرن بعد از تحول صنعتی و اجتماعی - ارزشهای مادی غربی به سرعت در فرهنگ ما نفوذ کرده و افراد به علت عدم تحصیل شهرت و شناخت اجتماعی از ایده آلهای خود دلخسته و منصرف می شوند . در چنین شرایطی معماران به تدریج برای کسب مقام و قدرت از حرفه خود به صورت یک وسیله استفاده نموده و در انتها به سیاست و تجارت می پردازند .قلیل بودن معماران برگزیده معاصر ، خود معلول این علت است .

بدون شک هوشنگ سیحون یکی از برگزیدگان معماری معاصر ایرانی است . او علاوه بر فعالیت مداوم در معماری سالهای زیادی را هم به تعلیم و تربیت معماران جوان پرداخته است . موزه امیدوار است که این نمایش آغازی برای شناخت معماران معاصر ایران باشد .










د
بناهای یادمانی هوشنگ سیحون - قسمت دوم - مجله معمار شماره 28

آرامگاه بوعلی سینا در همدان

طرح ساخت آرامگاه بوعلی سینا به مناسبت هزارمین سال تولد بوعلی(1330) از اولین کارهای دوره دوم فعالیت انجمن آثار ملی بود.

هیئت موسسان انجمن آثار ملی در سال 1334 با پیش فرض برتری تلفیق معماری قدیم و جدید یک مسابقه معماری بین معماران آن دوره ترتیب داد که با نظر مساعد گدار و فروغی طرح هوشنگ سیحون به عنوان بهترین طرح برگزیده شد.جایزه بهترین طرح اجرای ساختمان بود.بعد از تصویب نهایی در سال 1326 انجمن آثار ملی تصمیم به ساخت مقبره ابن سینا گرفت.به گزارش انجمن آثار ملی سیحون در آن زمان برای تکمیل آرامگاه بوعلی سینا -همدانتحصیلات خود در پاریس به سر میبرد و پس از آگاهی از تصمیم انجمن در خرداد ماه 1327 طرح نهایی را که در اصل به عنوان پایان نامه خود در پاریس ارائه کرده بود به انجمن فرستاد.

در سال 1328 قرارداد ساخت مقبره به پیمانکار – شرکت ابتهاج و شرکاء – واگذار شد.مهمترین امتیاز این شرکت استخدام مهندس پولاک اهل کشور چک اسلواکی برای محاسبه و نظارت بر اجراء بود.ساخت مقبره از خرداد همان سال رسما شروع شد.

محمد تقی مصطفوی درباره ایده اصلی مقبره می نویسد :"اختلاف عمده که برج آرامگاه بوعلی سینا با گنبد قابوس دارد دو چیز دارد : یکی اینکه به مناسبت موقعیت و محدود بودن فضای آرامگاه بوعلی و همچنین توجه به میزان مخارجی که پیش بینی میگشت ابعاد برج آرامگاه بوعلی نصف ابعاد گنبد قابوس در نظر گرفته شده است و در ابتدای امر چنین تصمیمی نگرفته بودند لکن محذوراتی ... انجمن آثار ملی را وادار نمود که از آقای مهندس سیحون طراح و ناظر آرامگاه بخواهد که ابعاد ساختمان را به نصف تقلیل دهد.اختلاف عمده دیگر اینست که فاصله بین ترک های آرامگاه بوعلی سینا باز و گشاده است در صورتی که بنای گنبد قابوس از بنیاد تا (بالا جزء) در ورودی و روزنه کوچکی در پایین گنبد هیچگونه منفذی به خارج ندارد و به سبک زمان دوران آن چون دخمه تاریک و فاقد روشنایی است و این ابتکار یعنی باز گذاردن فواصل ترکها در برج آرامگاه بوعلی علاوه بر آنکه با وضع اقلیمی همدان و باد های شدید آن سرزمین بسیار عمل به مورد و مستحسن به شمار میرود, اصولا بنای مزبور را به صورتی بسیار جالب و مطبوع در آورده آن را بس زیباتر و پسندیده تر از آنچه تصور میرفت ساخته است ... ."

سیحون در مورد ایده اصلی طرح چنین مینویسد:

اولین بنای یادبودی که با طرح اینجانب برپا شد بنای یادبود و آرامگاه واقع در همدان است که 50 سال پیش ساخته شده است .این بنا برای مراسم هزاره بوعلی به وجود آمد که توسط((انجمن آثار ملی )) سرپرستی می شد.تمام عوامل بنا از اشکال هندسی و نمادین فراوان تشکیل شده و هرکدام مفهوم خاص خود را دارند .مربع پایه و اساس این بنا است.خود آرامگاه در وسط تالاری مربع شکل قرارگرفته که پله مدور و پایه های دوازده گانه برج یادبود بدور دایره پله مزار را احاطه کرده اند .شکل بنا از خارج دارای دو قسمت است یکی قسمت زیرین که در بر گیرنده ورودی- مقبره- کتابخانه- تالار اجتماعات- و پذیرایی است و دیگر قسمت بالا که برج یادبود بنا است در میان باغی در اطراف آن قسمت زیرین بنا از طرف ورودی دارای ایوانی است که با ده ستون که هر ستون علامت یک قرن است و ده قرن اشاره به هزاره بوعلی است .از طرف دیگر بوعلی دانشمندی است بلند پایه با دانشهای متعدد فلسفه حکمت پزشکی موسیقی کیمیا وغیره که بعضی او را متفکر دوازده دانش دانسته اند.

ستون بندی و دیوار پر در قسمت زیرین نمای اصلی اشاره ای است به معماری یونان قدیم و برج دوازده ترک در بالا از طرفی اشاره به بنای همزمان بوعلی یعنی گنبد قابوس است و از طرف دیگر دانش های دوازده گانه بوعلی را تداعی میکند.همچنین فلسفه ایران را بر پر پایه فلسفه یونان نشان می دهد.این ایوان 10 ستونی و برج بتنی باز مجموعا در نما در داخل یک مربع بزرگ با ضلع 5/28 متر جا گرفته که البته خود مربع دیده نمی شود ولی ضلع افقی آن کف ایوان و ضلع عمودی از کف زمین تا راس برج است و نماد انسان ایستاده با دستهای گشاده را که خود بوعلی است تداعی میکند .یعنی انسانی در راه کمال و کمال دانش .همچنین از مشتقات این مربع خطوط مهم نماد در منتهی الیه به دست میآید .با دقت به جزییات این بنا به توجه می شود که شکل مربع چه در نقشه و چه در نما به صورت مختلف به کار رفته است . از جمله در قسمت ورودی پنجره ها ی کتابخانه و سالن اجتماع هرکدام دارای سه قسمت مربعی شکل هستند که باز هم با شبکه های سنگی مربع به اجزای کوچکتر تقسیم شده اند سقف ایوان در فاصله ستونها دارای فرو رفتگی مربع شکل است.چراغها از اجزای مربع ساخته شده است .تالار آرامگاه نقشه مربع دارد .خود سنگ مزار در داخل یک مربع مرمری جا گرفته در بالا مصطبه برج یادبود مربعی شکل است .استل برتری(مکعب چهارگوش) وسط آن مربع است و اقطارش در قسمت پوشش چهار مثلث به وجود آورده اند که راس آنها بالاترین نقطه ((استل)) است.درهای ورودی با جزییات بزرگ و کوچک مربع ساخته شده اند .به طور کلی بیش از 500 مربع با ابعاد و موقعیتهای مختلف در این بنا گنجیده شده که قبلا به خواص هندسی و نمادین آن اشاره کردیم .طراحی که در سطح پایین یعنی همکف و چه در سطح بالا که تماما خاکریز شده بر اساس باغ ایرانی با سنگ آب یک پارچه از سنگ خارا و چشمه سارهای مخصوص انجام گرفته است .ساختمان تماما از سنگ خارای همدان و برج یادبود و پوشش ها تماما از بتن مسلح نمایان ساخته شده است .

مساحت اراضی محوطه مقبره حدود هفت هزار متر مربع است .طول بنای آرامگاه 64 متر و رو به خیابان بوعلی است و نمای آن از سنگ خارا پوشیده شده است .سطح حیاط با سه پله سراسری به ایوان متصل است .ایوان به طول 30 متر و عرض 3 متر در شرق ساختمان قرار دارد.10 ستون به ارتفاع 1/4 متر به صورت کم و بیش مخروطی (قطر پایین ستونها 95 سانتی متر و در بالا 75 سانتی متر ) ساخته شده است.نمای کلی ایوان یادآور معابد باستانی است و تمثیل عدد 10 برای هزاره ابن سینا طراحی شده است.ایوان با دری به ارتفاع 24/3 متر و عرض 9/1 متر به سرسرای آرامگاه متصل است.طول سرسرا 8/8 متر و عرض آن 3/6 متر به ارتفاع 19/4 متر طراحی شده است.در طرف راست و چپ سرسرا سنگ آرامگاه بوعلی سینا -همدانقبر قدیم ابوعلی سینا و ابوسعید دخدوک بر روی پایه هایی از سنگ خارا قرار دارد .

محوطه اصلی مقبره چهارگوش و هر ضلع آن 5/11 متر ومساحت آن 5/132 مترمربع است.دوازده پایه برج آرامگاه در این محوطه چهار گوش قرار دارد و قبر ابن سینا در میان پایه های برج محصور است .در دو طرف سرسرا دو تالار قرار دارد یکی در جنوب که تالار سخنرانی و اجتماعات است .و یکی در شمال که کتابخانه آرامگاه است.طول تالار کتابخانه 45/9 متر وعرض آن 75/5 متر است و بر دیوار شرقی آن سه پنجره به طول و عرض 88/1 متر طراحی و تعبیه شده است.در سمت غرب تالار کتابخانه مخزن کتاب به طول 45/9 متر و عرض 15/2 متر طراحی شده است.در قسمت جنوب شرقی ساختمان پلکانی تعبیه شده است که رو به جنوب بالا می رود و پس از رسیدن به یک پاگرد رو به شمال یعنی در جهت مخالف پلکان اول بالا می رود و به محوطه بالای آرامگاه می رسد .این پلکان 32 پله دارد.

همچنین دو پلکان در سمت جنوب ساختمان و انتهای جبهه اصلی بنا قرار گرفته که هر کدام 34 پله دارد .این سه پلکان به سطح فوقانی ساختمان منتهی می شود .سطح فوقانی ساختمان به مساحت 1480 متر مربع با دیوارهایی به ارتفاع 85 سانتی متر و قطر 75 سانتی متر محصور و محدود شده است .برج دوازده ترک آرامگاه 23 متر از روی سقف مقبره و 5/28 متر از کف بنا ارتفاع دارد.

در وسط برج صندوق چهار گوش مفرغی که نشانه و علامت بالای مرقد است بر کف فوقانی آرامگاه نصب شده است .طول هر ضلع قسمت پایین این صندوق 12/1 متر و طول هر ضلع قسمت بالای آن 1 متر و ارتفاع آن 37 سانتی متر است.بر چهار بدنه آن کتیبه ای عربی به خط ثلث برجسته بسیار شیوا نوشته شده است که درباره مرگ آدمی از نظر ابن سیناست .کتیبه بالا و سایر کتیبه های آرامگاه به خط ثلث آقای احمد نجفی زنجانی نوشته شده است .

در سمت راست سرسرای مقبره لوح مرمری به خط نستعلیق نصب شده که سال اتمام ساختمان را 1370 قمری و 1330 شمسی ذکر کرده است.

پس از سال 1349 شهرداری همدان با واگذار کردن چند قطعه زمین به آرامگاه و طراحی باغچه ها میدانگاهی با فضای سبز به وجود آورد.در سال 1350 ساختمانهای جدیدی در جنوب آرامگاه شامل دو اتاق برای دفتر- گلخانه- اتاق فروش بلیت- انبار- مهمانسرا(دو اتاق با سرویس بهداشتی) با نمای سنگ گرانیت به مجموعه اضافه شد.





آرامگاه نادرشاه در طوس

در ادامه ساخت و سازهای انجمن آثار ملی طرح مقبره نادر شاه در اسفند ماه 1333 به مسابقه گذارده شد.در مرداد ماه 1334 طرح هوشنگ سیحون برنده مسابقه اعلام شد.طرح هوشنگ سیحون در جلسه آبان 1334 شورای هنرهای زیبای دانشگاه تهران به سرپرستی محسن فروغی تایید و برای ساخت به انجمن آثار ملی معرفی گردید.همزمان با ساخت مقبره طرح مجسمه نادر شاه به استاد ابوالحسن صدیقی سفارش داده شد .طبق گزارش انجمن آثار ملی صدیقی موظف شد مجسمه نادر شاه سوار بر اسب را در محل مشخص شده در طرح هوشنگ سیحون نصب کند.

انجمن آثار ملی بعد از بررسی مناقصه شرکتهای پیمانکار ی در مهر 1335 عملیات ساختمانی بنای آرامگاه نادر و عمارت فرعی و محوطه سازی آن را به شرکت ساختمانی کا.ژ.ت واگذار کرد.

بنای آرامگاه از قسمت مرکزی یعنی محل تدفین نادر شاه و دو تالار موزه به نام موزه اسلحه دوره های مختلف تاریخ ایران و دیگری موزه اسلحه و آثار مربوط به دوران نادر شاه تشکیل شده است.

سیحون در مورد ایده اصلی طرح مقبره نادر می نویسد : رامگاه نادرشاه – مشهد

"بنای یادبود دیگر ساختمان آرامگاه نادر شاه است در مشهد شامل تالار مقبره دو موزه یکی برای جنگ افزار زمان نادر و یکی جهت اسلحه زمان قبل از نادر و برج مرتفعی برای برپا کردن مجموعه مجسمه نادر سوار بر اسب و قزلباشها که اشاره به سپاهیان نادر است.این ساختمان بر اساس دو شکل اصلی هندسی یعنی مربع و مثلث طراحی شده است و طرح راهنما مبنای آنرا تشکیل می دهد که 42 سال پیش در مشهد و کلا از سنگ خارا ی مشهد با قطعات بزرگ اشاره به صلابت و عظمت نادر شاه به وجود آمده است.

تالار آرامگاه به شکل مربع از دو دیوار قرمز رنگ سنگی بسته و دو قسمت ستون بندی باز تشکیل شده است که سنگ مزار نادر در گوشه این مربع در پناه دو دیوار جا دارد و به طرف بیرون نگاه میکند .این زاویه و پناه و باز بودن تالار حالت صحنه جنگ و دفاع و حمله را تداعی می کند .رنگ قرمز دو دیوار به مفهوم جنگ است و برجستگیهای با ابعاد متفاوت سنگی که از دو دیوار بیرون آمده اند نبردهای مختلف نادر را نشان میدهد. ستونهای اطراف تالار از نقشه مربعهای قاعده و بالای ستون به ترتیبی که 45 درجه نسبت به هم چرخش دارند طرح شده که در نتیجه 8 مثلث با چهار قاعده در بالا و چهار قاعده در پایین نشانه ای از کلاه نادر است .شانزده عدد آنها به ارتفاع 26/2 متر و دو تای دیگر به ارتفاع متجاوز از 4 متر یک پارچه کارگران در حال آماده سازی سنگهای مقبره نادراز سنگ خارا تراشیده شده اند .در قسمت نمای ورودی طرف چپ یک بدنه موزه بزرگ است و سمت راست پایه برج مانند مجسمه ها قرار دارد که یک قرنیز سنگی عظیم ضمن پوشش ورودی اصلی این دو را به هم وصل می کند برج پایه و مجموعه مجسمه با هم طرح شدهاند به ترتیبی که حالت دینامیک و حمله و یورش را مجسم می کنند و نیز نامبرده از طرف برج مجسمه به طرف موزه حرکت صعودی دارد که همچنین به تبعیت از مجموعه برج و مجسمه ها حالت دینامیک و جهشی جنگ را تداعی می کند.

ابتکار این قرنیز دراین است که در پوشش مابین دو ستون تکنیک ساده شده و مدرن طاقهای روی قدیم به کار رفته است .بدین معنی که آجر یا سنگ کلیدی یا تاج که بالای قوس تعبیه می شد و فشارهای طاق از اطراف آن به دو طرف یعنی پایه ها منتقل می شدند به یک قطعه سنگ مثلثی و بقیه به دو قطعه سنگ در طرفین خلاصه شده اند و طاق قوسی تبدیل به طاق مستقیم و تراز شده است .مثلث های کلیدی تمامی متساوی الاضلاع و بقیه نیز مثلث های قائم الزاویه هستند که در بالا به صورت مورب برش خورده اند همین طرز کار عینا در داخل تالار آرامگاه نیز عمل شده است.همچنین در نمای حد فاصل بین مجسمه و موزه کوچک مجموعه بنا طوری ساخته شده که به خصوص درنمای اصلی برجستگی نباشد یعنی ابزار کاری ها و تراش سنگها تماما از داخل باشد و این به منظور ایجاد قدرت تجسمی و تصویری بیشتر است .فقط در قسمت موزه کوچک 3 ناودان عظیم سنگی از متن بیرون آورده اند که بیشتر جنبه زیبایی دارند.

بنا کلا روی سکویی ]که[ از کف زمین در حدود دو متر بالاتر است قرار گرفته است .در نمای ورودی به طرف چپ نزدیک موزه بزرگ روی تراس یک حوضچه با سنگ آب یکپارچه از خارا ساخته شده است .سنگ آب از بالا شکل یک مثلث متساوی الاضلاع را دارد و از نماهای جانب شش مثلث بزرگ و کوچک یک در میان حجم آنرا بوجودآورده اند.

پوشش بنا تماما از بتن مسلح نمایا ن انجام شده است .در تالار آرامگاه یک پوشش مربع شکل بزرگ با تراشهای مثلثی از داخل و بیرون و مرتفعتر از قسمتهای دیگر طوری ساخته شده که چهار مثلث بزرگ مشرف به ستون های هشت گانه داخل تالار با نقش هندسی مخصوص از سنگ مرمر نازک یزد نور زرد رنگ ملایمی به داخل آرامگاه پخش می کنند .درهای فلزی داخل برای موزه ها و فضای زیر برج و همچنین نرده های دور تا دور باغ شکل تبرزین نادر را تداعی می کنند.

برای طراحی باغ نیز از اشکال مربع و مثلث استفاده شده .آبریزها و حوضها و جویبارها همه بر پایه باغ ایرانی طرح شده.در یک گوشه باغ بناهای فرعی برای تالارهای اجتماع و کتابخانه و سرویس و گلخانه در نظر گرفته شده که در حال هماهنگی با خود بنای آرامگاه میباشد.مجموعه مجسمه ها توسط آقای ابوالحسن صدیقی در رم ساخته و برنز ریخته شده اند.

مساحت کلی آرامگاه و باغ حدود 14 هزار متر مربع است.باغ از چهار طرف به چهار خیابان متصل است و دیواری با سنگ گرانیت و با تلفیق نرده های آهنی به نقش تبرزین دور مقبره کشیده شده است.

بنای اصلی آرامگاه به مساحت 12 هزار متر مربع سه ایوان شرقی جنوبی و غربی متصل به یکدیگر و سه راهرو و پله دارد .اصل بنا چهار قسمت دارد :تالاری به طول و عرض 5/15 در 4/8 متر که هفت پنجره بزرگ به طرف جنوب دارد .فضای اصلی مقبره 15 در 15 متر و دو طرف آن به عرض تقریبی 4 متر و ارتفاع 5/2 متر است.16 ستون یکپارچه سنگی به ارتفاع 26/2 متر در اطراف مقبره قرار دارد .سقف مقبره بیش از 6 متر ارتفاع دارد .قبر نادر در گوشه آن قرار گرفته و دیوار اطراف مقبره ا ز مرمر قرمز رنگ ساخته شده است .

قسمت سوم برجی است که در زاویه شمال شرقی بنای اصلی قرار گرفته و با دو ستون سنگی یکپارچه به ارتفاع 09/4 متر به بنای اصلی اتصال دارد .ارتفاع برج 5/12 متر و طول و عرض پایین آن 5/9 در 5/5 متر و بالای آن به طول و عرض متوسط 8/4 متر است.

به گزارش انجمن آثار ملی در آبان 1335 استاد ابوالحسن صدیقی تعهد کرد مجسمه گچی نادر را آماده کند و برای ساخت مجسمه برنزی به ایتالیا بفرستد تا موسسه ایتالیایی BRUNI در رم ساخت مجسمه برنزی را به انجام رساند.

آرامگاه خیام در نیشابور

در مرداد 1335 انجمن آثار ملی در نامه ای به مهندس سیحون نوشت که وضع بنای موجود آرامگاه خیام متناسب با شخصیت علمی و هنری خیام نیست و انجمن در نظر دارد در این مورد اقداماتی به عمل آورد .از سیحون خواسته شد طرح و نقشه جدیدی متناسب با شخصیت خیام طراحی کند.سیحون و حسین جودت (ناظر ساخت و سازهای انجمن ) پس از بازدید از مکان در نامه ای به انجمن چنین گزارش دادند :

"... راجع به مقبره خیام به طوریکه ملاحظه فرموده اند محل آن فعلا چسبیده به بقعه امام زاده محروق می باشد و هرگونه عملی در این محل نمی تواند استقلال و برجستگی به مقبره خیام بدهد و لازم است که محل جدیدی در همان محوطه در نظر گرفته شود .با مطالعاتی که در این قسمت به عمل آمد محل آرامگاه تعیین گردید و کروکی لازم نیز متناسب با محل جدید تهیه گردید تا در صورتیکه مورد موافقت باشد نقشه های تکمیلی و صورت برآورد هزینه آن تقدیم گردد."

محل جدید آرامگاه انتخابی سیحون در ((گوشه شمالی باغ)) مورد تایید انجمن قرار گرفت و در پی آن طرح پیشنهادی سیحون در 1337 به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فرستاده شد.مهندس محسن فروغی رئیس دانشکده هنرهای زیبا در نامه ای به انجمن چنین گزارش داد :

"طرحی که توسط آقای مهندس هوشنگ سیحون استاد این دانشکده برای آرامگاه حکیم عمر خیام تهیه شده است و(( ماکت های)) مربوط به آن مورد دقت قرار گرفت و از طرف آقای سیحون درباره آن توضیحات کافی داده شد .با توجه به این نکته که در تهیه طرح مزبور از سبک معماری ایرانی حداکثر استفاده به عمل آمده این نقشه چه از لحاظ اصول فن معماری و چه از نظر سبک برای آرامگاه حکیم بزرگ ایران کاملا متناسب است."

بعد از گزارش فروغی به انجمن سیحون در اسفند 1337 متعهد شد نقشه های قطعی و نقشه های اجزای کار را شامل مقبره اصلی - سکو بندی اطراف و آبنماها و بناهای تابعه آن وهمچنین نظارت کار را هرچه زودتر برای ساخت مقبره به انجمن تحویل دهد.

سیحون مشخصات فنی بنا را چنین توضیح می دهد :"استخوان بندی بنا فلزی و دارای روکش آلومینیوم خواهد بود در قسمت سقف نوعی شیشه های ضخیم الوان و در متن قسمت بدنه با کاشی پشت و رو تزیین خواهد شد.زیر سازی بنا با بتون و کرسی و پله ها با سنگ گرانیت و بدنه دیوار مجاور آبنماها با سنگ تراورتن و سنگ روی قبر از سنگ سیاه مشهد خواهد بود."

شرکت ساختمانی کا.ژ.ت در 1337 به انجمن اطلاع داد حاضر است مسئولیت ساخت کار را با در نظر گرفتن نظریات سیحون به عهده گیرد و ساختمان آرامگاه خیام را بدون عیب و نقص به اجرا در آورد.

سیحون و حسین جودت نیز اعلام کردند :

"طرح اولیه ساختمان آرامگاه خیام با استخوان بندی فلزی تهیه گردید و در نظر بود که روکار آن با آلومینیوم پوشیده شود پس از مراجعه به اهل فن معلوم شد که روکش آلومینیوم بر فلز آثار نامطلوبی از لحاظ ترکیبات شیمیایی دارد .از این رو تصمیم گرفته شد که کار با بتن ظریف اجرا گردد و ارتفاع آرامگاه نیز از 12 متر به 22متر ترقی داده شود تا عظمت بیشتری پیدا کند."

آنها متذکر شدند :

"ارجاع کار به یک شرکت پیمانکار خارجی جهت ساخت مقبره مستلزم تحمل هزینه زیاد است و از طرفی شرکت ساختمانی کا.ژ.ت تعهد نموده که در صورت نیاز متخصصین خارجی را جهت نظارت و اجرای درست کار استخدام نماید و از طرفی به اثبات رسیدن شایستگی شرکت کا.ژ.ت در ساخت مقبره نادرشاه بر همگان آشکار شده است و شایسته است که ساخت مقبره خیام نیز به شرکت مزبور داده شود ."

آنها در ادامه کار افزودند که :

"اندک بی توجهی در این کار ممکن است نظیر آرامگا ه فردوسی (طرح کریم طاهر زاده بهزاد ) موجب تاثر و پشیمانی گردد."

در 1338 ساخت آرامگاه شروع شد و دراین سال قسمتهای عمده کار از جمله گود برداری بتن ریزی پیهای بنا و طرح محوطه به اجرا در آمد.در سال 1341 پس از سه سال کار مداوم کار ساختمان آرامگاه به پایا ن رسید.

مقبره خیام از لحاظ معماری و ساخت یکی از مهم ترین ساختمانهای ساخته شده در زمان خود است.

ارتفاع مقبره 22 متر است و استخوان بندی اصلی آن فلزی محاط در پوشش بتنی است.شکل بنا در پایین تقسیم بندی ده گانه دارد و فاصله پایه ها 5 متر است.اضلاع بنا مستقیما به سمت بالا ادامه یافته و به صورت اشکال هندسی منظم تورفتگی پیدا میکنند و بعد به صورت تقریبا مخروطی شکل به هم رسیده شبه گنبدی را در بالا به وجود می آورند که قسمت عمده آن مشبک وتو خالی و یادآور ستاره ای است که نماد شخصیت علمی و ستاره شناسی خیام تلقی می شود.

سطح ÷ر داخل و خارج مقبره با کاشیهای معرق و اشعار خیام مزین شده است.روکار بنا معرق کاری سنگی استو با قطعات نازک سنگهای محکم و شفاف ساخته شده است.در کنار آرامگاه هفت خیمه سنگی بسیار زیبا وجود دارد که در زیر هرکدام یک حوض آب با کاشی فیروزه ای رنگ ساخته شده است.

سیحون در مورد ایده اصلی کار می نویسد :

"بنای یادبود دیگر مربوط به خیام است در نیشابور که تقریبا مقارن بنای قبلی با یکی دو سال فاصله دیر تر ساخته شده است.

محل بنا در باغ بزرگی در خارج شهر نیشابور و با فاصله نزدیک به دو کیلو متر از جاده مشهد – نیشابور واقع است . تقریبا با همین فاصله به طرف غرب با غ دیگری آرامگاه شیخ عطار را در برمیگرد. باغ اول به باغ امامزاده محروق معروف است به ترتیبی که در محور اصلی باغ ساختمان قدیمی امام زاده محروق جا دارد .مزار خیام درست در گوشه شمالشرقی این بنا قرار داشت .به طوریکه در زمان سلطنت رضاشاه در مراسم فردوسی با عجله این مقبره را به شکل یک میله سنگی بی اهمیت تعمیر و آماده کردند که در موقع بازدید مستشرقین قابل عرضه کردن باشد.در سی و چند سال پیش که انجمن آثار ملی تصمیم گرفت بنای مناسبی برای خیام ایجاد کند طرح آنرا به عهده اینجانب گذاشتند.

چون در جوار امامزاده امکان ایجاد ساختمان قابل توجهی نبود ناچار محور دیگری عرضی در باغ به وجود آوردم که عمود بر محور اصلی است و ورودی بنای خیام از همین محور در نظر گرفته شد. به خصوص که این محور در جهت باغ عطار نیز بود.یعنی از همین ورودی جاده دیگری کشیده شد که باغ امامزاده و خیام را به باغ عطار ارتباط می داد.

حال می پردازیم به شرح بنای یادبود خیام.در چهار مقاله نظامی عروضی آمده است :شنیده بودم که خیام گفته بود)): گور من در موضعی باشد که هر بهاری شمال بر من گل افشانی کند .))

بنابراین بنای یادبود و آرامگاه باید طور ی ساخته می شد که باز باشد و این خواسته خیام انجام شود. در منتهی الیه محور نامبرده که فاصله نسبتا قابل توجهی با امام زاده محروق داشت در میان درختان کاج تنومند و زرد آلو محل مناسب بنا در نظر گرفته شد در اینجا اختلاف سطحی در حدود 3 متر وجود داشت که از همین وضعیت استفاده شد و مجموعه بنا شامل یک برج و چشمه سارهای اطراف آن به دور یک دایره بزرگ طراحی شد به طوریکه برج هم کف زمین و چشمه سارها در اختلاف سطح قرار گیرند.

خیام در واقع سه شخصیت دارد :ریاضی دان است- منجم و شاعر که باید هر سه شخصیت در بنا نشان داده می شد .

دایره کف به ده قسمت تقسیم شد به طوری که برج یادبود بر 10 پایه مستقر باشد. عدد 10 اولین عدد دو رقمی ریاضی است و پایه اصلی بسیاری از اعداد است.

از هر یک از پایه ها دو تیغه مورب به طرف بالا حرکت می کند به ترتیبی که با تقاطع این تیغه ها حجم کلی برج در فضا ساخته می شود و چون تیغه ها مورب اند خطوط افقی آنها باید ناظر به محور عمودی برج باشد .پس تیغه ها به صورت مارپیچ شکل به طرف بالا حرکت می کنند تا با هم تلاقی کنند و از طرف دیگر سر در بیاورند که خود یک شکل پیچیده ریاضی و هندسی است. این شکل با عدد 10 هر دو سمبل دانش ریاضی خیام است.بر خورد تیغه ها با یکدیگر فضاهای پر و خالی و به خصوص در بالا ستاره های درهمی را به وجود می آورند که از لابلای آنها آسمان آبی نیشابور پیدا است و به تدریج به طرف نوک گنبد ستاره ها کوچکتر می شوند تا درآخر یک ستاره پنج پر آنها را کامل میکند.این ستاره ها و آسمان اشاره به شخصیت نجومی خیام دارد .

و اما برخورد تیغه ها با هم ده لوزی بزرگ می سازند که باید با کاشی کاری پر شوند. بهترین تزیین خود رباعیات خیام بود که به صورت خط شکسته و در هم به روش(( سیاه مشق)) های خطاطان بزرگی مانند میر عماد و بعضی استادان شکسته نویس با کاشی به صورت نقوش انتزاعی سرتاسر لوزی ها را پر کند .به تقاضای(( انجمن آثار ملی)) شادروان استاد جلال همایی بیست رب
23خرداد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هوشنگ سیحون | معماران ایرانی

به راستی جهد در جمع آوری معماران ایرانی که در معماری ایران موثر بوده اند ناقص خواهد ماند اگر چیزی راجع به هوشنگ سیحون ننویسیم .هوشنگ سیحون به حق نیمی از معماری و نقاشی دوره پهلوی است چون او در زمینه معماری و نقاشی در دوره پهلوی هم ساخته و هم پرداخته و هم تر بیت کرده به راستی آسمان تاریخ فرهنگ و هنر ایران دگر همچون سیحون را بر تارک خود نخواهد دید .سیحونی که تک مضرابهای خوش معماری مدرن ایران را زده است . معماری مدرنی که با شکوه وبا رویایی وصف ناپزیر شروع شد ولی در ادامه راه از شکوه. جلال .حشمت. معرفت و شعور دور شد و به ....رفت.

هوشنگ سیحون معمار ی صاحب سبک با خطوطی دراماتیک و استوره ای در معماری مدرن ایران است هر گز نمی توان خطوط دراماتیک او را در طراح آرامگاهای: ابو علی سینا و با با طاهر در همدان و حکیم عمر خیام و کمال الملک را در نیشابور را از یاد برد .و نمی توان از آن خطوط استوره ای در آرامگاه نادر شاه افشار و فردوسی پاکزاد در مشهد یاد نکرد.

او را می توان در زمره معماران پیشروی معماری مدرن ایران دانست که توانستند که به بیانی نوین از تلفیق معماری سنتی و مدرن ایران دست یابند و آثاری به یاد ماندنی برجای بگذارند.

سیحون در سال 1299شمسی در خانوادهای هنر مند در تهران متولد شد . و در سال 1319 در رشته معماری دانشکده هنرهای زیبای تهران که در ان سال بوسیله عده ای از معماران و باستان شناسان فرانسوی و عدهای از شاگردان کمال الملک.تازه تاسیس شده بودثبت نام کرد و مشغول به تحصیل معماری شد.(شایان ذکر است دانشگاه نخبگان ایران .دانشگاه تهران توسط یک معمار فرانسوی طراحی شده و در به وجود آمدن خوشنام ترین وبا سابقه ترین کانون علمی ایران .ایرانی نقش چندانی نداشته.) و در سال 1323سیحون جوان با نمره عالی از دانشکده معماری دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد.

فارغ­التحصیلی سیحون مصادف بود با پایان جنگ جهانی دوم که به گفته خودش، این مقطع تاریخی از چندین جهت یکی از مقاطع سرنوشت­ساز زندگی او به شمار می­رود: اول از این جهت که چون ایران به عنوان پل ارتباطی برای حمل تسلیحات متفقین از خلیج فارس به روسیه، نقش مهمی در پیروزی متفقین داشت، متفقین پس از پایان جنگ ایران را به عنوان پل پیروزی معرفی و نشان افتخارآمیزی به دولت و راه­آهن ایران اعطا کردند. راه­آهن ایران نیز به مناسبت این افتخار بزرگ تصمیم گرفت در ایستگاه تهران ساختمانی بسازد که طراحی آن را به مسابقه گذاشت و طرح سیحون جوان برنده و در نهایت با تغییراتی، بر خلاف نظر او، ساخته شد. دوم اینکه انجمن آثار ملی که سال­های جنگ را بصورت مخفی گذرانده بود، با پایان جنگ فعالیت مجدد خود را شروع کرد و به مناسبت جشن هزاره بوعلی سینا تصمیم به ساخت آرامگاهی برای او در همدان گرفت که طراحی این آرامگاه به مسابقه گذاشته شد و سیحون در عنفوان جوانی موفق شد تا در این مسابقه هم برنده شود.و بعد از این

مسابقه بود که هوشنگ سیحون . شاگرد اول دانشکده هنرهای زیبا .با معرفی ریس وقت دانشکده –آندره گدار- او بعنوان بورسیه به کشور فرانسه رفت.سیحون جوان مدت 4سال در فرانسه درس خواند و همزمان با شروع ساخت مقبره بوعلی سینا به وطن بازگشت و در سمت دانشیار دانشكده هنرهای زیبای تهران و 5 سال بعد به عنوان استاد معماری مشغول تدریس شد. همزمان با تدریس در دانشكده، دفتر كار خود را در سال 1328 تاسیس كرد و در سال 1314 به عنوان سومین رییس دانشكده هنرهای زیبای تهران انتخاب شد. از همین سال فعالیت‌های زیادی در دانشكده هنرهای زیبا و از جمله تاسیس سه رشته شهرسازی، تئاتر و موسیقی انجام داد.

و هوشنگ سیحون در سال 1980ایران را به قصد غزیمت در ونکور کانادا ترک کرد. و تا به امروز ما نتوانستیم از وجود و حضور بزرگ مردی همچون او بهره مند شویم . او در سمینارهای زیادی در اقصی نقاط ایران و جهان شرکت کرده و آثار نقاشی او نیز چه به صورت گروهی و چه بصورت انفرادی به نمایش گذاشته شده.و از سوی کمیته برگزار کننده جشن بزرگ جمعاوری اعانه برای دانشنامه ایرانیکا جایزه ویژه معماری و یک عمر فعالیت فرهنگی و هنری را از آن خود کرده است.

طرح‌های او در كتابی به نام نگاهی به ایران در پاریس در سال 1973

مجموعه دستاورد زندگی حرفه‌ای او (معماری - نقاشی) در كتابی به نام هوشنگ سیحون در كانادا در سال 1999 به چاپ رسیده است.

و حال نگاهی به کارنامه هوشنگ سیحون بیندازیم (البته ممکن است بعضی از آئار او را حقیر نتوانسته جمع آوری کند که از یان بابت پوزش می طلبم.خدایش مارا ببخشد.)

سال‌های 1328 - 1333

منزل و مطب دكتر فرهاد، منزل آقای بابك، ساختمان پست فشار قوی، ساختمان اداری مركز برق ، منزل سرلشكر فیروز، دفتر هوشنگ سیحون و خوابگاه‌ها و گاراژهای آتش‌نشانی در تهران و ساخمان آرامگاه بوعلی در همدان.

سال‌های 1332 - 1335

منزل آقای شیبان (دروس)، منزل آقای محمدی (تپه امامیه)، منزل آقای مقدم (تپه امامیه)، سازمان نقشه‌برداری كل كشور (جاده قدیم كرج)، آرامگاه نادر (مشهد)، كارخانه یخ‌سازی و ریسندگی كورس (جاده شهر ری)، كارخانه كانادادرای (خیابان آزادی)، پرورشگاه كودكان (خیابان ولیعصر)، سینما آسیا (خیابان جمهوری)

سال‌های 1335 - 1340

سینما سانترال (تهران)، كارخانه كانادادرای (آبادان)، لابراتوار عبیدی و شركا (جاده قدیم شمیران)، منزل آقای بشارت (الهیه)، منزل آقای فرازیان (زرگنده)،‌منزل دكتر كاظمی (شمیران)، منزل خانم ابتهاج (زعفرانیه)، مجموعه ویلاهای آقاسی‌پور (پاسداران)، منزل آقای هدایت (دروس)، مجموعه ویلاهای ایپك چی (حصارك)، كتابخانه مجلس شورای ملی با همكاری محسن فروغی، كیقباد ظفر بختیار و علی صادق، آرامگاه خیام (نیشابور)، آرامگاه كمال‌الملك (نیشابور)

سال‌های 1340 - 1345

تجدید بنای آرامگاه فردوسی (طوس)، بناهای اطراف آرامگاه فردوسی (طوس)

سال‌های 1345 - 1350

منزل دولت‌آبادی (نیاوران)، ساختمان مركزی بانك سپه (تهران)، منزل سیحون (دروس)، مجتمع آموزشی فرح (جاده آرامگاه)، ضلع جدید بیمارستان میثاقیه (تهران)

از سال 1350 به بعد

بازارچه میرچخماق (یزد)، منزل سیحون (در كلكان در راه شمشك)

توضیحی راجع به انجمن آثار ملی:

پس از كودتای سوم اسفند ماه 1299، در سال 1301 گروهی از رجال سیاسی - فرهنگی و علاقه‌مند به هنر ایران برای حفظ و نگهداری و تعمیر ساخمان‌های تاریخی و به پاس حرمت یادگارها و مفاخر فرهگی و هنری ایران گردهم آمده و جمعیتی به نام «انجمن آثار ملی» تشكیل دادند. از اقدامات اولیه انجمن آثار ملی، طرح ساخت مقبره حكیم ابوالقاسم فردوسی بود. كریم طاهرزاده بهزاد طرح آرامگاه فردوسی را پیشنهاد كرد و این طرح در سال 1313 افتتاح شد. به علت ناآشنایی سازندگان به فنون آزمایش خاك، محاسبه نكردن دقیق و بی‌اطلاعی در وضعیت آب‌های زیرزمینی ناحیه طوس، ساختمان از همان نخستین سال‌ها شروع به نشست كرد و پس از 30 سال هوشنگ سیحون با حفظ طرح اولیه و الحاقات جدید بنای جدیدی ساخت.

گفتنی است پس از برگزاری جشن هزاره فردوسی و آغاز جنگ جهانی دوم به علت عدم تامین اعتبار مالی تا سال 1323 انجمن آثار ملی عملا فعالیتی نداشت و در آذر 1323 فعالیت خود را از نو آغاز كرد. دو اقدام اولیه انجمن آثار ملی در دوره دوم فعالیت خود توجه به ساخت آرامگاه بوعلی سینا و آرامگاه سعدی (طرح مشترك محسن فروغی و علی صادق به سال 1328) بود.

نکته:اما متسفانه اگر به تازگی سری به آرامگاه ناجی زبان پارسی سری زده باشید خواهید دید که چقدر میراث فرهنگی کم لطفی و کم توجهی به آرامگاه مردی کرده است که به گفته خودش:

بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی

از کجایش برایتان بگویم :

از جاده ای که بیش از 40 سال است که تر میم نشده و مانند جگر زلیخا تکه و پاره است و مایع شرمسا ری .تا آن موزه جدیدی که میراث به تازگی در همین 2 سال اخیر اقدام به بازگشایی ان کرده که متاسفانه موزه ای در تناقض شدید با اطراف و باغ ایرانی .اگر داخل آن شوید بیشتر به یاد زندانهای دوره صفوی می افتید تا جایی که میراث فرهنگی ماندگار ترین مردمان دنیا را نگهداری میکند.ویا از طرح بکر و زیبا یشان مبنی بر کوچک کردن حوض ورودی باغ ایرانی با وجه تسمیه رنج سی ساله فردوسی و تکه کردن آن حوض به 30بخش کوچک. به راستی چرا قواعد باغ بکر و زیبای ایرانی را داریم با دست خودمان خراب می کنیم .قواعدی که در همه باغهای ایرانی من جمله باغ شاهزاده کرمان اثری زیبا و شگرف رعایت شده و اندازه حوض جلوی ساختمان اصلی ثابت بوده است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پروفسور هوشنگ سیحون
هوشنگ سیحون

دراین مجال به معرفی مردی می پردازم که طرح و قلم او حرف می زند با تاریخ.
مرد بناهای ماندگار؛ مردی که گل می افشاند تا طرحی نو در اندازد.
اگر در لابلای عکس های یادگاری از شهر و دیارتان ایران، عکسی از باغ و عمارت حکیم ابوعلی سینا دارید، طرح این مرد بزرگ هم نمایان است، اگر لختی در باغ آرامگاه حکیم عمر خیام و یا در کنار مقبره ی زیبای کمال الملک در
نیشابور مبهوت مانده اید، بی شک خالق آن همه طرح و نقش را نیز یاد کرده اید؛ بله، هوشنگ سیحون به میان ما خواهد آمد، معمار و نقاش عمارت ها و موزه های ماندگار؛ طراح موزه آرامگاه نادرشاه افشار و مقبره ی کلنل محمد تقی خان پسیان سردار آزاده ی خراسان؛ طراح بنای موزه توس و دهها عمارت دیگر.
سیحون، نقش اندازی ست که با ما در دنیای ابعاد، از معانی پر رمز و راز باطن می گوید، به راستی که او، معانی و فلسفه نظری و وجودی بزرگانی که معمار و طراح آرامگاه هر یک از آنان بوده است را در نقش مقبره ی آنان به دام انداخته است، و این همان جلوه ایی از هنر است که ما را به سوی شعور می کشاند.
هوشنگ سیحون در سال 1338 آرامگاه حکیم عمر خیام را مبتنی بر اصول ریاضی و مثلثاتی خیامی، محاسبه و طراحی کرده است؛ سیر در دهلیزها و طاق و ایوان مقبره، خود سفری ست به جهان بی نهایت معانی خیام.
سیحون حتی انتخاب مصالح ساخته های خویش را منطبق با خصوصیات شخصیتی و زندگی هر یک از آن بزرگان انجام می دهد، او در کتاب « نگاهی به ایران» در مورد بنای آرامگاه نادر شاه افشار می نویسد: « ماده اصلی ساختمان از سنگ خارای منطقه کوهسنگی مشهد، مشهور به سنگ هر کاره است، این سنگ یکی از مقاوم ترین سنگ هایِی ست
که در ایران وجود دارد، او دلیل این انتخاب را اشاره به صلابت و عظمت نادر شاه افشار می داند».
او در ادامه می نویسد: « شکل کلی و مقبره ی نادر به شکل شش ضلعی متناسبی ست که، شکلِ سیاه جادرهایی را تداعی می کند، دلیل این امر همین نکته است که نادر به جای کاخ در زیر چادر زندگی می کرد».
آرامگاه حکیم بوعلی سینا در همدان نیز، یکی از شاهکارهای هنر معماری معاصر است که با الهام از معماری قدیم بنا شده است، که برداشتی از برج قابوس بن وشمگیر در گنبد قابوس است، و هر یک از ستون های سنگی و مدور جلو آرامگاه بوعلی سینا، نشان دهنده گذشت یک قرن از تولد ابن سیناست.
هوشنگ سیحون، پیشرو و صاحب سبک در هنر معماری معاصر ایران است؛ و دومین مرحله شکوفایی و درخشش معماری ایران با آثار وی آغاز می شود.
او در سال 1347 طراحی و اجرای ساختمان موزه توس در مشهد را به کارنامه درخشان خود می افزاید؛ و اما این همه فقط آثاری بود که جزء میراث فرهنگی ایران محسوب می شود.
پدر معماری نوین ایران، ساختمان های متعددی را طراحی کرده که هنوز در نوع خود بی نظیر است، از جمله می توان ساختمان بانک سپه در میدان توپخانه تهران را با نمایی از بتون نام برد.
پروفسور هوشنگ سیحون در سال 1972 به همراه نقاشان صاحب نامی از جمله، پیکاسو و سالوادر دالی، در نمایشگاهی در دانشگاه ماساچوست شرکت کرد و با سبکی منحصر به فرد، کلافه های خط را به صورت تابلویی زیبا در معرض نمایش گذارد که توجه منتقدین آمریکایی را به خود جلب کرد، سبکی که با مدد گرفتن از خطوطی موازی و پر پیچ و تاب، که هیچ همدیگر را قطع نمی کنند، انسان را در روزمره اش وادار به تفکر می کند؛ اینگونه که هنوز کسی پیدا نشده است، مشابه طرح های نقاشی سیحون را خلق کند.
هوشنگ سیحون هنوز در میان ماست، او یکی از عشاق هنر ایران است و به قول ِ خود او: « کلام آخر من ایران است».
اما چرا من و شمای ایرانی این عاشقان هنر ایرانی و فرهیختگانی که در بین ما هستند را به درستی نمی شناسیم و نسبت به آنان بی اعتناییم؟
چرا جوامع فرهنگی ایرانی و باز هم تاکید می کنم ایرانی، وجود این فرهیختگان را کتمان می کنند؟
چرا همیشه قدرشناسی از هنرمندان ایرانی به عهده ی قدرشناسان غیر ایرانی ست؟ - اهداء عنوان شهروندی افتخاری فرانسه و لوح افتخار شهرداری لوس آنجلس از جمله آن قدر شناسی های جوامع غیر ایرانی ست؛ ازاین گذشته،دانشگاه هایی چون، ام آی تی ، هاروارد، واشنگتن یونیورسیتی و برکلی، مجموعه ای از نقاشی های سیحون را گردآوری و نگهداری می کنند؛ نام هوشنگ سیحون را در دو دانشنامه روسیه و کمبریج ثبت نموده اند،
اویی که ذخایر فرهنگی دورافتاده ترین نقاط ایران را کشف و ثبت کرده و ارزش هنری شان را به خود ایرانی ها نشان داده است.
ختم کلام اینکه، نگذاریم هنرمند ایرانی، جامعه خودش را دور بزند تا بعد، جامعه ی خویش را متوجه حضور خود کند.
قریب به 25 سال نامی از معمار بناهای ِ کهن ِ الگوهایمان، از بوعلی سینا گرفته تا خیام برده نشده است.
هوشنگ سیحون امروز هشتاد و دو ساله است.

http://payam.malakut.org/archives/004504.shtml

مقبره کمال الملک - اثر استاد هوشنگ سیحون

نگرانی از احداث سد سیوند و خطر نابودی آثار باستانی منطقه: مصاحبه با هوشنگ سیحون
هوشنگ سیحون معمار و هنرمند برجسته ایرانی مقیم کانادا می گوید بحران حفظ و مرمت آثار باستانی ایران معضل پیچیده ایست که مورد توجه مقامات مسئول کشور نیست و احداث سد سیوند و فاجعه تخریب احتمالی پاسارگاد و سایر آثار تاریخی این منطقه نمونه بارز این بی توجهی است. هوشنگ سیحون که طراح آرامگاه ابوعلی سینا، آرامگاه عمر خیام و نادرشاه است، از سوی کمیته برگزار کننده جشن بزرگ جمعاوری اعانه برای دانشنامه ایرانیکا جایزه ویژه معماری و یک عمر فعالیت فرهنگی و هنری را از آن خود کرد. وی در مصاحبه با رادیو فردا در رابطه با پروژه سد سیوند می گوید: در منطقه ای که قرار است سد سیوند احداث شود، حدود 170 محوطه خاص کشف نشده و پژوهش نشده قرار دارد و هنگامی که آب روی آنها را بگیرد، دیگر امکان کشفشان وجود نخواهد داشت. [ audio ] (rm) صدا | (wma) صدا [ 5:03 mins ]





هوشنگ سیحون، معمار و طراح پیشرو و صاحب سبک در معماری نوین ایرانی است که آثار زیبا، ماندگار، معتبر و بی­نظیرش با گذشت چندین دهه­ از ساخت آنها، همچنان بر تارک معماری معاصر ایران می­درخشند، آثاری همچون آرامگاه ابوعلی­سینا و باباطاهر در همدان، آرامگاه حکیم عمرخیام و کمال­الملک در نیشابور، آرامگاه نادرشاه افشار در مشهد و ده­ها اثر دیگر. سیحون که می­توان او را متعلق به نسل اول معماران مدرن در ایران دانست، در آثار متعدد خود توانسته است به بیانی نوین در تلفیق معماری سنتی ایران و معماری مدرن دست یابد. همچنین او علاوه بر فعالیت در عرصه معماری، ذخایر فرهنگی دورافتاده­ترین نقاط ایران را کشف و ثبت کرده و ارزش هنری­ آنها را به خود ایرانی­ها نشان داده است.

هوشنگ سیحون در سال 1299 شمسی در یک خانواده هنرمند در تهران به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در سال 1319 در تهران به پایان رساند. او از کودکی عشق و علاقه زیادی به نقاشی داشت، بطوری­که به گفته خودش از زمانی که ­توانست قلم و زغال به دست بگیرد، نقاشی را آغاز نموده است. به خاطر همین عشق و علاقه زیاد به نقاشی، پس از گرفتن دیپلم درصدد بود تا در رشته­ای مطابق با استعدادش ادامه تحصیل دهد، تا اینکه در آن سال، یعنی سال 1319، دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران توسط عده­ای از آرشیتکت­ها، باستان­شناسان و نقاشان فرانسوی و چند نفر از شاگردان کمال­الملک تأسیس شد. او با استفاده از این موقعیت، به تحصیل در رشته معماری این دانشکده پرداخت و در سال 1323 با نمره عالی از این رشته فارغ­التحصیل شد.



فارغ­التحصیلی سیحون مصادف بود با پایان جنگ جهانی دوم که به گفته خودش، این مقطع تاریخی از چندین جهت یکی از مقاطع سرنوشت­ساز زندگی او به شمار می­رود: اول از این جهت که چون ایران به عنوان پل ارتباطی برای حمل تسلیحات متفقین از خلیج فارس به روسیه، نقش مهمی در پیروزی متفقین داشت، متفقین پس از پایان جنگ ایران را به عنوان پل پیروزی معرفی و نشان افتخارآمیزی به دولت و راه­آهن ایران اعطا کردند. راه­آهن ایران نیز به مناسبت این افتخار بزرگ تصمیم گرفت در ایستگاه تهران ساختمانی بسازد که طراحی آن را به مسابقه گذاشت و طرح سیحون برنده و در نهایت با تغییراتی، بر خلاف نظر او، ساخته شد. دوم اینکه انجمن آثار ملی که سال­های جنگ را بصورت مخفی گذرانده بود، با پایان جنگ فعالیت مجدد خود را شروع کرد و به مناسبت جشن هزاره بوعلی تصمیم به ساخت آرامگاهی برای او در همدان گرفت که طراحی این آرامگاه به مسابقه گذاشته شد و سیحون به عنوان برنده این مسابقه انتخاب گردید. و بالاخره چون فرانسه یکی از فاتحین اصلی جنگ جهانی دوم به شمار می­رفت، دولت فرانسه پس از پایان جنگ، جهت ترویج فرهنگ فرانسه در تمام دنیا، تصمیم به پذیرش تعدادی بورسیه تحصیلی از کشورهای مختلف گرفت. رئیس وقت دانشکده هنرهای زیبا، آندره گدار، نیز سیحون را که شاگرد اول دانشکده شده بود، به عنوان بورسیه معرفی کرد. بدین­ترتیب سیحون به فرانسه رفت و بعد از چهار سال تحصیل مجدد در رشته معماری به ایران بازگشت

23خرداد
فرستنده مقاله: مسعود مرعشی
+ نوشته شده توسط ... در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 11:22 |
آقای حسین امانت | معماران ایرانی

ایران – معماری- مدرنیته- سنت- معمار – آسمان-ستاره

تصور من این است: معماری مدرن ایران كه در دوره اواسط قاجار و پهلوی اول سر برآورد از دل سنت آمده بود ودر آسمان معماری مدرن ایران آن زمان ستاره هایی چون .وارطان- گابریل گوركانیان –سیحون –فرمانفرمائیان- فروغی –و امانت و... را در خود جای داده بود در میان تمامی این ستاره ها و انبوه ستاره هایی كه ذهن نگارنده د رحال حاضر خالی از این نامی هاست یكی را می توان یافت كه در عنفوان جوانی به ستاره ای درخشان در معماری مدرن ایران بدل شد . او كسی نیست جز حسین امانت با هوش . در میان همه این نامها فقط امانت بود كه وقتی از ایران رفت توانست در خارج از ایران در ایالات متحده از جنوب تا شمال –خاورمیانه– خاور دور – اروپا از خود معمارانهایی را به جای بگذارد .



تمامی این موفقیتها را امانت مدیون هوش بی شاعبه خود است هوشی و دركی بالا از موقعیت و منطقه و زمان در حال زندگی خود. از جمله دلایلی هستند كه می توان برای موفقیت شركت آرك دیزاین جناب مهندس امانت بر شمرد.

مهندس حسین امانت، آرچیتكت و هنرمند مقیم ونكوور كه از سوی كمیته برگزاركننده جشن بزرگ دانشنامه ایرانیكا جایزه یك عمر فعالیت و خدمت به هنر معماری معاصر ایران را از آن خود كرده است، می گوید: طراحان شهری و برنامه ریزی معماری در ایران باید با بهره گیری از معماری سنتی و اصیل ایرانی و الهام گرفتن از تكنولوژی مدرن غرب، سیاست های شهرسازی خود را بازبینی نمایند. حسین امانت معتقد است: معماری مانند تبلور فرهنگ یك كشور است و همه همكاران من در ایران باید در این راستا حركت كنند، زیرا بخشی از معماری روحی است و این راز معماری بزرگ ایران است. آقای امانت می گوید: در ایران به قدر كافی ارزش های سنتی را در كارهای جدیدی كه خیلی متاثر از معماری غرب است ادغام نمی كنند، زیرا پیشرفت فرهنگی و تكنیكی غرب آنقدر قوی است كه ما را از دیدن زیبایی های فرهنگ خودمان غافل كرد.

. مهندس حسین امانت شهروند كانادایی ایرانی الاصل متولد سال ۱۳۲۱ شمسى (۱۹۴۲ م) در تهران است در مدرسه عالی معماری سابق و مدرسه- دانشكده- معماری هنرهای زیبا ی امروز معماری خوانده در سن 24 سالگی از مدرسه معماری هنرهای زیبای تهران فارغ التحصیل می شود و در همان سال بود كه مسابقه طراحی یاد بود آزادی شهیاد-shahyad freedem monument - در تهران در مقیاس ملی برگزار شد ستاره خوش اقبال این مسابقه كسی نبود جز حسین امانت جوان . آری او براسیتی یك شبه ره چند ساله را پیمود. و سر انجام این بنای یاد بود در سال 1350شمسی رسما در مراسمی با شكوه افتتاح شد .اما به راستی طراح این بنای به یاد ماندنی در آن سالها می توانست متصور شود كه بعد ها كه او در ایران نیست چقدر مردم ایران از این بنای او خاطره بر ذهن خود دارند .آن روزها را چه كسی می تواند از یاد برد؟

. بناى مزبور در واقع از چهارستون عظیم تشكیل شده كه در بالا به هم متصل مى شوند و چهار طاق را تشكیل مى دهند. در قسمت پایه آن یك تالار وجود دارد و دو تالار دیگر هم در طبقات بالاتر هست. طاق هاى این بنا به سبك معمارى دوره اسلامى ساخته شده اند. اما بنای میدان آزادی نماد تهران قدرتمند است نشانه ای فضایی است كه این شهر را تداعی میكند لیكن از هیچ مفهوم دیگری برخوردار نیست .

آرشیتكت جوان بعد از این بود كه طراحی پروژه های مهمی را به دست گرفت تا اینجا فراموش نكنید مهندس جوان فقط در ایران توانسته بود برای خود نام و آوازه ای دست و پا كند و نام او از مرزهای ایران بیرون نرفته بود . كه از جمله آنها مى توان به پروژه دانشگاه آریا مهر سابق- صنعتى شریف امروز- آری دانشگاه صنعتی شریف امروز را كسی جز آرشیتكت با هوش طراحی نكرد دانشگاهی با آجر نمای قرمز كه هنوز به لحاظ كاركردی و سیستم به خوبی كار میكند ولی متاسفانه بخش هایی از نمای اصلی دانشگاه امروز دیگر وجهه سابق خود را ندارند اما هنوز در این دانشگاه مغزهای ایرانی همانند سابق در حال پرورش یافتن هستند و هنگام درو محصول این ستارگان جوان ایرانی دیگر در ایران نیستند و دیگرانی از محصولات ذهنی و استعدادی آنها استفاده میكنند . نگارنده توصیه می كند حتما سری به دانشگاه شریف بزنید تا مفهوم نظام - سیستم -عملكرد را در یابید نگاهی به درهای اصلی و فرعی دانشگاه آریا مهر سابق بیندازید . اما بازهم جوان با ذوق ایرانی هنر نمایی خود را در دل هنر معمار فرانسوی طراح دانشگاه تهران می برد و آنجا هنر خود را در ساختمان دانشكده مدیریت دانشگاه تهران این وصله چهل تكه به رخ میكشد . از دیگر پروژه های تحصیلی-educational -او می توان به ساختمان دبیرستان البرز تهران اشاره كرد دبیرستانی كه گویی تمامی بزرگان یا اشراف زادگان این سرزمین در آن درس خوانده اند و درس میخوانند گویی سر نوشت پروژه های تحصیلی این معمار با هوش با هم سنخوانی از خود او گره خورده است . از جمله ساختمانهای دولتی كه او می توان ،ساختمان سازمان میراث فرهنگى ، ساختمان موزه پاسارگاد (شیراز) .

آرشیتكت جوان به شهرت جهانی می رسد .

نسل اول طراحی سفارتخانها ی ایران در كشورهای میزبان در سراسر جهان در دوره پهلوی و معدودی در اواخر قاجار شروع شد و نسل دوم آن در دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی در جمهوری اسلامی آغاز شد و سوال این است كه نسل سوم طراحی این سفارتخانه ها را كی و از همه مهمتر چه كسانی به عهده خواهند گرفت ؟. باید باور كرد هم در دور اول و هم در دور دوم تمامی كسانی كه بعنوان طراحان این ساختمانها مطرح شدند تمامی بدون هیچ پیش داوری ستارگان بی بدیل معماری ایران هستند . عده ای معتقدند این ساختمانها ساختمانهایی بی هویت هستند ولی نگارنده از همه این ساختمانها دفاع می كند و بی هویتی را قبول ندارد ما به تمامی آنها به عنوان جستار و دستاوردی برای هویتی پایدار كه نسل سوم می بایست به آن برسد و به نمایش بگذارد نگاه می كنیم و از همه آنها درسهای كرانمایه و پر ارزشی را یاد می گیریم .

امانت وجهه بین المللى خود را اول بار بابت طراحى و اجراى ساختمان سفارت ایران در بیجنیگ چین) به دست آورد كه در سال 1983 كامل شد. این بنا در حال حاضر یكى از متفاوت ترین و در عین حال زیباترین سفارتخانه هاى كشور چین است. او در این ساختمان توانست سنت معمارى ایرانى را به شكل قابل قبولى پیاده و اجرا كند. امانت در این پروژه خود یك حیاط بیرونى براى مراجعه كنندگان و یك حیاط اندرونى براى اقامت اختصاصى سفیر و نیز یك حوض و یك دفترخانه طراحى كرده است .

نگاهی به پروژهای جناب مهندس امانت در سطح بین المللی

Central Library Communication Univeristy of China Beijing, China

. این بنا به شكل یك عمارت كلاه فرنگى شیشه اى طراحى شده كه مجاور دریاچه اى قرار دارد و فرم هاى ارگانیك در آن پیاده و اجرا شده اند. استفاده از سنگ سرامیك و به كار بردن شیشه هاى مشجر از مشخصه هاى این بنا است.. وقتی می گویم این جناب مهندس بسیار با هوش است درست می گویم او طراحی مركز قضایى حیفا و كمى بعد با عهده دار شدن طراحى مجموعه اى از ساختمان ها در مونت كارمل اسرائیل، او با درك درست موقعیت و زمان برای پیشرفت خود از سبك معماری مدرن خود در ایران و بعد ها در ایالات متحده فاصله گرفت و به سمت سبك معماری یونان رفت كه مشخصه عمده آنها، هماهنگى و هارمونى شان با ساختمان ها و باغ هاى اطراف بود.
او خود درباره بناهایى كه به سبك معمارى كلاسیك یونان طراحى كرده گفته است: «من دیدم چطور سبك كلاسیك مى تواند با باغ هاى اطراف این جا (منطقه حیفا) تناسب و هماهنگى داشته باشد. منطق من این است: ما در زندگى مدرن در شتاب و تحرك به سر مى بریم و زمانى براى دقت كردن به جزئیات یك ساختمان كلاسیك نداریم. اما سبك كلاسیك براى جامعه اى كه در آسودگى و رفاه به سر مى برد، معنا مى دهد، جامعه اى كه زمان كافى براى مراقبه و نیایش دارد. ساختمان هاى مدرن بعد از انقلاب صنعتى، رشد و گسترش پیدا كردند، دوره اى كه زندگى مادى بر معنویت غلبه پیدا كرد اما من فكر مى كنم زیبایى فاكتور مهمى در طراحى است، چون زیبایى براى روح انسان خیلى سودمند و مفید است.»
اما پول سرشار یهودی ها در پروژه هایشان و وضعت بد اقتصادی شركت مهندس با هوش را در چنین اظهار نظری را از یاد نبرید . از دیگر كارهای او می توان به: طراحى و ساخت عبادتگاهى در ساموآى غربى، طراحى چند كارخانه در دالیان چین و ساخت چندین مجتمع آپارتمانى در سانتامونیكاى كالیفرنیا و بلوك شهرى با دو برج مسكونى در سن دیه گوى كالیفرنیا. امانت در تمام این پروژه ها، مهارت ویژه اى در به كار بردن و تركیب درون مایه هاى فرهنگ هاى مختلف از خود نشان داده است.

اما تلاش مهندس حسین امانت در به كار گیری پیش از پیش اصول معمارى ایرانى را در بناهاى مدرن خود قابل تقدیر است .

اینم كارنامه جناب مهندس حسین امانت به روایت سایت رسمی ایشون



Iranian Embassy
Beijing, China

Aryamehr Univeristy
Tehran, Iran

Faculty of Business Management
Tehran University
Tehran, Iran

Persian Cultural Heritage Centre
Tehran, Iran

RESIDENTIAL

Kettner & Ash
San Diego, California

Legacy Towers
Burnaby, British Columbia

220 Royal
New Westminster, British Columbia

Bayside Tower
San Diego, California

Horizon Towers
San Diego, California

14th Street
Santa Monica, California

Various Projects
Santa Monica, California




INSTITUTIONAL

Eastside Baha'i Center
Bellevue, Washington

Central Library
Communication Univeristy of China
Beijing, China

Central Library
Sichuan University
Sichuan, China

Northern Virginia Baha'i Center
Loudon, Virginia

Baha'i Regional Center
Plano, Texas

Centre for the International Counsellors
Baha'i World Centre
Haifa, Israel

Centre for the Study of the Sacred Texts
Baha'i World Centre
Haifa, Israel

Baha'i House of Worship
Apia, Western Samoa

Seat of the Universal House of Justice
Baha'i World Centre
Haifa, Israel

Shahyad Monument
Tehran, Iran

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

+ نوشته شده توسط ... در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 11:18 |
آقای محسن فروغی | معماران ایرانی

محسن فروغی معروف ترین معمار ایرانی دوران رضاخان بود كه در برنامه های او فعالانه شركت می كرد، فروغی فرزند ذكاء الملك فروغی فارغ التحصیل مدرسه عالی هنرهای زیبای پاریس در ساخت بانكهای ملی، بیمارستانها و بناهای مسكونی بسیاری مشاركت داشته است. معمار دیگر ایرانی، وارتان آوانسیان، ارمنی، اهل تبریز فارغ التحصیل مدرسه عالی معماری پاریس كه بناهای هتل دربند، كاخ رضاشاه در سعدآباد، سینماهای متروپل، دیانا و مجتمع های آپارتمانی واقع در خیابان انقلاب به نام او ثبت شده است.

معماران دیگر ایرانی چون گابریل گوركیان كه دارای شهرت بین المللی بود و ساختمان وزارت امور خارجه و مجتمع های مسكونی كاملاً مدرن از كارهای اوست، كیقباد ظفربختیار، علی صادق، ایرج مشیری كه سردبیر و مؤسس مجله آرشیتكت بود، از دیگر معمارانی هستند كه نامشان در معماری زمان پهلوی اول ماندگار است.

برنامه مدون سازی رضاشاه به طور مستقیم در سنت معماری بناهای مسكونی شخصی نیز اثر گذاشت و از طرفی معماری یك حرفه شد، حرفه ای كه تا زمان رضاشاه هویت چندان نداشت، اما به تدریج پیام خود را در معماری ساختمانها به شهروندان منتقل می كردند و پایتخت نشینان اعیان برای ساخت واحدهای مسكونی خود به دنبال معماران تحصیلكرده می گشتند.

حكومت بیست ساله رضاشاه بر پایتخت را باید دومین دگرگونی تهران نامید، تغییراتی كه وسعت تهران را به حدود ۴۶ كیلومتر مربع یعنی ۲‎‎/۵ برابر دوره قاجار رساند. جمعیت ۵۴۰ هزار نفر با میزان رشد سالانه ۵‎‎/۷ درصد و جمعیت انبوهی كه در خارج از محدوده شهرداری زندگی می كردند، شمار خودروها كه غالباً آمریكایی بودند، سالانه تا ۷۰ درصد رشد كرد، ورود اتومبیل به تهران در سال ۱۳۰۸ حدود سی هزار ثبت شده است، خودروهایی كه نیاز به تعمیرات و نگهداری داشتند و برای آنها حدود ۲۳۰ گاراژ ساخته شد كه در آن ۵۰۰ استادكار و كارگر مشغول بودند.

پهلوی اول پایتخت را با ساختاری به فرزندش تحویل داد كه دستخوش تحولات بنیادی شد، ساختاری مركب، هسته اصلی كه استخوانبندی قدیمی شهر بود، شامل بازار، بقایای ارگ سلطنتی و ساختمانهای جدید اداری با الگویی شطرنجی از خیابانهای تازه تأسیس و هسته های پراكنده با محورهای ارتباطی خطی كه پایه های اصلی توسعه ساختار شهر تهران در مراحل بعدی ش

23خرداد
فرستنده مقاله: مسعود مرعشی
+ نوشته شده توسط ... در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 11:17 |
مش اسماعیل: نابغه و هنرمند - به قلم عبدالحمید اشراق | معماران ایرانی

نمى‏دانم سمت و تیتر مش اسماعیل را چطور مى‏توان بیان كرد. یك نابغه، یك هنرمند یایك ایرانى خوش ذوق. هنرمندیكه سواد خواندن و نوشتن را نداشت، یك هنرمند خودساخته‏بود بدون فراگرفتن ابتدائى‏ترین دروسى هنریى در مدرسه، دبیرستان و یا دانشگاه.

من او را یك نابغه مینامم، نه آنچنان نابغه‏ایكه بتواند با نوابغ دنیایى علم و هنر پنجه نرم كندو خودش را در آن سطح بیاورد. نابغه‏ایكه از هیچ خودش را به همه چیز رساند. از داشتن سوادفقط امضاء كردن را میدانست با تحریر جملاتى كه فقط خودش قادر به خواندن بود: بهیچ عنوان‏تا آخر عمر سعى نكرد به این امضاء چیزى اضافه كند و سوادى بیاموزد. او عقیده داشت كه بین‏خواندن و نوشتن و عمل كردن تفاوت فاحشى وجود دارد او ایمان داشت كه كار و عمل او ازخواندن و نوشتن برتریت دارد. او میگفت وقت براى خواندن و نوشتن ندارم چرا كه آنقدرمشغول ورق زدن كتب و مجلات هنریى براى آشنا كردن چشمم به تصاویر و عكسها هستم كه‏فرصتى براى خواندن و نوشتن پیدا نمیكنم و احتیاج هم ندارم اعتقاد او در این بود كه‏اندوخته‏هایى ذهنى و ذخیره‏هایى فكریى میتواند از طریق دیدن هم ازدیاد یابد. و همان عمل راانجام میدهد كه از طریق خواندن و نوشتن. او خزینه ذهنى خود را با نگاه به تصاویر پُر و لب‏ریزمیكرد و الهامات او بطریقى دیگر صورت میگرفت چونكه او از قوانین هنریى و تناسبات‏هنریى اطلاعى نداشت بنابراین برداشت او از هر تصویر بطریقى دیگر از آن بود كه یك محصل‏ دانشكده و یا یك فارغ التحصیل یكى از دانشگاههایى خارج از كشور.



بنابراین موقعیكه با او صحبت میشد گو اینكه جملات را صحیح فرم‏بندى نمیكرد برداشتش‏را از یك تصویر همان‏طور كه فكر میكرد بیان میكرد.



كارش بدین طریق شروع شد كه زمانیكه هنرمند نام‏آور پرویز تناولى حدود دهه 40نتوانست با مسؤلین هنریى مملكت كار كند راهى آمریكا شد و پس از اقامت چند سال به ایران‏مراجعت نمود ارمغانى كه با خود آورد كه با حمایت بنیاد گریى Grey) (ABBY توام بود ساختن‏كوره‏هاى سرامیك و برنزریزى بود كه براى اولین بار در ایران آغاز شد و دانشجویان دانشكده‏هنرهایى زیبا تحت نظارت تناولى از كوره‏ها بر این كارهایى خود استفاده میكردند. شخصى كه‏دربان این كارگاه بود مش اسماعیل نام داشت آنطوریكه خود تناولى بكرّات گفته است عشق،علاقه و پشتكاریكه این دربان داشت بمراتب بیشتر از دانشجویان بود



مش اسماعیل گه گاهى از تناولى خواهش میكرد كه در كوره سرامیك سازیى كار او را هم‏یعنى مجسمه كوچكى كه ساخته بود با كارهایى دانشجویان در كوره بگذارد البته تناولى باخوش روئى قبول میكرد این كار بكرّات تكرار شد و مش اسماعیل توانست با كارهاى ابتكاریى‏خود اثرهایى هنریى در سطح خود بیافریند. اسماعیل توكل (مش اسماعیل) آرام نداشت صبح‏زود خارج از وظائف دربانى كارگاه مجسمه‏سازى دانشكده هنرهایى زیبا و شب‏ها خارج از رعایت وقت ادارى با عشق و علاقه كارهاى فكر ـ كارى شاگردان دانشكده بخصوصى تناولى رامورد بررسى قرار میداد و از دید خود اثراتى با روش مخصوص مى‏آفرید. آنچه جالب است.هیچ تقلید، اقتباس یا كپى از كارهایى دیگران در كارهایش دیده نمیشد.



زمانیكه دانشكده هنرهایى زیبا كارهاى دانشجویان این رشته را به نمایش گذارد در بخشى ازاین نمایشگاه كارهاى مش اسماعیل هم با خواهش و تمنایى او در گوشه‏ایى در سالن گذارده شد(من نمیدانم آیا دانشجویان به تناولى اعتراض نكردند كه چرا كارهاى ما را با كارهاى دربان آتلیه‏با هم میگذارید و ارزش كارهایى ما را در سطح یك دربان پائین نیاورید هنوز هم از تناولى‏نپرسیده‏ام)



ولى تعجب اینجاست كه وقتى خانم گریى از آمریكا آمد كه نمایشگاه را به بیند یا افتتاح كندضمن قدردانى از كارهاى دانشجویان تعدادى از كارهاى مش اسماعیل را خرید و به آمریكا برد.



این یكى از بزرگترین موفقیت‏هائى بود كه براى مش اسماعیل رویداد و كارهایش به خارج ازكشور رفت پس از آن مش اسماعیل بتدریج مكتب سازندگى سرامیك را ترك كرد و با تركیب فلزبا سیم و آهن‏هاى پاره و فرسوده كارهائى كرد كه به یادگار ماند و روز به روز كارهایش بیشترمورد توجه عموم بخصوص هنرمندان قرار میگرفت بطوریكه با وجودیكه خودش را هنرمندنمیدانست آثارش در نمایشگاههاى ایتالیا ـ آلمان ـ انگلیس ـ بلژیك و تركیه رسوخ كرد. درایران مطبوعات درباره او غوغا كردند و در هر مجله و روزنامه‏ایى از او، از صداقت، از سادگى، وبى‏آلایشى او صحبت میشد. او اعتقاداتى داشت و تا این درجه نخواست اعتقاداتش را عوض‏كند كه حتى‏ عرق‏چین خود را نیز همیشه بر سر داشت و نگه داشت و نخواست عوض كند ومیگفت من این هستم و آدم بى‏سوادیى هستم، از من چیز دیگرى نخواهید من نه سخنران هستم‏نه باسواد.



هنرمند بى‏سوادیكه در سطح دانشگاهیان كار میكرد او در قزوین متولد شد و در تهران فوت‏نمود و تا آخرین لحظات زندگى غرق در كارهایى خود، ابداعات خود، سبك خود بود. او باروش خود رستم را لاغر مى‏دید، زن را در مجسمه‏هایى خود بدون هیچ امتیازى در مورد زن‏بودن آنها تصویر میكرد، آنها را چون یك انسان، بدون در نظر گرفتن فرم بدنى، ترسیم، مجسم وشكل میداد از فرم‏هاى ـ كلاسیسم، امپرسیونیسم و كوبیسم خبرى نیست گو اینكه در كارهایش‏از قواعد هنریى تبعیت نكرده ولى در اثراتش با یك دید سادگى و زیبائى روبرو میشویم، درباره‏كارهایش مطالب زیادى نوشته‏اند ولى آنچه كمتر بآن توجه شده خلاقیت یك انسان ساده لوح بااستفاده سادگى و بدون وارد شدن در گرداب و امواج هنرهایى زمان است.



من آنقدر به او علاقمند بوده و هستم كه دو كارش را به پاریس آوردم و همیشه آنها را بعنوان‏یادگار از یك نابغه عایى ایرانى حفظ خواهم كرد.



فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

منبع :مجله فرهنگی هنری بخارا
23خرداد
+ نوشته شده توسط ... در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 11:15 |
كامران دیبا
طراحی و اجرای آثاری چون موزه هنرهای معاصر تهران، پارك و فرهنگسرای شفق، پارك وفرهنگسرای نیاوران، منزل مسكونی (موزه) پرویز تناولی، نمازخانه جنب موزه فرش، مسجد جندی شاپور، شهرك شوشتر، ویلای «پیرونه» (اسپانیا)، ویلای «اسپارتینا» (اسپانیا) و چندین اثر دیگر در ایران و اروپا و آمریكا ۱۳۸۳- ۱۳۴۵


كامران دیبا معمار و شهرساز
متولد سال ۱۳۱۷ تهران
فارغ التحصیل رشته معماری و شهرسازی دانشگاه هاروارد واشنگتن۱۹۶۳
شركت در نمایشگاه نقاشی بی ینال ونیز ۱۹۶۱
شركت درنمایشگاه نقاشی بی ینال پاریس ۱۹۶۳
برپایی نمایشگاه نقاشی در گالری رئالیته آمریكا ۱۹۶۲
شركت در دومین كنگره معماری ایران ۱۳۵۱
بنیانگذار دفتر مهندسین مشاور داخل (قبل ازانقلاب)
شركت درمسابقه معماری بنیاد آقاخان و دریافت جایزه به خاطر معماری شهرك شوشتر
طراحی و اجرای آثاری چون موزه هنرهای معاصر تهران، پارك و فرهنگسرای شفق، پارك
وفرهنگسرای نیاوران، منزل مسكونی (موزه) پرویز تناولی، نمازخانه جنب موزه فرش، مسجد جندی شاپور، شهرك شوشتر، ویلای «پیرونه» (اسپانیا)، ویلای «اسپارتینا» (اسپانیا) و چندین اثر دیگر در ایران و اروپا و آمریكا ۱۳۸۳- ۱۳۴۵
اقامت دائمی در اسپانیا در سال های پس ازانقلاب
محمد شمخانی: یكی از مراكز هنری كه در چندسال اخیر بسیارموردتوجه و بازدید قرار گرفته و رفته رفته به كاربری اصلی خود نزدیك شده، موزه هنرهای معاصر تهران است كه بخش بزرگی از جذابیت آن، به بنای ماندگار آن مربوط می شود. این ساختمان در تهران خویشاوندان دیگری نیز دارد كه با كمی دقت از سایر سازه های مطرح و معروف متمایز می شود.
در سال های پیش از انقلاب، فرهنگسرای نیاوران و منزل (موزه) «پرویز تناولی» (درنیاوران) از دیگر بناهایی هستند كه خیلی سریع و با صراحت هم خونی خود با موزه هنرهای معاصر را بازگو می كنند. بالای بناهای نامبرده و پایین همه آنها تنها نام و امضای یك نفر وجوددارد، كه آن هم «كامران دیبا» ازمعماران مدرن ایران و یكی از چهره های شاخص نسل دوم معماری معاصر ماست.
كامران دیبا یكی از شخصیت های حاضر و حاذق و حساس معماری معاصر ایران است و این را بیش از هرچیزی كنش های به موقع و بجا و انتقادی او به ما می گوید. موضعی كه بعد از یكی دو دهه وقفه، در سال های اخیر نیز همواره شاهد بوده ایم و خوانده ایم. دراین زمینه و برای نمونه می توان به انتقادهایی كه او از وضعیت معماری و شهرسازی كشورمان در دومین كنگره معماری ایران (اسفند ۱۳۵۱) می كند، مراجعه كرد: «این اشتباه است كه بعضی می انگارند و انتظاردارند كه معماران به صورت فردی بر محیطی كه برآن كنترل ندارند اثر بگذارند. اصولاً انتقاد فردی از معماران درمورد بی توجهی به مفاهیم زیبایی های عصر حاضر و نیز عدم تابعیت ازمد و روش های متداول حرفه ای، خرده گیری های بی موردی است، چرا كه اثرات منقطع و كوتاه مدت معماری درمجموعه های شهری بسیار كم اهمیت است.
اشكال در بدسلیقگی بنای یك ساختمان یا یك مجموعه كوچك نیست، بلكه در ناهنجاری و بی نظمی كنترل نشده یك بافت است. بنابراین بعد از سلب مسؤولیت و بی اهمیت انگاشتن نقش معماران در شكل گیری محیط كالبدی است كه جست وجو برای شناخت عوامل و چهره های مؤثر درشكل یابی بافت كالبدی مطرح و قابل بررسی می شود.»
دیبا دراین سخنرانی و در قسمتی دیگر از حرف هایش تك سازی و سمبل سازی معماران ممتاز را دربرابر معماری محیطی و شهرسازی قرارمی دهد و نادیده گرفتن دومی (معماری محیطی ) را كه از نظر انسانی دارای «ارزشهای والاتری » است ، زیر سؤال می برد. او در این سخنرانی و در این مورد به نكته ای انتقاد می كند كه هنوز و با گذشت سه دهه ، بزرگترین معضل زیست محیطی ایرانی هاست. نكته ای كه نه تنها عدالت اجتماعی ، كه مفهوم شهروندی و همزیستی وهمسایگی را هم به طور آشكار و علنی از بین برده و به رخوت و ركود كشانده است. دامنه انتقادهای این معمار معاصر اما گاه رنگ و رویی حرفه ای به خود می گیرد و گاه شمایی شخصی و تا بدین اواخر ادامه می یابد. یك جا در باره تناسب ایده وا جرا در طرح برگزیده در یك مسابقه معماری نظر می دهد و یك جا در باره مقاله «نادر اردلان » و توصیف تحریف شده او از معماری دوره پهلوی سخن می گوید و هشدار می دهد . او همچنین در یادآوری تلاش های جسته گریخته ای كه پیشتر یا همزمان با او در عرصه معماری ایران صورت گرفته ، علاقه مندی زیادی از خود نشان داده است و برای نمونه می توان از مطالب او در مجلات معماری یاد كرد، كه هم تأكیدی است برحضورش در تحولات معماری ایران و هم از حساسیت اش در این مورد می گوید. حساسیتی كه شاید خیلی از معماران در غربت ما از دست داده باشند و یا از اعتراف بدان خودداری كنند.و اما با تمام اعتقادی كه به حركت جمعی معماری ایران وجود دارد و دیبا نیز بارها و بارها روی آن تأكید كرده است ، شخصیت یك معمار واقعی را نمی توان در تفریق ایده ها و آفرینه های فردی او شناخت و در انجامه این شناخت به شاخص آثار او مراجعه نكرد. سهم این معمار نسل دومی هم وقتی مشخص و مجزا می شود كه به سازه های ماندگارش رجوع كنیم و از تسلط او بر ماجرای معماری مدرن آگاهی بیابیم. در این مورد و مراجعه، موزه هنرهای معاصر تهران كافی است كه معدل جست وجوگری این معمار موفق باشد و بتوانیم نمره قبولی را به او بدهیم والبته قبولی در آزمونی كه نه شركت كننده های زیادی داشته و نه شرایط سختی در نوع خودش و نه صددرصد شانسی و تصادفی بوده است.

 

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

+ نوشته شده توسط ... در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 10:56 |
كارنامه مرد ساختمان های باشكوه معماری مدرن ایران
عبدالعزیز فرمانفرمایان

Office Buildings

- Ministry of Agriculture, 22 story headquarters office building, 1976

- National Iranian Oil Company Headquarters (in collaboration with Yahya Etehadieh), 13 story office in Tehran, 1961

- Telecommunication Center, 2 story tower in Tehran (sub-contract from Aneg), 1974

- Ministry of Roads, 14 story headquarter building, 1959

- National Iranian Television Center, Studios, offices and other facilities in Tehran, 1972

- Beh Shahr Group Office, Offices and other facilities, 1969

- Khaneh Center Commercial Complex, 3 three-story towers of 200,000 square metes half finished,

- Bank Saderat Isfahan Branch Office, Banking facilities, 1978

- Bank Kar Building, 23 story building offices, 1960

- Bank Etebarat/Credit Lyonnais, Offices and banking facilities, 1968

- Oil Consortium Head Offices (in collaboration with Wilson, Mason and Partners), 8 story office building, 1960

- Cement Company Office, Built at the Plant, 1960

Teheran Olympic Center

- Track and field and football stadium, 100,000 seat stadium with all related facilities with an artificial lake at the north of the complex, 1970

- Multi purpose covered stadium (in collaboration with S.O.M San Francisco), 12,000 seat, 1979

- Covered swimming and diving pool (in collaboration with S.O.M San Francisco), 3000 seat, 1974

- Office Building and press center, 1974

- Shooting range, Hand gun and riles, 1974

- Trap shooting range, 1974

- Out door training fields, Hockey, track and field, 1974

- Out door tennis court and field hockey, For training purposes, 1974

- Connecting roads and bridges to main Karaj road, 1974

Hosting Projects

- Saman 1 apartment building, Two 22 story towers with 170 apartment units, 1970

- Saman 2 tower apartment building, 3 thirteen story towers, totaling 400 apartments, 1972

- Vanak Park Apartment Complex, 4 towards (6 & 20 story each), 1978

- Sarcheshmeh housing complex, 2,500 building units of single family housing for the copper mining industry employees, 1978

- Polyacr residential community, Employee housing in 154 units, 1978

- Bid Boland housing project (U.I.O.E) (in collaboration with Yahya Etehadieh), 500 units of lousing for the gas pumping station workers, 1968

- Khaneh Karaj, Different housing types recreational community, 1977

- Darya, Second Home Community 700 single family, 1977

- Isfahan, Single family detached homes, townhouses, and apartments, 1978

Palaces

*New Niavaran Palace, 1967

*Old Niavaran Palace renovation, 1967

*Queen Mothe's Sad-abad residence, 1972

*Prince Mahmoud Reza's Sad-abad residence, 1965

Airports

- Mehr-abad Airport Expansions Program

� Apron, 38 aircraft positions with underground service road and underpass network, 1972

� Terminal N02, International passenger service facility, 1972

� Terminal N03, Facilities for Hajji Pilgrims leaving and returning, 1970

� Terminal N04, International passenger service facility, 1974

� Government Pavilion, Reception areas, lounges, kitchen, and dining facilities

Educational Buildings, 1978

- Iran education project (in collaboration with Scandiacnsuk Intl-World Bank Project), Master planning, site selection, design and construction of 49 schools and colleges in 19 cities and towns in Iran, 1974

- University of Tehran

- Tehran School of engineering laboratories, Electro mechanical laboratories, 1965

- Atomic Energy Project for University of Tehran, 1965

*Technical school auditorium, 500 Seats, 1965

*School of agriculture hydraulics laboratories, 1958

*School of agriculture residential facilities, 1960

*School of veterinary sciences clinics, 1967

*School of science atomic research center, 1959

*Residential buildings for students in Amir-abad, 1959

*Restaurants for students in Amir-abad

Health and Hospital

- Social Welfare Organization, Office building in 5 stories, 1964

- University of Ahwaz Hospital, 300 bed facility with doctors' training center, 1965

- Iranian army general hospital, Tehran, 200 bed hospital with a major surgical department, 1968

- Hospital, Abadan (in collaboration with Wilson, Mason and Partners), 250 bed facility with orthopedics and rehabilitation center, 1959

Miscellaneous

- Carpet Museum, 2 floors including exhibition hall, research library and carpet treatment facilities, 1978

- Iranian Pavilion, EXO 67, 8,000 square meter exhibition hall in a building with blue Isfahan tile exterior, 1957

- PIT postal sorting center (with the UK General Post Office), Automated central mail sorting complex, 1975

- Shemshak ski resort hotel, 30 rooms with sport resort facilities plus restaurant and locker rooms

Industrial Buildings

- Arj industrial complexes, 20,000 square meter factory and shop facility plus 5,000 square meters of office space units of staff apartments, 1965

- Darou Pakhsh Group Pharmaceutical Plan (with Wilson, Mason and Partners), 20,000 square meters of plant, laboratories and offices 300, 1965

- Pfizer pharmaceutical center (with Wilson, Mason and Partners), 8,000 square meters of offices, 1965

- Squibb industrial offices (with Wilson, Mason and Partners), 7,000 square meters offices, 1965

- Shopping center of the Iranian army, 20,000 square meters in 3 floors plus basement level, 1966

- Telecommunication and earth satellite station for Northup Page Communications, 1970

Master Plans

- Comprehensive master plan of Tehran (with Gruen Associates), 25 years growth plan and policies, capital improvement program, land use and development controls regarding direction of growth for capital of 5.5 million population, arranged in 10 linear towns along an east-west axis, major rejuvenation of residential and southern sectors of Tehran

- Lavizan New Town, Master plan of 3,200 hectares for 280,000 population community on east axis of Tehran, 1977

- Kan New Town, Middle and upper income community of 260,000 population on 4,000 hectares on the west axis of Tehran, 1977

- Sarcheshmeh Community, 2,500 units, Residential development for the copper mining industries staff, 1978

- Khaneh Community Development

� Isfahan, 140 hectare development for a community of 15,000 persons, 1978

� Darya, Resort community on 250 hectares extensive beach from

� Karaj, Second home community for 700 single family units on 63 hectares, 1977

- Greater Tehran Parking Study, Study of the potential for development of underground public parking structures in major squares throughout central Tehran, 1969

- Note1, between years 1950 and 1965 construction of 100 houses for friends and family. Some of these houses have been destroyed. Residence of the Belgian Ambassador still exists.

- Note2, Since 1955 up to 1970, all now basic work for Oil Operating Company (Consortium), as schools, houses, clubs houses, hospital, clinics, etc� has been designed and built by AFFA and Wilson & Masons of London.

- Note3, Designed but not built, New Tehran International Airport-Terminal Building and about 100 different support facilities, (in collaboration with T.A.M.S New York), Construction of runways, started in 1978

- Air Force Academy near Isfahan (in collaboration with S.O.M Chicago Office)

- Royal House Society and Hippodrome

- Central Bank of Iran and Crown Jewels Museum in Abbas-abad, Tehran

كارنامه مرد ساختمان های باشكوه معماری مدرن ایران
23خرداد
 

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در باره عبدالعزیز فرمانفرمائیان

سى سال معمارى ایران

عبدالعزیز فرمانفرمائیان متولد سال ۱۲۹۹ تهران
دانش آموخته رشته معمارى از دانشكده هنرهاى زیباپاریس (بوزار)
بنیانگذار نخستین دفتر «مهندسین مشاور» در مقیاسى ملى و بین المللى ۱۳۳۳
تدریس كوتاه مدت در دانشكده هنرهاى زیبا دانشگاه تهران دهه ۳۰
طراحى و اجراى بسیارى از بناهاى معروف و ماندگار معمارى معاصر به تنهایى یا با همكارى معماران و دیگر دفاتر معمارى ایرانى و خارجى
یكى از پل هاى اصلى ارتباط معماران ایرانى وخارجى
تهیه نقشه طرح جامع شهر تهران با همكارى «ویكتور گروئن» آمریكایى با نظر به تأمین یك نظام توسعه عناصر جدید متناسب با فرهنگ ایرانى، حل مشكلات موجود و نیازهاى مهم پایتخت با پیش بینى ۵‎/۵ میلیون جمعیت
شهرسازى در كرج، كرمان، اصفهان وتهران
طراح موزه فرش تهران ، كاخ نیاوران ، كاخ مادر سعدآباد، مسجد دانشگاه تهران و...

عرضه و معرفى فناورى پیشرفته در بلندمرتبه سازى با روش هاى ضدزلزله
اداره همزمان دو دفتر معمارى وشهرسازى درایران و یونان (تهران و آتن)
فعالیت گسترده در زمینه ساختمانهاى ادارى، مسكونى ، بهداشتى و درمانى ، فرودگاهى ، مذهبى، صنعتى ، فرهنگى ، تجارى و تأسیسات شهرى
فرمانفرمائیان هم اكنون در پاریس اقامت دارد.
محمدشمخانى : پذیرش اینكه معمارى در نهایت و در جایگاه جنینى خود یك هنر است و نماد ونمودى از انگیزش انسان براى دگردیسى و جستارى براى دگرگونى ذهن و زبان و زندگى وهنرى فراتر از سینماحتى ، كه فراگیرترین حرفه و هنر و رسانه معاصر به حساب مى آید، خود بزرگترین مشكل و ماجرایى است كه همچنان در ایران ناگشوده مانده و میان «نخبه گرایى» معماران و ناآگاهى عمومى مردم ومخاطب (به عنوان معیار و مقصد نهایى ) دست وپا مى زند. در این زمینه شاید هنوز و همچنان نخستین گامى كه باید برداشته شود، معرفى این هنر كاربردى و زبان ساز واندیشمندان واقعى این عرصه است. كسانى كه با كارهاى بنیادى شان به ساختن سمبلى از ایمان انسان معاصر مى پردازند و او را به عصر تازه اى نوید و به عصر دیگرى رهنمون مى سازند.
یكى از پیشگامان این حوزه در كشور ما «عبدالعزیز فرمانفرمائیان» است كه جامعه معمارى ایران او را پدر «مهندسین مشاور» مى نامند و بنیانگذار نخستین دفتر معمارى در مقیاسى بین المللى مى دانند.
فرمانفرمائیان جزو نخستین نسل از معماران تحصیل كرده ایرانى در خارج از كشور نیز به حساب مى آید. جزو كسانى كه در پاریس و در دانشكده «بوزار» تعلیم دیده اند و به گسترش آموزه هاى كلاسیك این دانشكده در ایران آن دوران پرداخته اند. به همین خاطر هم مى توان از او به عنوان یكى از معماران نسل نخست معمارى مدرن و معاصر ایران نام برد. نسلى كه «نادر اردلان» در مدخل معمارى دانشنامه ایرانیكا آنها و دوره كارى شان را چنین توصیف مى كند: «نكات قابل توجه دوره اول شامل صنعتى شدن، توسعه زیربنایى، تجهیز ارتش و توازن جدید قدرت به دنبال این موارد بود. براى مثال صنعت نفت به سرعت رشد كرد و نگاه ها به تلاشى معطوف شد كه در جهت ملى شدن صورت مى گرفت. سرمایه گذارى در سد سازى و نیروگاه هاى آبى، ساخت شبكه راه ها، مخابرات وغیره صورت گرفت. طرح مارشال و برنامه هاى اصل چهار ایالات متحده آمریكا به همراه سایر برنامه هاى كمك رسانى مالى، فنى و نظامى براى ایالات متحده و هم پیمانانش به اولین برخورد مهم ایران با مردم و فرهنگ ایالات متحده منجر شد و این رابطه یك شبه جاى روابط با آلمان و فرانسه را كه پس از جنگ جهانى اول گسترش یافته بود گرفت. به دلیل اقتصاد راكد و ضروریات بازسازى پس از جنگ ، تنها توجهى نمایشى به معمارى و شهرسازى مى توانست صورت بگیرد. این دوران تنها به پیدایش نمادهایى از یك هویت ملى روزافزون انجامید: تصاویر گذشته اى افتخارآمیز مانند آرامگاه هاى نوبنیاد یا بازسازى شده دانشمندان، شاعران وقهرمانان ملى وتصاویرى كه بر نظامى نوین دلالت داشتند. مانند میدان هایى با مجسمه نماد رهبرى ملى در مركز آن كه در همه جا به چشم مى خورد. بناهاى یادبود این دوران، كه عمدتاً قبل از جنگ جهانى دوم ساخته شدند، اغلب كوچك و با طرح هایى هنرمندانه و اجراهایى خوب ، گواه تحصیلات طراحان ایرانى در پاریس قبل از جنگ ... بودند. این طراحان كه با آموزش هاى دانشكده بوزار به ایران بازگشته بودند، تحت سرپرستى معمار و باستان شناس فرانسوى ، آندره گدار، اولین مدرسه آموزش معمارى معاصر ایران را در دانشگاه تهران پایه گذارى كردند... بهترین توصیف ویژگى زیبایى شناسانه نظریه ها و نگرش هاى معمارانه براى بناهاى عمومى «یادمان هاى آریایى» است كه از اسلیمى هاى اسلامى نیز بهره برده بودند. تنها فرودگاه مهرآباد اثر محسن فروغى و مشاوران سوئدى وى ، ساختمان جدید مجلس سنا در تهران اثر حیدرغیابى و ساختمان دفتر مركزى شركت ملى نفت ایران اثرعزیز فرمانفرمائیان توانستند نظر عموم مردم را كه به ناگاه با مقیاس عملكرد، تكنولوژى و ساخت كاملاً متفاوتى روبه رو شده بودند به خود جلب كنند. گرچه این بناها ساختمانهایى قابل توجه بودند، اما هرگز به سطح معمارى عالى نرسیدند

.» (مجله معمار، برگردان: شیرین رضایى)

اگرچه این تحلیل شتابزده و صورى هرگز به كام فرمانفرمائیان خوش نیامده و او را واداشته كه در آمریكا پاسخى مكتوب و مطبوعاتى بدان بدهد، اما درست بر چنین اساسى است كه مى توان از چندانى و چونانى حضور فكرى و فلسفى و آفرینه هاى معمارى او یاد كرد و سخنى به میان آورد. كسى كه بعد از فارغ التحصیلى از «بوزار» پاریس بلافاصله به ایران مى آید و در دانشكده هنرهاى زیبا دانشگاه تهران با كسانى چون سیمون وفروغى مشغول به تدریس مى شود. مسجد دانشگاه تهران نخستین اثرى است كه او به طور رسمى از خود به جا مى گذارد. اثرى كه «هانرى استیرلن» در كتاب خود آن را در مقایسه با مساجد قدیمى، نمادى از هنر ایرانى شمرده است. تدریس در دانشكده هنرهاى زیبا و كار در دفتر ساختمان دانشگاه تهران اما، نمى تواند پاسخگوى نیازهاى درونى و كنكاش هاى بیرونى این معمار ایرانى باشد و بالاخره او را وادار به استعفا و به فكر تأسیس یك دفتر مهندسى مى اندازد. دفترى كه تا آن زمان در ایران وجود نداشت و جاى آن را خارجى ها پر كرده بودند. فرمانفرمائیان اما با روح جست وجوگرى كه دارد به تكمیل تجربیات خود در این زمینه مى پردازد و اقدام به تشكیل یك دفتر مهندسى در مقیاسى ملى و بین المللى مى كند تا طرف قرارداد دولت ایران در پروژه هاى بزرگ ساختمانى باشد و درست به همین خاطر هم هست كه حالا ردپاى او را در جاى جاى این شهر بزرگ (تهران) و در سازه هاى مهم بسیارى مى بینیم و مى یابیم. او براى این كار از مراجعه به منابع خارجى نیز دریغ نمى كند و ضعف پروژه هاى خود را بدین ترتیب برطرف مى كند. در یك چنین بستر بزرگى است كه بسیارى از معماران درجه یك آن زمان نیز شروع به تجربه اندوزى مى كنند و وارد بازار كار مى شوند. این موضوع هم به خالى بودن عرصه بازمى گردد و هم به تعدد سفارش هایى كه فرمانفرمائیان مى گیرد و مى پذیرد. نسبتى كه با ورود و خروج وزارتخانه هایى چون آبادانى و مسكن و سازمانهایى چون برنامه و بودجه و دیگر سازمانها و ادارات مرتبط با موضوع ساخت و ساز دائم قبض و بسط مى یابد و به اقتضاى مسائل سیاسى و اقتصادى و به ویژه مسأله فروش نفت و تأثیر مستقیم آن بر درآمدها و دخل و خرج ها گاه به بستگى و گاه روبه بهبودى و گشایش مى رود و در جایى به تعدد دفاتر مى انجامد و در جایى دیگر به ادغام آنها و درجایى هم به استخدام نیروهاى كار خارجى. «كامران دیبا» در نوشته اى دفتر فرمانفرمائیان را به خاطر تعدد كادر فنى و كیفیت حرفه اى و قدرت انجام كار در زمان خود و در خاورمیانه «بى نظیر» مى شمرد و از جمله دستاوردهاى این دفتر را «عرصه و معرفى تكنولوژى پیشرفته در ساختمان بلندمرتبه» مى داند كه «باروش هاى ضدزلزله محاسبه شده اند.» نمونه هاى این بلندمرتبه سازى را هنوز مى توان در تهران و در چندین سازه شاخص دید. دفتر مركزى شركت نفت، ساختمان وزارت كار، ساختمان وزارت كشاورزى، برجهاى سامان، برجهاى ونك پارك، ساختمان بانك اعتبارات ایران و... از این جمله اند كه هنوز در بافت شهرى پایتخت خودنمایى مى كنند و در میان ساختمانهاى بلندمرتبه نوساز مى درخشند.
یكى از نكات مهم دیگرى كه درباره فرمانفرمائیان مى توان بازگفت و بدان اشاره كرد، سرشت گروهى خیلى از آثار و آفرینه هایى است كه در دفتر او به طراحى و اجرا رسیده اند. آن قدر كه حالا تفكیك خیلى از آنها به مراحل طراحى و تولید جز با رجوع به فهرست دست اندركاران این پروژه ها ممكن نیست. همین هم در جاهایى باعث جدا شدن برخى از همكاران او مى شود، كه براى مثال مى توان از «نادر اردلان» یاد كرد كه بعد از طراحى «مركز مطالعات مدیریت» از دفتر فرمانفرمائیان فاصله مى گیرد.
نكته دیگر چندجانبى و چندجهتى بودن كارهایى است كه در دفتر این مهندس و معمار ایرانى انجام مى شود و شكل مى گیرد. به طورى كه مى توان در كارنامه او چه در سالهاى ۱۳۳۳ تا ۱۳۴۷ كه تنها كار مى كرد و چه در سالهاى ۱۳۴۷ به بعد كه دفاتر دیگرى را به همكارى گرفته بود طراحى و اجراى ساختمانهاى زیادى را با كاربردهاى گوناگون پیدا كرد. در این گستره از طراحى ساختمانهاى ادارى و دانشگاهها و مدارس عالى گرفته تا موزه و هتل و كارخانه و برج و كاخ و مجموعه ورزشى، ترمینال فرودگاه و... یافت مى شود. كارهاى بسیار شاخصى كه از میان آنها مى توان به كاخ نیاوران ، كاخ مادر در سعدآباد، كاخ محمودرضا پهلوى در سعدآباد، ترمینال حجاج و ترمینال مسافرى صدهزارمترى فرودگاه مهرآباد، موزه فرش تهران، پاویون ایران درنمایشگاه بین المللى مونترال (۱۹۶۷)، ساختمان پست تهران، ساختمان مركزى اداره تلویزیون ایران، استادیوم آزادى با دریاچه، دانشكده كشاورزى كرج، ساختمان هاى دانشگاه تهران در امیرآباد، ساختمان بانك صادرات اصفهان، كارخانه داروپخش درجاده كرج، بیمارستان ۲۰۰تختخوابى براى ارتش در شمال تهران، نقشه جامع شهرتهران (با همكارى ویكتورگروئن)، دهكده خانه دركرج، كاخ پرنس خالد در ریاض (عربستان سعودى) و دهها طرح اجراشده ساختمانى و شهرسازى دیگر اشاره داشت.
دراین میان البته همیشه و همواره پركارى دفتر فرمانفرمائیان توأم با كیفیت نبوده و به قول اردلان «به سطح عالى معمارى» نرسیده است.
این تصور اغلب بوده و به خاطر آمده كه برخى از بناهاى یادشده مى توانست با طراحى بهتر و دقیق تر به سطح بالاتر و والاترى ارتقا پیداكند.
البته این فرض درخیلى موارد و دراستناد به بناهاى دولتى و یادمانى و شهروندى دیگرى كه در ادامه و به ویژه بعد از انقلاب ساخته شده و مى شوند، تا حدود زیادى بیرنگ و بى رمق مى گردد و اجازه مى دهد كه همچنان از آثار به جاى مانده از دفتر فرمانفرمائیان و دیگر معماران پیشگام و پیشرو معاصر به بزرگى و عظمت یادكنیم. چه گام برداشتن در زمانه و زمینه اى خالى، اگرچه همیشه خطر بدعت گذارى و تحمیل سلیقه هاى شخصى و مشخص را با خوددارد، اما بسیارسخت تر از هرآغاز و احیاناً جبرانى است و این بویژه در معمارى قرن بیستم غرب به اثبات رسیده و در لایه لایه آن نمود یافته است. عبدالعزیز فرمانفرمائیان چنان كه كامران دیبا از او نقل مى كند كارش را در گاراژ پدرش و با طراحى منازل شخصى براى اقوام و دوستان آغازمى كند و براى فرار از این تنگنا، خود داوطلب درخواست از دولت براى طراحى و ساخت بناهاى دولتى و عمومى مى شود. كارى كه رفته رفته هم پایه اى براى دفاتر «مهندسین مشاور» مى شود و هم عرصه را براى ورود معماران جوان و ایرانى به بازار ساخت و سازهاى كلان بازمى كند و هم زمینه اى مى شود براى رسمیت یافتن و به رسمیت شناختن نظام معمارى و مهندسى كه در دهه پنجاه مى رفت با معمارى معاصر غرب همراه شود.

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

+ نوشته شده توسط ... در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 10:54 |
اشراق خستگی نا پذیر | معماران ایرانی

عبدالحمید اشراق را از زمانی كه دانشجوی دانشكده هنرهای زیبا در تهران و بعد هم در پاریس بود می شناختم حدود سال 1344 زمانی كه ریاست و مسئولیت دانشكده هنرهای زیبای تهران را به عهده داشتم . او كه از دانشكده هنرهای زیبا ی پاریس (بوزار) را تمام كرده بود در ورود به ایران نزد من آمد و كتابی خاوی تز و پایان نامه تحصیلی خود را در مورد شهر سازی و مسئله زباله های پاریس ارائه داد كه چون جالب به نظرم می رسید آنرا به مراجع مسئول خدمات شهری ارجاع نمودیم . از این زمان ارتباط دوستی من با او پا گرفت . چندی بعد هم در در دانشگاه ملی مشغول به كار شد . از همان زمان خصوصیت بارز اشراق را با فعالیت و پشت كار زیاد در خدمات فرهنگی در یافتم . به عنوان نمونه انجمن آرشیتكت های ایران را كه سال ها ی بیست تشكیل شده و بعد از مدت كوتاهی از فعالیت باز مانده و تعطیل شده بود با اصرار تمام و با مذاكره با این و آن و معماران فعال آن روزها از قبیل مر حوم فروغی –بدیع – فر مانفرمایان- خود و دیگر همكاران دوباره زنده كرد كه تا آستانه انقلاب به فعالیت خود ادامه داد .

كار جالب توجه و اثر گذار او انتشار مجله هنر و معماری بود كه با صرف وقت زیاد و پی گیری مداوم آن را به دو زبان فارسی و انگلیسی با صفحات زیاد به صورت آبرو مندانه ای چاپ و در دسترس عموم گذاشت

این نشریه نیز تا شروع اتقلاب مرتبا چاپ و توضیع می شد و به قدری مورد توجه همكاران بود كه هنوز بعد از گذشت چندین سال علاقه مندان به دنبال بعضی از شماره های آن هستند . از اقدامات جالب توجه دیگر او این بود كه به دنبال 1 فكر مشترك می خواستیم به نحوی هنر معماری كه از دید جامعه و مردم عادی ناشناخته بود وارد ذهنیات عامه شود به دنبال این مقصود اشراق خستگی ناپذیر كمر همت بست و هفته معماری را در سطخح كشور بر پا نمود كه با همكاری روزنامه اطلاعات برنامه ریزی و پیاده شد به تر تیبی كه با مراجعه به وزارت خانه های فرهنگ و هنر و كشور دستور العمل هایی به مراجع محلی شهر های مهم یعنی استانداران و روسای فرهنگ صادر شد كه با تمام نیرو تسهیلات لازم را برای منظور نامبرده فراهم نمایند . در نتیجه با همكاری مهندسین و معماران محلی ضمن ترتیب سمینارها و سخنرانی ها و بازدید اماكن و ترتیب نمایشگاه موضوع معماری و بررسی آثار قدیم و جدید مورد بحث قرار گرفت و این خود اقدام بی نظیر و بسیار موثر در جهت توجه به معماری و بالا بردن آگاهی در سطح عامه مردم شد.

و اما خارج ازموضوع معماری فعالیت چشم گیر او موضوع موسیقی و اشاعه این هنر و نكات فنی آن در بین علاقه مندان و هنر مندان و هنر مندان و حتی عامه مردم بود كه در حدود 50 سال پیش با انتشار مجله ای به نام موزیك ایران عشق و همت خود را به معرض دید عموم در آورد . آن هم در ان زمان كه تعصبات كور موانع بسیاری پیش پای دست اندر كاران این هنر والا گذاشته بود خود اشراق تعریف می كرد كه چطور بازحمت فراوان برای مصاحبه با بزرگان موسیقی آن زمان به دور ترین نقاط شهر می رفت و یا در روز انتشار مجله بسته های مفصل ْن را زیر بغل می گذاشت و از چهار راه حسن آباد ( دفتر مجله) تا میدان بهارستان و نقاط دیگر طی طریق می كرد تا بتواند هر شماره را به مبلغ 6 ریال عرضه كند .

در جایی بر خورد كردم به یكی از جراید آن زمان كه استادانی مانند كلنل وزیری و حنانه و ناصحی و دیگران ششمین سال انتشار این مجله را تبریك گفته و از مسئولین آن قدر دانی كرده بودند به خصوص مر حوم روح الله خالقی نوشته بود : من تصور نمی كردم كه آقای هیربد (صاحب امتیاز) و آقای اشراق سر دبیر مجله موزیك ایران بتوانند این مجله را پنج سال منتشر كنند و جای آن دارد كه این همت خستگی ناپذیر را تبریك گویم در پایان باید بگویم كه اشراق عزیز تا به امروز لحظه ای از فعالیت های فرهنگی باز نایستاده و با پشت كار زیاد در پژوهش ها و نوشتن مقالات و برپا كردن مجالس بحث و گفتگو از طریق چند انجمن فرهنگی كوشا و پیگیر است . خود من هم هر وقت مسافرتی به پاریس می كنم حتما با یك برنامه ریزی قبلی اشراق در یكی از موضوع های هنری باید برای هنر دوستان سخنرانی كنم .

من هم به نوبه خود فعالیت و پشت كار او را تبریك می گویم .به راستی آفرین به این همه همت.

هوشنگ سیحون

ونكور/ كانادا

23خرداد

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

+ نوشته شده توسط ... در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 10:52 |
آندره گدار، معمار نخستین ساختمان کتابخانه ملی ایران

جمال آباد، نام روستایی در دامنه جنوبی ارتفاعات البرز است. این روستا به مانند دیگر ارتفاعات شمال تهران، خوش آب و هواست و تابستان هایی خنک را برای شهروندان تهرانی نوید می داده است. منازل یا به عبارت بهتر، باغچه های سبز و خرمی داشت که درختان میوه و چنار، سرو و سپیدار، زینت بخش آن بود. در یکی از این خانه ها و در حدود شصت سال پیش، مردی فرانسوی زندگی می کرد که اهالی بومی جمال آباد، وی را به نام مسیو می شناختند. پیرمرد موقر و آراسته ای که گهگاه برخی از رجال و صاحب منصبان شهری به دیدارش می آمدند و ساعت ها با او گفت وگو می کردند. روستاییان زحمتکش و ساده دل از جایگاه بلند این پیرمرد خبر نداشتند ولی با این غریبه خوش برخورد احساس بیگانگی هم نمی کردند.

مسیو آن چنان با اهالی روستا انس گرفته بود که با همشهریان پاریسی خود هم نمی توانست (یا نمی خواست) چنین ارتباطی برقرار کند. او زندگی مجلل و آپارتمان های پر زرق و برق پاریس را رها کرده بود و در مکانی سکنی گزیده بود که نه آب لوله کشی داشت و نه برق و تلفن. او درخلوت این روستا به گوشه ای از ذوق و هنر ایرانی پی برده بود که آن را این گونه بیان می کند:

"فرشته ذوق و الهام، همان طور که می دانیم، به هر جا اراده کند، روح و معنا می دهد؛ ولی به نظر می رسد که به جمال آباد، بیشتر از هر جای دیگر دمیده است. به همین سبب، این خانه را برای معرفی معماری متواضع و آشنای ایرانی انتخاب کرده ام. خانه بر بلندی قرار گرفته و آفتابگیر است و همین از علاقه خاص ایرانی به فضا حکایت می کند."

آندره گدارANDRE GODARD در سال 1881 میلادی در پاریس به دنیا آمد. تحصیلات خود را در دانشکده هنرهای زیبای پاریس به پایان برد. در سال 1307 شمسی مطابق با 1929 میلادی به دعوت دولت وقت ایران، برای سازماندهی و راه اندازی اداره کل باستان شناسی وارد ایران شد. به موجب قراردادی رسمی که به امضای وزیر وقت معارف رسیده بود، اداره موزه وزارت معارف را تا سال 1312 عهده دار بود. از ابتدای سال 1313 با حفظ سمت، به ریاست کتابخانه وزارت معارف و با تأسیس موزه ایران باستان به سمت مدیر کل موزه منصوب شد.

خدمات فرهنگی

آندره گدار در مدت 32 سال اقامت در ایران، علاوه بر آنکه در مسوولیت های متعددی همچون مدیر کل عتیقات (عتیقه جات) و رییس دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، خدمت می نمود از بسیاری آثار تاریخی و باستانی در سراسر ایران بازدید کرد. کوشش های او تنها به تحقیق و کاوش در باره این آثار محدود نمی شد. او با همتی مثال زدنی و با کوشش فراوان، حفاظت و نگهداری از این آثار را جزو اهداف خود قرار داد. نامه نگاری ها و مذاکرات بسیار او با دست اندرکاران و مقامات دولتی شاهدی بر این مدعاست. از آن جمله می توان به یکی از آخرین مکاتبات وی با نخست وزیر وقت ایران در سال 1337 اشاره کرد که بیانگر گوشه ای از علاقه او به فرهنگ ایران زمین است:

..."اگر چه کلیه طرح های مورد نظر خود را نتوانستم در ایران محقق سازم ولی توانستم کارهای مفیدی برای ایران انجام دهم: بنیان گذاری اداره خدمات باستان شناسی، تاسیس موزه باستان شناسی [ایران شناسی]، بازسازی ارزشمندترین ابنیه تاریخی، تهیه طرح های کلی دانشگاه تهران، ایجاد اداره انتشارات خدمات باستان شناسی که دیگر به جای زبان فرانسه از زبان فارسی استفاده می شود.

با این حال چند طرح که برایم بسیار با اهمیت بود با کمال تأسف رها شده است. در این نامه بیشتر تأکیدم بر موزه باستان شناسی تهران است. 20 سال از عمر آن می گذرد. احتیاج به تجدید نظر و تکمیل دارد. تجهیزات مورد نیاز آن هنوز تأمین نشده است. احتیاج به نصب شبکه برق و بهبود سایر مسائل ظاهری دارد که بسیار مورد توجه ایرانیان و خارجیان خواهد بود... سازماندهی مجدد و اقدام تازه برای معرفی مجموعه ها و انتشار کاتالوگ با ویرایش جدید و چاپ مطلوب همراه با تصاویر زیبا، سود هنگفتی برای تبلیغ ایران در خارج خواهد داشت. زیرا کاتالوگ های مناسب، فروش خوبی داشته و کلکسیون های غیر حرفه ای آنها را نگهداری می کنند. اما برای حصول به چنین نتایجی، لازم است... اختیاراتی به بنده اعطاء شود تا بتوانم در پایان مدت اقامتم در ایران طرح های خود را به اتمام برسانم."

دستیار و مشوق گدار در طول دوران اقامت او در ایران همسر دانشمندش، یدا گدار YADDA GODARD بود که در غالب سفرهای پژوهشی و اکتشافات باستان شناسی همراه بود. حتی تصور کار عظیم گدار و همراهانش در راه سفر به تمام نقاط کشور پهناور ایران و با امکانات اندک دهه های 1310 و 1320 شمسی کار آسانی نیست، به خصوص زمانی که با نگاهی کارشناسانه به آثار و یادداشت های او نظر بیفکنیم و هنوز آنها را دقیق، سودمند و کم اشتباه بیابیم.

یادگار برجسته و مهم گدار که با گذشت نزدیک به هفتاد سال کماکان قطب فرهنگی پایتخت محسوب می شود، دانشگاه تهران است. نقشه عمومی دانشگاه تهران و برخی دانشکده ها و تالارهای آن، از آثار بر جای مانده آندره گدار است.

موزه مردم شناسی، که در محوطه کاخ گلستان واقع شده، نیز از جمله بناهایی است که گدار در ساخت و راه اندازی آن دخالت داشته است. نمونه های متعدد دیگری در تهران و سایر شهرها می شناسیم که در زمان ریاست گدار بر اداره عتیقه جات و موزه ایران باستان افتتاح گردیده است.(1) وی نخستین رئیس دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران نیز بود و در سال 1337 موفق به دریافت دکترای افتخاری از همین دانشگاه شد.

طراحی و معماری نخستین ساختمان کتابخانه ملی ایران

ساختمان قدیمی کتابخانه ملی که در خیابان سی تیر تهران واقع شده از جمله بناهای مهمی است که طرح و نقشه آن را آندره گدار کشیده است. در سال 1312 شمسی، وزیر فرهنگ وقت، مامور احداث موزه در محوطه میدان مشق می شود. تهیه نقشه جامع موزه و ساختمان های مربوط، به آندره گدار واگذار می شود. پس از اتمام نقشه، آن را به رضاخان جهت تأیید نشان می دهند. متاسفانه نقشه ای که به اعتراف علی اصغر حکمت (1271- 1359) وزیر فرهنگ وقت، شاهکار و در نوع خود بی نظیر بود، به دستور رضا خان و به بهانه اسراف در زمین های شهر تهران به کنار گذاشته می شود و وزیر نیز مورد توبیخ قرار می گیرد.(2) در همان سال، قطعه زمینی در گوشه شمال غربی میدان مشق برای کتابخانه در نظر گرفته می شود. این بار هم آندره گدار مامور تهیه نقشه ای متناسب با معماری موزه می شود و نهایتاً ساختمان کتابخانه ملی همانند موزه ایران باستان در سال 1316 افتتاح می گردد.

با توجه به اظهار نظرهای موجود، نقشه نخستین گدار برای کتابخانه ملی با توجه به وسعت فضای پیشنهادی، نقشه ای کامل تر بوده است. به همین دلیل مدت کوتاهی پس از افتتاح کتابخانه ملی، نیاز به گسترش فضای کتابخانه کاملاً محسوس بود. به نحوی که در آرشیوهای موجود، مکاتبات متعددی از جانب مرحوم مهدی بیانی (1285- 1346)، ریاست وقت کتابخانه ملی، با آندره گدار صورت پذیرفته است که در آنها نیاز به افزایش فضای کتابخانه اشاره شده است. بالا خره در اواخر دهه 1330، دست اندرکاران کتابخانه مجبور به احداث ساختمان ضمیمه ای در ضلع شرقی محوطه کتابخانه می شوند. زیربنای ساختمان کتابخانه بر مبنای نقشه گدار،500 متر مربع و پس از احداث ساختمان الحاقی، بالغ بر 1000 متر مربع بوده است.

گدار در نمای بیرونی ساختمان موزه از اطاق کسری الهام گرفته است. در ساخت بنای کتابخانه، اهتمام گدار به یکنواختی و تجانس آن با ساختمان موزه مثال زدنی است. او در انتخاب نوع مصالح و دیگر مسائل مرتبط با معماری نهایت دقت را به کار برد، به گونه ای که پس از گذشت 65 سال از احداث بنای کتابخانه ملی، همچنان استوار و با شکوه می نماید.

شاید بتوان ادعا کرد در صورت عمل به نقشه اولیه و جامع گدار برای موزه و کتابخانه، بسیاری از مشکلات پدید آمده در سال ها و بلکه دهه های بعد رخ نمی داد.

ارتباط گدار با کتابخانه ملی فقط در احداث بنای آن خلاصه نمی شود. در سالیان بعد نیز همواره از وجود او به عنوان فردی مطلع و صاحب نظر استفاده شده است. از جمله ماجرای کتاب هایی است که نزد دانشسرای عالی امانت بود و در جلسه ای با حضور گدار و 3نفر دیگر از صاحب نظران، تصمیم به انتقال این مجموعه به کتابخانه ملی گرفته می شود.

آثار و تالیفات

از گدار، کتاب ها و مقالات متعددی بر جای مانده است. اما آنچه نوشته های او را ارزشی مضاعف می بخشد، سبک و شیوه او در گردآوری اطلاعات است. آنچه در آثار گدار منعکس گردیده است، سال ها تلاش خستگی ناپذیر در راه شناسایی آثار و ابنیه تاریخی ایران از آذربایجان و کوه های صعب العبور آن گرفته تا بیابان های خشک و لم یزرع مرکزی ایران و سرزمین پهناور خراسان است. چه بسا اگر همت و اراده و به بیان بهتر عشق او به سرزمین ایران نبود، بسیاری از آثار و ابنیه نابود و یا دست کم به وادی فراموشی سپرده می شد.

گدار نتیجه اکتشافات و تحقیقات وسیع خود را از سال 1315 در قالب جزواتی سالانه به زبان فرانسه منتشر کرد و بر آن آثار ایران نام نهاد. این اثر گرانبها که در 8 جزوه بود، در 4 مجلد به چاپ رسید و در طی 50 سال به پارسی برگردانده شد. جزوه اول از جلد اول در سال 1314 با ترجمه مرحوم رشید یاسمی (1274- 1330) و جزوه دوم و سوم با ترجمه محمدتقی مصطفوی (1284- 1359) و ویراستاری علمی پاشا صالح (1280- 1369) در سال 1316 منتشر شد. در فاصله انتشار این 3 جزوه که ناشر آن وزارت معارف و اوقات و صنایع مستظرفه بود با 5 جزوه باقی مانده که در سال 1365 به چاپ رسید، بخش های پراکنده ای از کتاب آثار ایران به صورت مقاله در نشریات فارسی زبان انتشار یافت. از آن جمله می توان به ترجمه های ابراهیم شکورزاده (1303- 1381) در نشریه نامه آستان قدس اشاره کرد که در 7 قسمت به بررسی ناحیه رباط شرف (بین سرخس و مشهد) پرداخته است. این مقاله ها از شماره 26 نامه آستان قدس (بهمن 1346) تا شماره 36 (خرداد 1352) ادامه یافت. ضمن آنکه در شماره 24 همین نشریه و از همین مترجم، بخش دیگری از آثار ایران به عنوان "مصلای طرق و مشهد" به چاپ رسیده بود. مقاله "میل اهنگان" بخش دیگری از جلد چهارم آثار ایران بود که با ترجمه مرحوم تقی بینش (1300- 1375) در نشریه فرهنگ خراسان، اسفند 1341 درج گردید (میل آهنگان یا آهنجان در 20 کیلومتری شمال شهر مشهد واقع شده و جزو بناهایی محسوب می شود که برای آرامگاه ها و مقبره ها ساخته می شده است).

همان گونه که ذکر شد، پنج جزوه باقیمانده آثار ایران در سال 1365 با ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم (1318- 1377) و توسط بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی به چاپ رسید.

در تدوین کتاب ارزشمند آثار ایران، گدار علاوه بر همسرش از محققان و ایران شناسان برجسته دیگری نیز سود برده است. از آن جمله است: ماکسیم سیرو، پل پلیو و مایرون اسمیت.

مرحوم ابوالقاسم سحاب (1265- 1335) در کتاب فرهنگ خاورشناسان و در ذیل مدخل گدار، اشاره به مجله ای با نام راهنمای تاریخی ایران می کند که اصل آن به زبان فرانسه بوده و رشید یاسمی آن را به فارسی ترجمه کرده است و در ادامه به ذکر کتاب دیگری با عنوان آثار ایران باستان از آندره گدار می پردازد. به نظر می رسد تفکیک این دو اثر از یکدیگر اشتباه بود و هر دوی اینها در واقع همان آثار ایران است.

نکته مهمی که در باره آثار ایران باید دانست، دامنه موضوعی آن است. زیرا این کتاب نه تنها به بحث در باره بناهای ایران می پردازد، بلکه مباحثی در زمینه نسخه های خطی و دیگر اشیای هنری، نظیر کوزه و ظروف سفالی و فلزی و غیره را هم در برمی گیرد.

طاق های ایرانی، نام کتاب دیگری از آندره گدار است که در سال 1369 با ترجمه کرامت الله افسر به فارسی برگردانده شد. انواع قوس ها، طاق بندی ها، گنبدها و مقرنس ها از روزگاران گذشته تا عصر نویسنده در نقاط مختلف ایران و در معابد، مساجد، آتشکده ها، کاخ ها، آب انبارها و حتی خانه ها در این کتاب بررسی شده است.

مقالات متعدد دیگری از گدار در نشریاتی چون: هنر و مردم، تعلیم و تربیت (نشریه ماهانه وزارت معارف) و یادگار(به سرپرستی عباس اقبال آشتیانی) ترجمه شده و به چاپ رسیده است. به دلیل جایگاه والای گدار در عرصه علمی و فرهنگی، سخنرانی هایی که او در مجامع مختلف ایراد می کرد نیز در پاره ای منابع آورده شده است.

در بررسی آثار ایران شناسی به زبان فرانسه، نام گدار از هر نام دیگری بیشتری به چشم می آید. از جمله کتاب های معروف او می توان به اشیای برنزی لرستان اشاره کرد که در سال 1931 میلادی در پاریس به چاپ رسید.

فعالیت های گدار به ایران منحصر نمی شد. او در راستای مطالعات شرق شناسی خود، به کشورهای عراق، سوریه، اردن، مصر، هند و افغانستان هم سفر کرد. رهاورد سفر او به افغانستان، کتابی بود با عنوان آثار باستانی بودایی در بامیان که در سال 1928 به زبان فرانسه منتشر گردید.

آندره گدار تنها در حوزه فرهنگ و هنر سرشناس نبود، او در مسائل سیاسی و اجتماعی هم از شهرت نیکی برخوردار بود، به نحوی که در خلال سال های جنگ دوم جهانی و در زمان اشغال فرانسه از سوی آلمان نازی، نهضت مقاومت ملی فرانسه وی را به عنوان نماینده خود در ایران برگزید. در این مدت، گدار دست به انتشار نشریه ای به نام فرانسه آزاد زد که در تهران منتشر می شد. گدار در سال 1965 میلادی و در سن 84 سالگی در فرانسه در گذشت.

پی نویس ها:

1. مشهورترین اثر بر جای مانده از گدار در سایر شهرهای ایران، آرامگاه حافظ در شیراز است.

2. عبارتی را که علی اصغر حکمت در بیان افسوس خود نگاشته، جالب توجه است: «با این پیشامد اسف انگیز، نقشه ی شاهکار مهندس فرانسوی نقش بر آب شد و قصرهای موهومی که وزیر معارف در اسپانیای خیال ساخته بود، نابود گردید.»
5تیر

 

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

+ نوشته شده توسط ... در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 10:41 |
نام خانوادگی و نام
استاد محمد کریم پیرنیا
زمینه فعالیت
علمی

شرح حال
زندگی نامه استاد پیرنیا(1301تا 1376) از زبان خود استاد:

من در اصل نائینی هستم و از بدو تولد تا بعد از دوره دبیرستان در یزد اقامت داشتم .خانه ما در محله یوزداران یزد در محلی به نام جنگل بود .اگر کوچه یوزداران را به طرف دروازه مهریز ادامه میدادیم ،در نزدیکی باروی شهر چهار خانه قرار داشت که متعلق به پدرم بود.خانه به «میرزا صادق خان» معروف بود.در ابتدا خانه کوچک بود و طراحی «اندرونی – بیرونی» داشت ،آب صدر آباد از داخل آن می گذشت که متاسفانه بعد ها خشک و خانه را از سبزی و خرمی انداخت.در وسط حیاط گودال باغچه ای قرار داشت .خانه بعدها گسترش یافت و پدرم زمین کنار آن را خرید و یک نارنجستان و یک بیرونی به آن اضافه کرد.خانه مانند دیگر خانه ها با طرح یزدی ساخته شده بود.از کریاس که وارد می شدیم راهرویی به بیرونی و راهرویی دیگر به اندرونی راه داشت.در کنار اندرونی گودال باغچه ای با فضاهای مختلف مانند پنج دری و سه دری دراطراف آن قرار داشت.بین دو حیاط ،پنج دری ها و سه دری ها دو رو بودند یعنی اتاقها به هر دو حیاط دید و راه داشتند .حیاط اندرونی ،آشپزخانه و دو صفه دیگر داشت .در حیاط جدید تر که پدرم بعدها آن را ساخت انواع سه دری و پنج دری قرار داشت .خانه دارای یک «خروجی» بود .در اطراف خروجی ،یک اتاق بزرگ و دو اتاق کوچک قرار داشت .یک بیرونی هم بعدها در کنار حیاط جدید ساخته شد.کوچ های در کنار این حیاط به باروی شهر می رسید.چاه و منبع و طویله در این قسمت قرار داشتند.فکر می کنم خانه در حال حاضر سه صاحب دارد.

دوران ابتدایی را در مدرسه « مبارکه اسلام » در محله یوزداران در نزدیکهای دروازه کوشک نو گذراندم.بعدها مدارس دولتی شکل گرفت که به نامهای مدارس نمره 1 و نمره 2 معروف بودند و من به مدرسه نمره 2 در محله لب خندق (در پشت باروی یزد) می رفتم .مدرسه در خانه ای به نام « ابریشمی » قرار داشت و چون خود صاحب خانه در زیر زمین آن مدفون بود از خانه می ترسیدیم.

دوران دبیرستان را به مدرسه ای رفتم که ابتدا اسم نداشت ولی بعدها به « ایرانشهر» معروف شد.مدرسه، نخست در خانه ای به نام کوراغلی قرار داشت که خانه ای بسیار زیبا بود .کوراغلی ها تجار معروف یزد بودند و این خانه را برای مدرسه اختصاص داده بودند . خانه واقع در سه طبقه و دارای گودال باغچه بود که تمام پنجره های زیر زمینها به آن باز می شد. مکان خانه دقیقا پشت مسجد میر چخماق قرار داشت . پس از گذشتن از یک ساباط به یک میدانگاه می رسیدیم که در داخل آن دربندی بود.خانه در این دربند قرار داشت. بعدها مرحوم ماکسیم سیرو مدرسه جدید ایرانشهر را ساخت که من سال آخر یعنی ششم متوسطه را در این دیبرستان نوساز خواندم. او شاید تنها کسی بود که واقعا با معماری ایران آشنا بود و از معماری یزد بسیار خوب استفاده کرد و مدرسه را ساخت.

بعدها پس از مرگ پدرم به دلیل مقروض بودن مجبور شدیم خانه را بفروشیم .خانه جدید ما را دایی ام برایمان خرید که در کوچه شازده ها پشت اداره دارایی قرار داشت. در نزدیکی قبر وحشی بافقی قرار داشت که بنایی بسیار زیبا بود و با تخریب آن اداره دارایی را ساختند . سنگ قبر احتمالا هنوز در همان مکان به صورتی پنهان نگهداری می شود و آقای مشروطه برای جلوگیری از نابودی ،آن را در زیر خاک نگاه داشتند. بنا مانند ساختمان مقبره حافظ بود منتهی ایرانی تر.

گرایش به معماری

گرایش به معماری از دوران کودکی در من وجود داشت .البته نمی توانم بگویم پدرم مشوق من بود. ایشان همه کار می کردند خدا رحمتشان کند هم نقاش و هم معمار بودند .در یزد کتابها را مریانه می خورد و ایشان کتابها را طوری ترمیم می کردند که تشخیص صفحه های ترمیم شده از اصل بسیار سخت بود. خطاط بسیار خوبی هم بودند.

دوران کودکی

از اوان کودکی در شهر یزد بودم .شهر یزد یک موزه معماری است و من در این موزه و در کنار این آثار بزرگ شده ام.زمانی که به دبستان می رفتم با توجه به سخت گیریها و تنبیهات بی جهت آن زمان و اینکه یکبار مرا نیز فلک کردند ،بعضی از روزها از مدرسه فرار می کردم و به داخل خرابه ها می رفتم و آنجا پنهان می شدم و در عین حال آنها را تماشا می کردم. ظهر خسته و کوفته به عنوان اینکه در مدرسه بودم به خانه باز می گشتم .در خانه خیلی به من توجه می کردند زیرا فکر می کردند به خاطر خستگی از مدرسه است، بعضی اوقات چند روزی هم به مدرسه نمی رفتم و به گشت و گذار در بناهای قدیمی می پرداختم.

محله ای که خانه ما در آن قرار داشت یعنی محله یوزداران منبع آثار با ارزش معماری بود.در این قسمت تا دروازه مهریز بیشتر آثار زیبای یزد مانند مسجد جامع قرار دارند و من روزی چهار مرتبه از کنار آن می گذشتم و به عبارتی دیگر «نمی گذشتم» یعنی وقتی به آنجا می رسیدم بی اختیار مدتی آنجا را تماشا می کردم و از همه قسمتهای آن لذت می بردم.

در ایام طفولیت برای فرار از گرمای اواخر اردیبهشت ماه به کوهستانهای اطراف یزد مانند ده بالا و جاهای دیگر در داخل شیر کوه می رفتیم که هوای خوب و خنکی داشت. در این مکان یزدیها باغهایی کرایه می کردند و مدتی در آنجا اقامت می نمودند. وقتی ما در آنجا بودیم در کنار نهرها ، قناتی کوچک ، با سوراخ کردن زمین می ساختم و آن را به نهر اصلی وصل می کردم .وقتی آب از قنات آفتابی می شد آنجا ساختمانی کوچک می ساختم . خشتهای ساختمان را با قوطی کبریت می ساختم و آنها را در آفتاب خشک می کردم . با دقت فراوان ساختمان ها را می ساختم و از شاخه های درخت برای تیر ریزی آن استفاده می کردم . در و پنجره خانه ها را با مقوا به نحو بسیار زیبایی می ساختم . کل کار به شکل یک ماکت کوچک در می آمد.

همانگونه که می دانید در یزد آب بسیار با ارزش است .در آن وقتها حتی برای آب ، نزاعهای سختی در می گرفت. صاحبان باغها سخت می گرفتند که کسی آب را بدون علت حرام نکند. ولی صاحب باغ ما این اجازه رات به من می داد و حتی بعد از ترک باغ ساختمانهای کوچکی را که من ساخته بودم خراب نمی کرد. دور آنها را خاکریزی می کرد که زمان آبیاری خراب نشوند .این کارهای من تا سال سوم و چهارم دبیرستان ادامه داشت .

درزمان کودکی تا دوره دبیرستان با اساتید زیادی در یزد آشنا بودم . وقتی از مدرسه می آمدیم با تعدادی دیگر از بچه های علاقمند دوربعضی از این اساتید جمع می شدیم و آنها چیزهای بسیار شیرینی می گفتند و به ما می آموختند .در آن زمان دور هم جمع شدن ممنوع بود و آژان یا پلیس می آمد و ما را پراکنده می کرد و به اساتید نیز دشنام می داد که چرا معرکه گرفته اید و بچه ها را دورخودتان جمع کرده اید . وقتی پراکنده می شدیم به جای دیگر رفته و در گوشه ای دیگر استاد را گیر آورده و از او می خواستیم تا بر روی زمین رایمان نقشه ترسیم کند.

اساتیدی را که به خاطر دارم استاد حسن و استاد محمد علی و تعداد زیادی اساتید گمنام هستند که خدا رحمتشان کند با کمال تاسف همه آنها رفتند . حاج محمد علی استاد با سوادی بود و به او ملامحمدعلی (ممدلی) می گفتند.هرچند به اردکانی معروف بود اما در اصل میبدی بود . مانند اردکان ، میبد نیز شهر مرد خیز است. از میبد افراد متفکر و هنرمندان زیادی برخاسته اند . ایشان به خودش «نکیز» می کرد ، یعنی روی زمین با سر انگشت و چیزهای دیگر کروکی می کشید و مسائلی را مطرح می نمود که در بحث « هنجار» به آنها اشاره کرده ام . از جمله آنها مثلثهایی است که مرحوم دکتر هشترودی معتقد بود آنها در ریاضیات غرب و شرق مورد بحث قرار نگرفته اند و قرار بود با مرحوم دکتر درباره آنها کار کنیم که متاسفانه ایشان مرحوم شد.



دوران دانشگاه

در سال 18-1317 در امتحان کنکور دانشکده هنرهای زیبا شرکت کردم و آنطور که یادم می آید 7 نفر پذیرفته شدند و الحمدالله به جز من همه از هنر مندان نامور ایران شدند. از این افراد می توانم از مهندس سیحون ،مهندس صانعی ،مهندس دولت آبادی ،مهندس کریمان و مهندس ریاضی نام ببرم .البته افراد دیگری مانند آقای پرویز و سخن سنج نیز بودند که دانشکده را رها کردند .دانشکده نخست نام دیگری داشت و به نام هنرستان و مدرسه عالی معماری شناخته می شد:

« ... در سال 1317 مدرسه ای به نام مدرسه عالی معماری در وزارت پیشه و هنر محل مدرسه عالی مرحوم کمال الملک به ریاست آقای ابوالحسن صدیقی تاسیس گردید . شرایط ورود به مدرسه عالی نامبرده دارا بودن گواهی نامه دوره کامل متوسطه شعبه علمی، و دوره تحصیلات آن چهار سال تعیین گردید ولی به واسطه علاقه سرشاری که در ایران به این فن وجود داشت تعداد زیادی بیشتر از حد مورد احتیاج داوطلب شدند . بنابر این تعداد 20 نفر از داوطلبان را با شرایط فوق بطور مسابقه از ریاضیات و تاریخ و طراحی انتخاب نمودند که در روز یکشنبه اول آبان ماه با علاقه مفرطی شروع به کار نمودند . ولی بنا به مقتضیات در روز یکشنبه 8 آبان ماه 1317 مدرسه نامبرده ... جزء هنرستان عالی هنر های زیبای باستان گردید و از روز دهم آبان ماه 1317 در محل هنرستان نامبرده « مدرسه عالی معماری » شروع به کار کرد.

« آقایان اساتید عبارت بودند از : آقایان مهندی فروغی ، رولاند دوبرول ، طاهرزاده و بهزاد در فن معماری و آقایان مهندس سپاهی ، دکتر بهرامی ، دکتر رحیمی ، دکتر پارسا جهت دروس نظری و آقایان حسین طاهرزاده جهت نقاشی.ساعت کار این مدرسه چهار ساعت قبل از ظهر و چهار ساعت بعد از ظهر بود.

مدت تحصیل در این دانشکده چهار سال بود و ارزش تحصیلی آن برابر فوق لیسانس شناخته شد. استادان و معلمان این دوره ] پس از 1319[ عبارت بودند از :آقایان مهندس علی صادق ، منوچهر خرسند ، ایرج مشیری ، وزیری ، سپاهی ، غفاری.(غلامرضا خواجوی ،دانشکده هنر های زیبا ،مجله آرشیتکت ، شماره 1، ص 31)

در تابستان سال 1319 در اثر مساعی آقایان آرشیتکت فروغی و دوبرول و بنا به تصمیم وزارتخانه های پیشه و فرهنگ و هنر دانشکده معماری از وزارت پیشه و فرهنگ و هنر منتزع و به وزارت فرهنگ منتقل و به اسم دانشکده هنرهای زیبا (معماری- نقاشی-مجسمه سازی) در مدرسه مروی مستقر گردید.در تاریخ 20/7/1319 با نطق رئس دانشکده آقای آندره گدار دانشکده افتتاح شد و دانشجویان به ]چند[ دسته تقسیم شدند و هر دسته در کارگاه مخصوص تحت نظر یکی از استادان معماری آقایان آرشیتکت فروغی و آرشیتکت ماکزیم سیرو و آرشیتکت رولاند دوبرول شروع به کار نمودند. متاسفانه پس از چندی آرشیتکت دوبرول به دلیل پیش آمدن جنگ ، ایران را ترک نمودند و دانشجویان را از ذاشتن چنین استاذی محروم و سرپرستی کارگاه را به آقای آرشیتکت فروغی محول نمودند. پس از مدتی آقای آرشیتکت آفتاندلیان به جای آقای سیرو به سمت دانشیاری معماری مشغول شدند و آقای مهندس الکساندر موزر استاد استاتیک و مقاومت مصالح از خدمت کناره گیری نمودند... .

عده فارغ التحصیلان تا سال 1324 در قسمت معماری 28 نفر و در قسمت نقاشی 6 نفر بود.(غلامرضا خواجوی،دانشکده هنرهای زیبا،مجله آرشیتکت ،ص 111)

مکان دانشکده ابتدا به صورت هنرستان در مدرسه ایران و آلمان در نزدیکی موزه ایران باستان بود.بعدها که به صورت دانشکده درآمد ، به مدرسه مروی و پشت آن مدرسه سپهسالار قدیم تغییر مکان داد. کلیه فضا های معماری در این دو بنا وجود داشت. شبستانهای مدرسه را تیغه بندی کرده بودند و نورگیری آن از سقف انجام می شد. این فضا مختص کارگاه معماری بود. دو مدرس مدرسه مروی به دروس نظری اختصاص داشت. یک اتاق بزرگ در مدرسه مروی برای کارگاه مجسمه سازی درنظر گرفته شده بود و چون از این رشته استقبال نشد (با دو دانشجو) تعطیل شد.

پس از مدتی مجبور شدیم مدرسه مروی را ترک کنیم و به دانشکده فنی دانشگاه تهران منتقل شویم. قسمت شمالی زیر زمین این دانشکده را به ما اختصاص داده بودند ، نهری هم ازآنجا می گذشت که در مجاورت آن بخشی مورد استفاده ما بود.

درباره روش آموزش دانشکده هنرهای زیبا باید بگویم که اقتباسی بود از «بوذار» یا هنرهای زیبای فرانسه.در سیکل اول ،دروس نظری و در سیکل دوم ، یک پروژه ساختمان یا فن ساختمان داشتیم. برای گذر از سیکل اول به دوم باید یک رساله تز مانند ارائه می نمودیم .در سیکل دوم ، دروس نظری نداشتیم.

همانطور که پیشتر گفتم علاقمندی من به معماری ایران از دوران کودکی شروع شد.هنگامی که به دانشکده وارد شدم نیز نظرم همین بود. در دانشکده رسم بر این بود که «اردهای» یونانی را کپی کنیم. تنها کسی که آنها را نکشید من بودم.برای نمونه ،تمرین دیگر طراحی پاسیو و ایوان بود که من آنها را با قوس تیزه دار «آژیو» کشیدم که نمره اول شد. بعد ها که با کمال تاسف مشاهده نمودم این نوع کارها را در دانشکده مسخره می کنند از آنجا دل بریدم و به کارهای مورد علاقه خود پرداختم .دنباله خود باختگیهایی که از زمان قاجار آغاز شده بود و در زمان ناصرالدین شاه به حد اعلای خود رسیده بود، در دانشکده به شدت به چشم می خورد به نحوی که از هر چیزی که ایرانی بود به شدت پرهیز می کردند ، حتی طرح خانه ایرانی و ... .

من سال اول دانشکده ام را با چهار پروژه تمام کردم که همه آنها نمره اول شد و مدال گرفت . تقریبا نیمی از سال بیکار بودم و بعد هم که دیدم در آنجا خبری نیست به دنبال پیرمردهایی که خوشبختانه آن موقع زنده بودند ،رفتم.

یکی از این اساتید حاج ابوالقاسم ، پیرمردی از اهالی خراسان و بسیار بداخلاق بود. او را به خانه خود می آوردم و برایم صحبت می کرد.گاهی اوقات از او سوالهایی می کردم و فراموش می کرد و فراموش که اینجا سر کار نیست و اگر واقعا یک پاره آجر در دستش بود آن را به سرم می زد و می گفت « کله خنگ خدا نمی فهمی!» اساتید دیگری نیز بودند که متاسفانه اسامی خانوادگی آنها را فراموش کرده ام مانند استاد حسن،استاد باقر و استاد محمد علی. استاد محمد علی واقعا یک دانشمند بود و خیلی متاسفم از اینکه نام همگی انها را به خاطر نمی آورم.حق بود اسامی آنها را یادداشت می کردم . اینها حق بزرگی به گردن من دارند. این کار من درکارهای دانشکده نیز تاثیر گذاشت.برای نمونه فرض کنید نمایشگاه پروژه برگزار می کردند و من می خواستم کارهایی با رنگ و بوی ایرانی ارائه دهم که تا آن زمان سابقه نداشت و کار مشکلی هم بود اما بر اثر اصرار (و لجبازی) این کار را می کردم و خوشبختانه چند تای ان نیز خیلی موفق شد و نمره خوبی آورد.

این روند تا اواسط دوره دانشکده ادامه داشت .همزمان برای به دست آوردن خرج تحصیل در خارج از دانشکده ، داستانهای کوتاهی در مجلات می نوشتم.بر اثر سوءتفاهمی که در دانشکده پیش آمده بود یک عده به نوشتن مقالاتی علیه آندره گدار رئیس دانشکده پرداختند .بعد گویا او درباره نویسندگان مقالات سوال کرده بود و به او نام مرا داده بودند. با وجود اینکه من همه چیز زندگی ام را فروخته بودم تا بتوانم درس بخوانم و داستان نویسی هم می کردم اما این کار من نبود.

یادم می آید که طراحی حمامی را در کارگاه دانشکده در دست داشتم .خیلی ها از این کار من تعریف می کردند و کار خیلی خوبی هم شده بود.گدار کار را دید و گفت اگر تو « مانسار » (یکی از معمارهای معروف فرانسه ) هم شوی نمی گذارم از این مدرسه فارغ التحصیل شوی .چرا این را نوشته ای ؟ هرچه گفتم من داستان نویسم و کاری به این چیزها ندارم قبول نکرد و گفت باید این کار را کنار بگذاری.من هم عصبانی شدم و مرکب چین را بر روی پروژه ام ریختم و دانشکده را ترک کردم و دیگر به آنجا نرفتم .بعدها او خانه ام را به زحمت پیدا کرد و عذر خواهی کرد اما به او گفتم که دیگر از این دانشکده بدم می آید و کاملا آنجا را رها کردم .مدتی بعد نیز رئیس دانشکده وقت اصرار کرد که به دانشکده برگردم اما دیگر به آنجا نرفتم.

پس از دانشگاه

پس از ترک دانشگاه در وزارت فرهنگ قدیم یا آموزش و پرورش شاغل شدم.زمان ورود من به آنجا طراحی مدارس روستایی بر اساس چهار تیپ در مناطق گرم و مرطوب ، گرم و خشک، سرد و مرطوب و سرد و خشک انجام می شد. در ابتدا چند طرح به من ارجاع داده شد که آنها را با طرح ایرانی ساختم و یا بعضی از عناصر ساختمان مانند طاق در پوشش استفاده کردم. شاید نقشه های آنها در آرشیو ساختمان آموزش و پرورش موجود باشد اما آنطور که به یاد دارم یکی از آنها در میبد بود که بعدها در آن تغییرات زیادی دادند و به آن الحاقاتی شد . یکی دیگر در محله اهرستان یزد و دیگری در محله یوزداران یزد و خیلی جا های دیگر که به خاطرم نمی آید ، بود.

بعد ها در وزارت فرهنگ کارهای دفتر فنی با من بود و طرحها را خودم می کشیدم که در مکانهای مورد نظر اجراء می کردند. در همان زمان برای ساخت مدارس ارزان قیمت 5% عوارض شهرداری اختصاص داده شد .کمیسیونی تشکیل شد که بانی آن مرحوم مزینی بود .دیگر اعضاء کمیسیون حاج ابوالقاسم کاشانی ، حاج قاسمیه و بعضی تجار علاقمند و درستکار بودند . هدف نیز ساخت مدارس ارزان ب انقشه مناسب بود . یادم می آید که حاج ابو القاسم وقتی از کارها بازدید می کرد ، خاکها را از روی زمین کنار می زد و اگر تکه آجری پیدا می کرد سوال می کرد که چرا اینجا افتاده است ؟ نمونه دیگر اینکه اندازه کلاسهای درس را طوری در نظر می گرفت که تکه های آهن ضریبی از 12 متر، 6 متر، 4 متر یا 3 متر بشود . شخصی مدرسه ای طراحی کرده بود که تیر اهن 5/5 متری لازم داشت و او گفته بود که تیر آهن را از مکانی دیگر تهیه کنید من چنین کاری نمی کنم. تیر اهن نیز از محل انبار بریده شده و به تهران حمل می شد. سعی کرده بودیم عوامل اجرایی نیز افراد متدین و با کارخوب انتخاب شوند. به این منظور معماران فوق العاده خوب ، سنگ کار، نجار و بقیه افراد همه غربال شده بودند. در انتخاب مصالح نیز دقت داشتیم و سعی می کردیم بهترین آجر را انتخاب کنیم . با توجه به اینکه در اجراء ، به موقع دستمزدها و هزینه ها پرداخت می شد کار سریعتر پیش می رفت .پولی که به مقاطعه کاران پرداخت می شد قسطی بود اما خیلی راحت پرداخت می شد. مثلا اگر می دیدیم کار به نال درگاه رسیده است یک قسط پرداخت می شد و وقتی در مکان کار را می دیدیم همانجا مبلغ پرداخت می شد. پرداخت مبالغ مصالح نیز همینگونه بود. گاهی می شد 10 تا 15 مدرسه را ظرف 3 ماه می ساختیم . نقشه های بخشهایی از ساختمانها را من پشت کاغذ سیگار یا قوطی سیگار می کشیدم و تقریبا شفاهی بود.

ساخت مدارسی که ما پیش گرفته بودیم به سهولت انجام نمی گرفت . با توجه به اینکه ساخت مدارس ارزان در می آمد، برای بعضی از مسئولانی که خرج تراشی بیهوده می کردند خوشایند نبود. برای نمونه ساخت مدارس در شمیران و تپه جعفرآباد بود. در شمیران با توجه به دوری و سربالایی بودن ، حمل و نقل مصالح گران تمام می شد ( فکر می کنم متر مربعی 136 تومان ) . یادم می آید که یکی از وزیر های وقت باور نمی کرد که در این منطقه مدرسه ای را که ما شروع به ساخت کرده بودیم با این سرعت به اتمام برسد. زمین مدرسه هدیه شده بود و ما پس از سه ماه مدرسه را تحویل دادیم.

او می گفت پیرنیا معجزه می کنی . مدارسی که می ساختیم دارای 120 و 185 کلاس بود و طی سالهای بین 1332 تا 1345 انجام شد . تعداد مدارس ساخته شده 333 عدد بود که بیشتر آنها در مناطق تهران پارس و نارمک قرار دارند.اینها در نما کاشی دارند اما کاشی ها تزئینی نیستند . زیرا من مخالف خرج تراشی بودم . کاشی صرفا نشان می داد که مدرسه از عوارض شهرداری ساخته شده است. مثالی که می توانم از خرج تراشیهای مسئولان آن زمان بیاورم راجع به ساخت مدرسه ای است در محله ( فرح آباد قدیم ) زمانی که هنوز کاملا جزئی از شهر محسوب نمی شد. در نزدیکی محل ساخت مدرسه شکارگاه سلطنتی قرار داشت . زمانی که شاه از آنجا گذر می کرد ، دیده بود که ساختمانی در حال بر پا شدن است و سوالاتی درباره قیمت و چگونگی ساخت در محل مدرسه کرده بود. گویا به رئیس سازمان برنامه و بودجه گفته بود که بروید ببینید چگونه اینها با این قیمت مدرسه می سازند. آنها که جادو نمی کنند و از جیب هم خرج نمی کنند کسی هم که نذرشان نمی کند چطور شما متری 700 تومان خرج می کنید و نیمه کاره رهایش می کنید و اینها با این قیمت می سازند. گویا او گفته بود ما با سرهم بندی مدارس را می سازیم . اتفاقا ما بخشی از سفت کاری از پی تا بالا را به صورت برش خورده رها کرده بودیم و کاملا مصالح کاربردی قابل رویت بود .او گفته بود که ما با گل آجرها را روی هم چیده ایم در صورتی که در قسمت برش خورده نوع ملات که من روی آن حساس بودم دقیقا مشخص بود و ... .

بعد از آن واقعه وزیر مستقیما با مهندسان مشاور صحبت کرده بود و آنها بسیار ناراحت بودند و تا چند روز با من به بدترین نحو برخورد کردند . پس از آن ، سازمان برنامه و بودجه پولی در اختیار من گذاشت تا دو مدرسه در خارج از شهر تهران بسازم و ما حق نداشتیم از عوارض شهرداری استفاده کنیم . من با پول این دو مدرسه 6 مدرسه ساختم . یکی از آنها مدرسه ای در دانشگاه علم و صنعت فعلی است که بعد ها گسترش یافت و به دانشکده تبدیل شد . مدتی بعد برای اینکه خلل در کار بیافتد بازرس ها را به سر کار می فرستادند . اما کسانی که با من کار می کردند از روی صداقت و علیه سازمان برنامه و بودجه ، از من اجازه خواستند برای این کار حتی آنچه کار کرده بودند کمتر ارائه دادند یعنی برای نمونه اگر نقاشی 3500 متر کار کرده بود نوشته بود 2100 متر یا مثلا رنگ و روغن 800 متر را 540 متر نوشته بودند بازرس ها نیز از پیش صورتهای خود را ساخته بودند و یک روز کار را تعطیل کردند اما ÷س از بررسی به کنایه گفتند « مهندسهای شما همیشه اینقدر زیادی حساب می کنند ؟» حتی برای بدست آوردن حداقل نقطه ضعف ، آنها پی را سونداژ کرده و دیوار سنگی زیر پایه های باربر ار خراب کرده بودند تا بخشی از ساختمان دچار اشکال شود اما خوشبختانه اتفاقی نیافتاد و این کار صروصدا ایجاد نمود . آنچه از این بخش از صحبتها می توانم نتیجه بگیریم این است که با توجه به مشکلات کنونی و وجود مضیقه ، باید چنین کارهایی انجام داد. من فکر می کنم اگر کاری برای میهنم انجام داده ام همین کارها بوده است و کارهای دیگری که انجام داده ام اصلا به حساب نمی آورم.

من معتقد بودم که نباید ادا در آورد . خیلی جاها گفته ام که برای معماری ایرانی و یا اسلامی ،ادای معماری زمان صفوی را درآوردن غلط است . همیشه معماران ما از پیشرفته ترین فن (تکنیک) زمان بدون تعصب اینکه از کجا آمده است بهره می برده اند . به همین دلیل است که معماری شیوه رازی از زمان سلجوقی با شیوه اصفهانی از زمان صفوی متفاوت هستند . تا وقتی که زمان خود باختگی شروع شد و پیوندمان با هنر خودمان گسسته شد . در هر حال باید منطق معماری گذشته را نگاه داریم. برای نمونه پنامها که عایق حرارتی و رطوبتی هستند و در معماری گذشته ما کاملا رایج بوده اند ، درحال حاضر نیز میتوان با خرج کم از آنها استفاده کرد. من از آنها در مدارس ساخته شده بهره بردم . در گذشته بعضی از بناها ی ما مانند کاروانسراها و پل ها را مانند بچه های رها شده در کوچه می ساختند . این ساختمانها را نیز به امید خدا در دل بیابانها می ساختند به نحوی که کمتر صدمه ببیند . برای همین منظور از روشهای ساختمانی و از پوششهای محکم استفاده نموده اند. در کاروانسراها پوشش ها از طاق کلمبو یا پوشش « همیشه جاویدان » است. این نوع پوششها به سختی خراب می شود. حجره های کاروانسراها هیچکدام در نداشته است، چون اگر داشت مانند مدرسه غیاثیه خرگرد درهای آن را می کندند و می سوزاندند. برای این منظور در جلوی بازشوهای اتاقهای کاروانسراها پرده آویزان می کردند که در تابستانها از نوع حصیری بود و در زمستانها از نوع زیلو بوده است . من سعی کردم در ساخت مدارس از این منطق استفاده کنم یعنی به کار گیری بهترین مصالح و پرهیز ازبه کار بردن مصالح لوکس و همانگونه که پیشتر مثال زدم استفاده از تیرهای فلزی و دیگر مصالح کاملا حساب شده بود. نمنه دیگر اینکه برای جلوگیری ازسنگینی تیرهای آهنی ، سقف روی طاق ضربی را کاه گل نمی کردیم و روی آنها مستقیما اندود می شد .این باعث می شد که وحشتی از ریزش کاهگل بر روی سر بچه ها وجود نداشته باشد و باعث مشکلات بعدی و یا تعطیلی کلاس نشود. نمونه دیگر اینکه من پله ها را درجا میریختم و از بهترین موزائیکهای ایرانی استفاده می کردم. در بکارگیری سنگها نیز دقت داشتیم و از سنگهای با دوام استفاده میکردیم نه از سنگهای رنگی زیبا ولی سست. یا مثلا قیروگونی که بعضی فکر می کنند این فن از خارج آمده است اما در ایران در ساخت بند امیر قرنها پیش از این فن استفاده شده و ما بخوبی از آن بهره می گرفتیم . درآخر فکر می کنم منطق آنچه را که معمارهای قدیمی به آن اعتقاد داشتند ما در کارهایمان به کار گرفتیم

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

+ نوشته شده توسط ... در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 10:37 |
وارطان هوانسیان

VARTAN HOVANESIAN

وارطان هوانسیان معروف به آرشیتکت وارطان، در سال 1275ش.(1896م.) در تبریز به دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات متوسطه، مدتی در تبریز و تهران به کارهای مختلف پرداخت و در اواخر جنگ اول جهانی به پاریس رفت. در آنجا به تحصیل نقاشی، در مدرسه هنرهای زیبا ECOLE DES BEAUX ARTS ، و معماری و شهرسازی، در مدرسه خصوصی ECOLE DARCHITECTUR ESPECIAL پرداخت و در سال 1301ش.(1922م.) تحصیلات معماری را به پایان رساند و پس از آن به مدت 13 سال در فرانسه به کار معماری پرداخت.

هوانسیان پس از بازگشت به ایران، در سال 1314ش.(1935م.) به استخدام اداره ساختمان شهربانی درآمد ولی چندی بعد، پس از آن که در مسابقه طراحی ساختمان هنرستان دختران مقام نخست را به دست آورد، به کار آزاد روی آورد و تا پایان زندگی در دفتر شخصی خود نزدیک به نیم قرن به فعالیت خود ادامه داد.

از آثار معماری وی می توان هنرستان دختران، مهمانخانه سابق دربند، کاخ اختصاصی (کاخ شهناز پهلوی در سعدآباد)، سینما متروپل، سینما کریستال، سینما دیانا (سپیده فعلی)، طرح هتل فردوسی، کودکستان"کوشش"، ساختمان مرکزی بانک سپه (میدان امام خمینی تهران) و شعب مرکزی بانک سپه در چندین شهرستان را نام برد. از وی تعداد زیادی ساختمان اداری و پاساژ تجاری و منازل مسکونی به یادگار مانده است.

بناهای مذکور تاثیر چشم گیری، چه در طرز تفکر طراحان و چه در برداشت و انتظار عموم از معماری، در سده های گذشته ایران داشته اند.

آرشیتکت وارطان علاوه بر طرح و نظارت بر بناهای گوناگون، در دیگر زمینه های حرفه معماری به ویژه در نوشتن مقالات بسیار فعال بود. وی عضو هیئت مؤسس انجمن آرشیتکت های ایران، نماینده انتشارات و تبلیغات، عضو هیئت تحریریه مجله آرشیتکت و پس از چند سال بنیان گذار، صاحب امتیاز و مدیر مسئول مجله معماری نوین بود. دو مجله مذکور علی رغم دوره کوتاه انتشارشان از عوامل مؤثر بر تشدید فعالیت معماری در کشور بودند.

وارطان هوانسیان در سال 1361ش.(1982م.) بدرود حیات گفت. پس از فوت وی مجموعه ای از آثار و تحلیل هائی بر آنان در یادنامه ویژه ای توسط جامعه مهندسان مشاور ایران انتشار یافت.

برگرفته ازکتاب :دانشنامهء ایرانیان ارمنی

گرد آورنده:ژانت د. لازاریان

چاپ اول سال 1382 ص.:289

انتشارات هیرمن

 

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

 

 

+ نوشته شده توسط ... در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 10:35 |
نکتار پاپازیان

Nektar Papazian



سیما هاشمی­نیا



نکتار پاپازیان، از جمله اولین معماران زن ایرانی، متعلق به نخستین نسل از دانش­آموختگان معماری دانشگاه تهران می­باشد. نکتار پاپازیان در شهر اراک به دنیا آمد و بعد از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه در تهران و گرفتن دیپلم ریاضی، به تحصیل در رشته معماری دانشگاه تهران پرداخت. پس از آن، پاپازیان، برای ادامه تحصیل عازم فرانسه شد و در دانشگاه بوزار پاریس به ادامه تحصیل پرداخت. وی در مدت ده سالی که در پاریس اقامت داشت، به کار در دفاتر معماری نیز مشغول بود.

پاپازیان بعد از ازدواج با آندرف (مهندس فرانسوی) به ایران مراجعه و در سال 1339 همراه با مهندس مقتدر، دفتر "مقتدر آندرف" را تاسیس نمود. این دفتر بعد از مدتی با شرکت "مندا" ادغام شد و نام مهندسین مشاور "مدام" را به خود گرفت. پاپازیان بعدها با همکاری مهندس اوهانجانیان دفتر دیگری به نام "مهندسین مشاور آرتک" تاسیس نمود.



مهم­ترین پروژه­های معماری و طرح­های شهری که پاپازیان در آنها شرکت داشت عبارتند از؛

ـ دانشگاه جندی شاپور

ـ بخش­هایی از دانشگاه تبریز

ـ طرح جامع تبریز

ـ گمرک آستارا

ـ دبیرستان جامع دانشگاه بوعلی همدان

ـ انستیتو مربیان حرفه­ای کرج

نکتار پاپازیان از جمله معماران زن ایرانی شرکت­­کننده در کنگره بین­المللی زنان معمار در سال 1356 بود. در این کنگره که با موضوع محوری " بحران هویت در معماری" زیر نظر وزارت مسکن و شهرسازی و با همکاری اتحادیه بین­المللی زنان در رامسر تشکیل شده بود، علاوه بر معماران زن ایرانی؛ نوشین احسان، لیلا سردارافخمی، گیتی افروز کاردان، نسرین فقیه، زهره قراگزلو و …، حدود 20 معمار دیگر از نقاط مختلف دنیا شرکت کرده بودند که در این میان می­توان به خانم دنیس اسکات براون از آمریکا اشاره کرد.



هدف این کنگره تبادل­نظر بین زنان معمار از نقاط مختلف دنیا و همچنین تشویق آنها در پیشبرد کارهای معماری و شهرسازی و به وجود آوردن فرصتی برای آنان، به خصوص زنان ایرانی برای تبادل عقاید و نظرات و نمایش آثارشان در معرض دید عموم بود.

به نظر پاپازیان؛ "معماری هیچ­وقت نمی­تواند حالت عمومی و کلی داشته باشد. هر جامعه­ای احتیاج به معماری خاص خود دارد. موفق­ترین اشخاص در این مورد ژاپنی­ها هستند. در عین حال که معماریشان کاملا ژاپنی است اما مدرن و مطابق با تکنولوژی جدید هم می­باشد.

وی معتقد است که پیروی از معماری قدیم کاری حساس و خطرناک است چراکه به کار بردن قوس و شیشه رنگی و شبکه به خودی خود نمی­تواند باعث پدیدار شدن معماری شود"



منبع:

هنر و معماری. سال هشتم. 35ـ36. مرداد ـ آبان 1356.
28خرداد
د :

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

+ نوشته شده توسط ... در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 10:23 |
-داراب دیبا-

معمار، طراح و نقاش دکترای هنر ، معماری و شهرسازی عضو هیات علمی دانشگاه تهران دانشکده هنرهای زیبا از سال 1348 کارشناس وزارت فرهنگ و آموزش عالی و وزارت مسکن و شهرسازی برگزارکننده نمایشگاههای انفرادی و جمعی در ایران و خارج از کشور ، در زمینه نقاشی ، عکاسی و معماری عضو موسس دفتر طراحی و مطالعات معماری استاد مدعو دانشگاه های ام . آی . تی ( M.I.T ) هاروارد امریکا و دانشکده هنرهای زیبا پاریس ( بوزار ) کارشناس بین المللی مطالعات و ارزیابی هنر و معماری معاصر کشورهای اسلامی صاحب تالیفات متعدد به زبان فارسی ، انگلیسی و فرانسه از جمله کتاب های ( طبیعت و هنر ) ( مساجد معاصر کشورهای اسلامی ) و ( نگاهی به مهندسی و معماری معاصر ایران ) همچنین از جمله تالیفات دیگر او می توان به کتاب های ا صول طراحی معماری ( وزارت فرهنگ و آموزش عالی 1370-1365 ) مساجد معاصر کشورهای اسلامی ( انتشارات آکادمی لندن 1373) نگاهی به مهندسی و معماری معاصر ایران ( وزارت مسکن و شهرسازی 1377 ) و خانه های سنتی اصفهان ( دانشکده معماری پاریس بلویل 2000 ) اشاره نمود . عضو هیات تحریریه مجله علمی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران و مجله معماری و شهرسازی عضو رابط هیات تحریریه مجله آرشیتکتور دوژوردوئی (پاریس ) و مجله معمار ( لندن )

البته خواندن سخنرانی ایشون در جمع معمارانپاریس با توجه سمتهایی که ایشون داشتند و دارن خالی از لطف نیست

http://www.bbc.co.uk/persian/arts/030908_la-g-architect.shtml

در اینجا هم می توانید نمونه کارهای ایشون رو در نیویورک-فیلادلفیا -پنسیلوانیا-گرنویچ-هم ببینید

http://www.arch-urb.com/architecture/dialogue/72-73/72-73-dialogue.html

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

داراب دیبا

معمار، طراح و نقاش

دکترای هنر ، معماری و شهرسازی

عضو هیات علمی دانشگاه تهران دانشکده هنرهای زیبا از سال 1348

کارشناس وزارت فرهنگ و آموزش عالی و وزارت مسکن و شهرسازی

برگزارکننده نمایشگاههای انفرادی و جمعی در ایران و خارج از کشور ، در زمینه نقاشی ، عکاسی و معماری
















عضو موسس دفتر طراحی و مطالعات معماری

استاد مدعو دانشگاه های ام . آی . تی ( M.I.T ) هاروارد امریکا و دانشکده هنرهای زیبا پاریس ( بوزار )

کارشناس بین المللی مطالعات و ارزیابی هنر و معماری معاصر کشورهای اسلامی

صاحب تالیفات متعدد به زبان فارسی ، انگلیسی و فرانسه از جمله کتاب های ( طبیعت و هنر ) ( مساجد معاصر کشورهای اسلامی ) و ( نگاهی به مهندسی و معماری معاصر ایران )

همچنین از جمله تالیفات دیگر او می توان به کتاب های ا صول طراحی معماری ( وزارت فرهنگ و آموزش عالی 1370-1365 ) مساجد معاصر کشورهای اسلامی ( انتشارات آکادمی لندن 1373)

نگاهی به مهندسی و معماری معاصر ایران ( وزارت مسکن و شهرسازی 1377 ) و خانه های سنتی اصفهان ( دانشکده معماری پاریس بلویل 2000 ) اشاره نمود .

عضو هیات تحریریه مجله علمی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران و مجله معماری و شهرسازی

عضو رابط هیات تحریریه مجله آرشیتکتور دوژوردوئی (پاریس ) و مجله معمار ( لندن )





Darab Diba



Architect , designer , painter .

Member of the fine Arts Faculty of Tehran University since 1969 .

Expert of the Ministry of Culture and Higher Education and the Ministry of Housing and Urban Development .

Has held individual and group exhibitions of painting , photography and architecture in Iran and abroad .

Founding member of an architectural design and study bureau .

Guest professor of MIT and Harvard universities (USA) and the Facult 1 des Beaux Arts (France)

International expert of contemporary arts and architecture studies and assessment in Islamic countries .

Author of numerous publications in Persian , English and French , including Contemporary Engineering and Architecture of Iran , Nature and Art ( Tehran University , 1975 ) , Principles of Architectural Design ( Ministry of Culture and Higher Education , 1986 , 1991 ) Contemporary Mosques in Islamic Countries ( Academy Press , London 1994 ) , Contemporary Engineering and Architecture of Iran ( Ministry of Housing and Urban Development , 1998 ) , and Traditional Houses of Esfahan ( under press , Architecture Faculty of Paris Belleville University , 2000 ) .

Member of the editorial board of the scientific periodical of the Fine Arts Faculty of Tehran University and the magazine Architecture and Urbanism .

Correspondent of the editorial boards of the magazines Architecture d'Aujoud'hui ( Paris ) and Mimar ( London )

5تیر

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

+ نوشته شده توسط ... در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 10:16 |
طرح دو خواهر معمار ایرانی برای بازسازی مرکز تجارت جهانی نیویورک


با توجه به فیلتر بودن سایت رادیو فردا در ایران احتمال دادم بسیاری از دوستان این خبر که مربوط به چند ماه پیش است را نخوانده باشند.

بهنام ناطقی (رادیوفردا): طرحی که شرکت پیشتاز دو خواهر معمار برجسته ایرانی، گیسو و مژگان حریری، برای بازسازی مرکز تجارت نیویورک، که در جریان فاجعه تروریستی 11 سپتامبر نابود شد، ارائه کرده اند، مجموعه 11 برج 80 تا 100 طبقه است که با پوسته ای از تکنولوژی پیشرفته کامپیوتری که در سالروز فاجعه می تواند به همراه شرکت کنندگان در مراسم سالروز و همچنین از طریق اینترنت برای آنچه بر آنها رفته است، به عزاداری بپردازد. این طرح ها، در اولین نمایشگاهی که از طرح های 35 معماربرجسته برای بازسازی این مجموعه در نیویورک به نمایش در آمد گنجانده شده بود، پس از نمایش در بی ینال ونیز، موزه ها و گالری ها در شهرهای مختلف جهان به آمریکا بازگشت و هفته گذشته توسط کتابخانه معظم کنگره آمریکا خریداری شد تا برای همیشه حفظ شود.
گیسو حریری: بعد از آنکه به اروپا رفت، کتابخانه کنگره آمریکا این طرح ها را خریدند که به عنوان یک کلکسیون نگهداری می کنند که هروقت بخواهند می توانند آن را به نمایش بگذارند.

ب.ن.: توضیح بدین که این طرح چی هست.

گیسو حریری: چون ما فکرکردیم در این یادبودی که می خواهیم بگذاریم، می خواهیم بلندی و عظمت Twin Towers را بتواند برگرداند. یک برجهائی هستند که 80 تا 100 طبقه بلند هستند و اینها می شوند چهارچوب و ستون ها ساختمان هائی که در آینده خواهند آمد. موقعی که ما این طرح را داریم هنوز مشخص نبود که اینجا چه نوع ساختمان هائی بهتر است بیاد. مافکر کردیم در هر صورت هرچه ساخته شود، بهتر است که روی زمین نیاید، برای اینکه آن زمین و آن فضائی که این ساختمان ها بوده، برای همه هنوز خیلی مهم است و خیلی مقدس است.

ب.ن.: صدای خانم گیسو حریری، معمار پیشتاز نیویورکی را می شنویم که در باره طرحی توضیح می داد که به همراه شریک خود، خواهر معمارش، خانم مژگان حریری، برای بازسازی مرکز تجارت جهانی نیویورک و یادبود فاجعه 11 سپتامبر ارائه داد. خانم گیسو حریری می گوید:

گیسو حریری: یکی از قسمت های جالب این برج ها، قسمت بیرون اینها هست که به وسیله یک پوستی ساخته شده اند که تکنولوژی دیجیتال درون آنها وجود دارد یعنی ساختمان از بیرون مثل صفحه کامپیوتر است.

ب.ن.: یعنی ساختمان شما مثل تابلوی اعلانات می شود.

گیسو حریری: درست است. اعلامیه های مختلف از آنجا می شود برای مردم به نمایش گذاشت.

ب.ن.: شرکت حریری اند حریری در سال 2000 طرحی برای یک ساختمان مسکونی ارائه داد که دیوارهای آن از بیرون و درون برای گرفتن اطلاعات از شبکه اینترنت به کار می رفت. این طرح در موره هنرمدرن نیویورک به نمایش در آمدو در چندین کتاب معماری به چاپ رسید. خانم حریری می گوید در طرح برای مرکز تجارت جهانی، پیش بینی شده بودکه در سالگرد فاجعه، معماری نیز در عزاداری و یادبود فاجعه با مردم حاضر در محل وهمچینن از طریق اینترنت با همه دنیا در ارتباط قرارگیرد.

گیسوحریری: فکری که کرده بودیم برای اینکه این طرح بیشتر مثل یادبود باشد این بود که هر سال در 11 سپتامبر، تمام مردم دنیا نه تنها نیویورک بتواننند دور هم در اینجا جمع بشوند. این فضا یک پارکی خواهد بود. تکنولوژی یک مه‌ای بیرون می دهد که این مه مثل گریه و مثل عزاداری خواهد بود. بنابراین این برج‌ها و این معماری به وسیله مه‌ای که از خودشان در روز 11 سپتامبربیرون خواهند داد، شریک خواهند شد با مردم در عزاداری و یادبود عزیزانی که از بین رفتند.

ب.ن.: شرکت معماری حریری اند حریری، که مشغول تمام کردن یک موزه نقاشی و مجسمه در نزدیکی نیویورک است، طرحی برای آرامگاه سعدی در شیراز تهیه کرده است که قرار بود در مسابقه معماری برای بازسازی آرامگاه سعدی شرکت داده شود.

گیسو حریری: از طریق یک معمار ایرانی که در نیویورک برای دیدن آمده بودند و به دفتر ما تشریف آوردند، ما تشویق شدیم و توانستیم تماس برقرار کنیم با شهرداری شیراز برای اینکه یک مسابقه معماری بود برای طرح یک ساختمان بزرگ برای سعدی و خیلی ما علاقه داشتیم که بتوانیم یک طرحی بدهیم و یک شرکتی بکنیم و برویم آنجا و با آنها صحبت کنیم. خیلی دلمان می خواست دوباره تکنولوژی جدید، هنر جدید و معماری جدید و تمام هنر ملی خود را با همدیگر یکسان کنیم و به هم بیاوریم.

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

بهنام ناطقی، مصاحبه با گیسو حریری (نیویورک)

5تیر
+ نوشته شده توسط ... در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 10:13 |
درباره استاد حسین لرزاده، افتخار معماری ایران
دستان ماست كه قطع می شوند!
اشاره: در ماههای آخر سال ۸۱، سیدمحمد خاتمی رئیس جمهوری طی مراسمی از چهار تن از پیشكسوتان و نام آوران كشور در عرصه علم، ادب و هنر تجلیل كرد. در این مراسم، حسین لرزاده معمار و هنرمند شهیر معاصر ایران یكی از كسانی بود كه لوح سپاس و جایزه را دریافت كرد و از وی قدردانی به عمل آمد.
008120.jpg


استاد حسین لرزاده به دلیل كهولت سن قادر به انجام بحث و گفت وگو نبودند، دو تن از شاگردان ایشان یعنی آقای حسین مفید و خانم مهناز رئیس زاده و البته خانواده محترم استاد در تهیه این مطلب، مساعدت و همكاری صمیمانه ای با ما داشتند كه در همین جا سپاس و تشكر خود را ازآنان اعلام كنیم.
گروه فرهنگی هنری
نگاهی كوتاه به زندگینامه استاد لرزاده
استاد حسین لرزاده در سال ۱۲۸۵ در تهران متولد شد. در سن هفت تا هشت سالگی بود كه حدود شش ماه به مكتبخانه «میرزا حسن» در نزدیكی چهارراه حاج رضا خیابان بلورسازی رفت و سپس او را به مدرسه ای در كوچه پشت گذر مهدیخان فرستادند. سالهای آخر دبستان برای استاد مفهومی نداشت، چرا كه درسالهای قبل، هندسه و حساب و رسم فنی و نقاشی را در كلاسهای بالاتر و سطحی عالی تر طی كرده بود. پس از دوران ابتدایی، چند سالی به دبیرستان سلطانی واقع در پل امیربهادر فرستاده شد. از آنجا كه این مدرسه، رشته فنی مورد علاقه اش را نداشت، مدرسه را ترك و به شعبه مجسمه سازی مدرسه «كمال الملك» فرستاده شد. پس از یكسال و نیم كه قالبگیری و قالبسازی آموخت، به دلیل شبهه حرمت این شغل، او را نزد مرحوم «سیدمحمد تقی نقاش باشی» كه كار تابلوسازی می كرد، فرستادند. استاد خود می گوید: «مایل به ادامه تحصیل در مدرسه كمال الملك بودم، اما به هر صورت به دفتر كار نقاش باشی در خیابان ناصریه روانه شدم» اما از طرف دیگر، پدرش او را به كارهای فنی و رشته های معماری نیز وا می داشت و در جلسات شبانه كه معماران برای آموختن رموز معماری در خانه ایشان جمع بودند، لرزاده را نیز در كار آنها شركت می داد. استاد جوان نیز با استعداد و قریحه خود، نمونه ها را با گچ و مقوا اسكلت (اصطلاحی كه قبلا به آن ماكت سازی می گفتند) می كرد و به طور عملی معماری را فرا می گرفت.
پس از مرگ پدر در سال ۱۳۰۵، به دعوت استاد «جعفرخان كاشانی» كه مشغول ساختن عمارت سنگی تپه علیخان در سعدآباد بود به آنجا رفت و مشغول به كار نقاشی در یكی از اتاق های این عمارت شد. نخستین كار مستقل استاد را می توان سر در بانك شاهی (بانك تجارت فعلی) واقع در میدان توپخانه تهران دانست.
استاد لرزاده در طول عمر هنری نزدیك به یك قرن خود، مساجد متعددی را طراحی و اجرا كرده كه در رأس آن مسجداعظم قم به دعوت مستقیم آیت الله بروجردی از وی است. همچنین بنابه مأموریتی كه آیت الله بروجردی به وی محول كرد، مأمور تعمیر و پاره ای تغییرات در حرم مطهر حضرت سیدالشهدا در كربلا شد كه طی حكمی از طرف آیت الله شهرستانی تولیت وقت آن حرم مطهر در عراق به عنوان افتخارآمیز «معمار آستانه مقدسه حضرت اباعبدالله الحسین(ع)» نایل گردید.
استاد حسین لرزاده تعداد ۸۴۳ مسجد را طرح و بعضا اجرا و یا نظارت كرده است. همچنین برخی از احكام، جوایز و نشانهای دریافتی توسط استاد لرزاده شامل مدال فردوسی در سال ۱۳۱۳ به خاطر طراحی و ساخت ساختمان مقبره حكیم توس، مدال و نشان علمی در سال ۱۳۱۹ به دلیل لیاقت حسین لرزاده(معمار)، دریافت درجه كارشناس آستانه مقدس حسینی(كربلا) در رمضان ۱۳۸۴ قمری به خاطر تعمیرآستانه مقدسه اباعبدالله الحسین مخصوصا تجدید بنای ایوان بزرگ و...
همچنین استاد صاحب تألیفاتی نیز هستند، از جمله: «احیای هنرهای از یاد رفته» در دو مجلد كه شامل آموزش اصول اربعه معماری سنتی با روشی بسیار سهل و ممتنع است، «نغمه لرزاده» شامل اشعار، «خاطرات»، «صدامیه» مجموعه اشعار استاد در زمان جنگ و انقلاب حدود ۵۰ تابلو و لوح از گره های بنایی بدیع و یگانه و همینطور مقرنس و رسمی و سرقلم های گوناگون طراحی و رنگ آمیزی كرده است كه به صورت تابلو، زینت بخش اتاق و منزل اوست.
مروری مختصر بر شیوه های كار استاد
به گفته شاگردان استادلرزاده، چنانچه كارهای معماری وی را در یك منظر كلی بررسی كنیم، بزرگترین ویژگی شان سهل و ممتنع بودن آنهاست. هیچیك از آثار استاد؛ شگفتی آفرین نیست و هیچ انگشتی از مشاهده آثار ایشان به دندان گزیده نمی شود، بلكه به آرامی آنچنان با جان آدمی عجین است و به دل می نشیند كه اصلا دیده نمی شود؛ اما با مخاطبان، بده بستان دارد. در واقع این بزرگترین و معمول ترین شیوه كار اوست كه آثارش با انسان صمیمی است و نگاهی از بالا، تحقیرآمیز و از سر لطف به آدمی نمی كند؛ آنگونه كه این روزها و در این ایام به غایت شیوع یافته است. آثار استاد لرزاده با مخاطب خودمانی است، بی آن كه در این رهگذر باجی به مخاطب دهد و عوام فریبی كند. این ویژگی، تنها با ارتباط با كلیت آثارش و توجه و تحلیل رخ می نمایاند وگرنه، آنقدر صمیمیت در آنها وجود دارد كه اصلا دیده نشود. استاد تقریبا بر همه عوامل معماری ایران مسلط است. در مقاله اعجاز و ایجاز رنگ در معماری مسجد ایرانی كه توسط مهناز رئیس زاده شاگردش به دومین كنگره مساجد در كاشان ارائه شد، مقایسه و تحلیلی بر دو كار استاد نخست، مسجد گیتی (سجاد) واقع در خیابان جمهوری نبش فخررازی و شبستان مسجد سپهسالار واقع در میدان بهارستان انجام گرفته كه با دقت بر روی كارهای وی، راه گشاست. استاد در مسجد گیتی از رنگ بر روی نقوش گره استفاده ای به كمال كرده و آن قدر به ظرایف و دقایق نقوش و رنگ آمیزی آن و نیز نورپردازی و ارتباط آنها در حجم و جهت دادن نقوش به سمت قبله پرداخته است كه شاید بتوان ادعا كرد كار را در این مسجد كوچك به كمال رسانده و از عناصر كلیشه ای در این باب همچون مناره و گلدسته و حتی گنبد پرهیز كرده است. در حالی كه این پرهیز هیچگاه به چشم نمی آید و چنین ویژگی ای در استاد منحصر بفرد است.
حال آن كه در شبستان سپهسالار كه با فاصله ای ۲۵ ساله نسبت به مسجد سجاد ساخته شده، اصولا مقوله رنگ نقشی ندارد . استاد این بار سایه روشن و ترام را با همان ویژگی ها و در خدمت حجم و پرسپكتیو و نیز در جهت قبله سامان می دهد.
كاسه سازی یا «شمسه زیاد» در آثار لرزاده
كاسه سازی یا شمسه زیاد قبل از استاد لرزاده بسیار كار شده و به هیچوجه ابداع او نیست، كمااینكه هفت كاسه ورودی شرقی مجموعه سپهسالار كار مرحوم استاد جعفرخان كاشانی هنوز از نفایس هنر معماری است اما این هنر به وسیله استاد لرزاده به اوج رسید، تا آنجا كه می توان كاسه سازی یا شمسه زیاد را امضای استاد لرزاده بر آثارشان دانست. در مساجد امام حسین(ع)، انبار گندم، مساجد تخریب شده سنگی، سلمان، عمار، فخریه، سجاد و سپهسالار همه جا، این یادگار ارزنده استاد، هنوز پابرجا هستند. حتی استاد برروی پخی باریكی كه در پیش ورودی گنبدخانه سپهسالار است، یك نه كاسه مادر و بچه ظریف طراحی و اجرا كرده تا این هنر را به كمال رسانده باشد.
008115.jpg


آثار یادبودی لرزاده
ویژگی دیگر در كار استاد لرزاده، اگر بی سابقه نباشد، كم سابقه است. به عنوان مثال سردر دارالفنون كه طرح و عمل وی است، آن چنان با ساختمان اصلی پیوند زده شده كه اصلا تصور دارالفنون بدون این سردر، بعید می نماید. یا سر در بانك شاهی میدان توپخانه كه یك چهار كاسه را در درون خود جای داده و به عنوان ورودی حتی در مقایسه با آنچه كه امروزه در چنین مواقعی به كار می برند، نقشی بی بدیل و در عین حال غیرمتظاهرانه و ناگسستنی با خود بنای اصلی دارد.
از بزرگترین و شاخص ترین بنای یادبودی كه استاد هم در طراحی و هم در ساخت آن نقش نخست را ایفا كرده، می توان به مقبره فردوسی اشاره كرد. این مقبره نخست توسط مرحوم آندره گدار پایه ریزی شده و تا پله دوم نیز اجرا گردیده بود؛ اما طرحی كه برایش در نظر گرفته شده بود، هرمی چون اهرام مصر بوده است. این طرح مورد قبول ذكاءالملك فروغی رئیس انجمن آثار ملی، قرار نمی گیرد و قرار می شود كه معماری ایرانی با طرحی باستانی آن را تكمیل كند. به این ترتیب طرح آندره گدار به كشورش بازگردانده می شود. استاد لرزاده مأمور طراحی و ساخت مقبره حكیم فردوسی می شود و طی دو سال طرح را اجرا و به اتمام می رساند. از آنجا كه فردوسی شاعری شیعه مذهب است، استاد در سردابه مقبره یك چهار كاسه به نشانه اركان اربعه شیعه برروی سنگ بنا می كند و سپس از طریق سوسن ها، كناری به حجرات دیگر زیربنای یادبود مرتبط می سازد.
استادان و همكاران لرزاده
از جمله استاد كارانی كه از نظر اجرایی با استاد همكاری داشته اند، می توان به مرحوم حاج محمد معمار كاشانی و حاج محمد شعر باف، حاج حسن خواتین شیرازی و حاج حسین شكل آبادی اشاره كرد. در مسجد سپهسالار هنرمندان دیگری نیز بوده اند كه نام آنها در لوحه جنب محراب گچ بری شده، آمده است. به عنوان مثال، كاشیكاری سر در جلوخان، كار اسدالله عموحسین و معرق كار حسین برهانی است. قسمت زنانه مسجدلرزاده و سردر، با كمك حاج حسن انگشت باف به انجام رسیده است.
در مقبره فردوسی نیز با هنرمندانی چون مرحوم عمادالكتاب، عباس و غلامعلی دهشیری و حسین حجار باشی همكاری داشته است. از همكاران استاد لرزاده در گنبد كاخ مرمر می توان از احمدخاك نگار مقدم و طاهرزاده بهزاد نام برد.
استاد لرزاده در مجلس ترحیم مرحوم استاد محمدكاشی گفته است: «اینها دستهای ما و انگشتانمان هستند كه یكی یكی قطع می شوند.»
آثار حسین لرزاده هركدام به جهتی از دیگر كارهای وی شاخص و متمایزند. اما خود می گوید: «در هیچ بنایی همچون كاخ مرمر همه استادان جمع نبوده اند». در واقع این كاخ، جامع كلیه هنرمندان زمان خود بوده است.
كتاب «ماجرای معماری سنتی ایران از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی» به روایت استاد حسین لرزاده قرار است به زودی توسط حسین مفید و مهناز رئیس زاده انتشار یابد. این كتاب شامل گفته های جمع آوری شده استاد لرزاده به وسیله نویسندگان آن است كه به معرفی استادكاران و همكاران حسین لرزاده طی سالهای اخیر می پردازد.

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

+ نوشته شده توسط ... در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 9:46 |
فر شید موسوی : متولد ایران

تحصیل در دانشگاههایی چون:

Harvard, the University College London, the Bartlett School of Architecture, and Dundee University

همکاری با:

رنزو پیانو (از پیشگامان معماری هاتیک )درBuilding Workshop in Genoa

اشتغال در Metropolitan Architecture در روتر دام هلند(متروپولیتن همان جایی است که معمارانی چون رم کولهاس -زاها حدید در آنجا کار کرده اند)

موسس( دفتر معماران خارجی ) Foreign Office Architects در لندن به همراه آلخاندر زائراپولو در سال ۱۹۹۲

استقبال گسترده از طرح پیشنهادی ایشون راجع به سازمان تجارت جهانی جدید در نیویورک

ستایش چندین کار خانوم موسوی توسط تویو ایتو.Toyo Ito.

تدریس در آکادمی هنر وین از سال ۲۰۰۲

اما تمامی نکات بر شمرده شده در بالا تنها مشتی بود نمونه خر وار که حقیر می دانستم و به رشته تحریر در آوردم حالا ۱ نگاهی به BBC White City Music Centre & Office, Londonبیندازید و مطالبی را که راجع به ایشان در ۱ دسامبر ۲۰۰۳ نوشته اند را بخوانید خالی از لطف نیست

تیتر این مطلب چنین است

Architect Farshid Moussavi is one of a new breed of architects

shaping our skyline

"

Young, dynamic and glamorous, she set up her firm, Foreign Office

Architects with her husband Alejandro Zaera-Polo and based the company in Britain.
Fresh from the triumph of winning the BBC Music Centre commission, Farshid Moussavi joins Jenni to talk more about it.
Breeding Architecture exhibition is at the ICA (Institute of Contemporary

Arts), The Mall, London SW1 from 29 November until 29 February 2004



http://www.f-o-a.net/flash/index.html

اطلاعات بیشتر در اینجا

http://www.scottisharchitecture.com/new-articles-00069.html


*****************************************************
دوران معماران شاخص به سر رسیده است!
روزنامه‌ی معتبر تایمز مالی (چاپ لندن) در مقاله‌های به تاریخ 27 نوامبر (6 آذر) با بررسی آثار و سوابق فرشید موسوی (كه در شماره پیش مهر به كارهای وی اشاره كردیم) معمار زن ایرانی، و مقایسه‌ی این آثار با پروژه‌های معماران مطرح حال حاضر جهان چنین نتیجه گرفته است كه اصولاً روزگار چهره‌های شاخص كه به تحمیل‌آرا خود به جامعه و كارفرمایان می‌پردازند به سر رسیده است.

در این بین نویسنده‌ی مقاله
(Edwin Heathcote) با نام بردن از معمارانی چون فرانك گری، نورمن فاستر و چند اسم دیگر، آن‌ها را از جرگه‌ی همان چهره‌های تاریخ گذشته خوانده، با ذكر سن فرشید موسوی و شوهرش (كه هر دو زیر 40 سال دارند) چنین نتیجه گرفته كه دیگر جایی برای آن‌چه وی architectural icon می‌نامد وجود ندارد.

برای خانم موسوی آرزوی موفقیت داریم.
پی‌نوشت: http://news.ft.com

*******************************************************

فرستنده مقاله:مسعود مرعشی

+ نوشته شده توسط ... در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 9:28 |
بزرگان معماری

مصاحبه با استاد زمرشیدی

اشاره: استاد محمد حسین زُمرشیدی ازپیشکسوتان هنر معماری و از اساتید برجسته معماری سنتی ایران است.

21 کتاب در زمینه عمران، 10 کتاب در زمینه معماری و 25 مقاله در زمینه های فوق، حاصل کار وی است.

استاد زُمرشیدی در حال حاضر استاد ممتاز دانشگاه شهید رجائی، عضو فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی واز چهره های ماندگار کشورمان می باشد.

از کُتب موفق ایشان می توان به " مسجد در معماری ایران " ، " طاق قوس در معماری ایران" ، " نقش آجر و کاشی در نمای مدارس" ، " معماری ایرانی و مصالح شناسی سنتی "، " رسم فنی و نقشه کشی سنتی " و پیوند و نگاره در آجر کاری اشاره نمود.

گفتگوئی با این استاد برجسته داشته ایم ؛

تبیان : استاد، چگونه به هنر معماری سُنتی روی آوردید؟

شغل پدرم بنائی و معماری بود. من نیز پس از گذراندن دوره ابتدایی، خود به خود به شغل وی علاقمند شده و همراه پدرم در بُقعه خواجه ربیع مشهد که یکی از آثار بسیار ارزشمند ایران می باشد، به فراگیری رموز معماری سنتی پرداختم. در آن زمان روزها کار می کردم و شب ها در مدارس شبانه درس می خواندم. مدتی هم کار بنائی انجام دادم. سپس به تهران آمده و در هنرستان صنعتی تهران (ایران وآلمان سابق) به عنوان استاد کار آموزشی به تدریس عملی رشته ساختمان پرداختم. مدتی هم هنرجوی شبانه رشته ساختمان بودم که در این رشته فارغ التحصیل شدم. در سال 1350 بود که در بین شرکت کنندگان اخذ بورسیه آلمان نمره ممتاز را کسب نمودم و عازم آلمان شدم و در رشته عمومی ساختمان و تربیت دبیر فنی، فارغ التحصیل شده و سپس به تهران بازگشتم و تاکنون کتب و مقالات بسیاری در زمینه معماری تألیف نموده ام.

تبیان : اساتید شما در رشته معماری سُنتی چه کسانی بودند؟

اولین استاد من پدرم بود که آن گنبد " خواجه ربیع " یادگار جاودانه اوست. همچنین مهدی تشکری اصفهانی، جواد تقوایی، علی ناجی از اساتید با خدا، هنردوست، ساده و بی آلایش آن زمان بودند که من در محضر آنان شاگردی کردم.

تبیان : چه خاطراتی از دوران هنرجو بودن خود به یاد دارید؟

یکی از خاطراتی که از زمان هنرجو بودن خود به یاد دارم دارم این است: زمانی که در آلمان بودم روی تخته شاسی 120 در 80 ، نقش های بسیار زیبایی رسم می کردم و چون استادم همیشه از من تعریف و تمجید می کرد ، دانشجویان آنجا به من حسودی می نمودند و دائماً با من دعوا می کردند. گاهی هم مُشت نثار من می کردند و نیّت شان هم این بود که مرا وادار کنند که به رَسّامی نقوش ادامه ندهم. روزی این مطلب را به مدیر اطلاع دادم. او چون بسیار به کارهای من علاقه داشت، آنها را به مدت سه ماه به کارگاه تبعید کرد. سرانجام بعد از یک ماه با وساطت خودم آنها را به کلاس باز گرداند. این، یکی از خاطرات شیرین بنده از دوران هنرجو بودن است.

تبیان : ارتباط گرافیک با معماری سُنتی چیست؟

در مجموع، گرافیک و معماری تفکیک شده هستند. گرافیک شامل خط ، نقاشی، هنرهای تجسمی و ترسیمات خاص خویش است و فقط درمورد هندسه نقوش با هم ارتباط دارند. حال آنکه معماری سُنتی یک رشته جوان و اقیانوسی از ترسیمات و نُقوش مختلف است.

تبیان : استاد، با توجه به قدمت معماری سُنتی، این هنر درچه ادوار تاریخی بیشتر معمول بوده است؟

در صدر اسلام، بناهای خشتی بسیار زیادی ساخته می شد مانند مسجد فهرج یزد که مربوط به نیمه اول قرن اول هجری است. دوران سلجوقی، دورانی است که نماها بیشتر آجری می شود و کار گِلی زیاد می شود، کاشی سازی نیز مطرح می شود و گچبری نیز آن زمان به بهترین شکل نمایان می شود. در حقیقت دوران سلجوقی، زمان گسترش علم و فرهنگ و رابطه بین مسلمانان ایران و علویون مصر است که معماری سُنتی در آن زمان پیشرفت بسزایی می نماید. متأسفانه بعد از حمله مغول بسیاری از این بناها خراب شد. در دوران ایلخانی نیز توسط غازان خان وسلطان محمد خدابنده و اعقابشان، کارهای هنری بسیاری در تبریز و زنجانیه انجام شد که می توان به" گنبد سلطانیه" ، "مسجد الجایتو" و "مدرسه حیدریه" اشاره نمود. سپس تیمورلنگ است که بعد از تخریب، هنرمندان را مشتاقانه رشد می دهد تا آن جایی که می بینیم فرزندانش مثل شاهرخ میرزا و بایسنقرمیرزا از بهترین خطاطان ثُـلت نویس و محقق نویس زمان خود می شوند. سمرقند در دوره تیموری مرکز هنر دنیا می شود که همه هنرمندان در آنجا جمع می شوند و ما می دانیم که بهترین و عالی ترین طاق پوش ها و کاشی کاری ها در زمان تیمور بوده است و مساجدی همچون بی بی خاتون (عیال تیمور)، مسجد کبود، مسجد گوهرشاد و... در آن زمان ساخته می شوند و هنر معماری سُنتی جلوه خاصی به خود می گیرد.

یکی دیگر از دوران هایی که معماری سُنتی رونق فراوانی داشته، دوران صفویه است. همین بس که 999 کاروان سرای سُنتی و بسیاری ازبناهای سُنتی دیگردر آن زمان ساخته می شود. در دوران نادری نیز با اینکه ایران درگیر کشمکش های بسیاری بوده، باز کارهایی در این زمینه انجام شده است. در دوره زندیه نیز فعالیت های هنری زیاد بوده است. در اوایل دوره قاجاربا توقف روبروهستیم، ولی باز دگربار هنر شکوفا می شود و معماری های جالبی مانند کاخ گلستان، کاخ فیروزه، کاخ صاحبقرانیه، باغ ارم شیراز و .... در این زمان بنا می شود.

تبیان : معماری مدرن چه تأثیری برروی معماری سُنتی گذاشته است؟

واقعاً جای بسی تأسف است که با اینکه معماری سُنتی ما از غنای بسیار بالایی برخوردار است و محاسن و زیبایی آن نیز بر هیچ کس پوشیده نیست، امروزه کمتر به کار می رود. ما امروز شاهد آن هستیم که ساختمان ها با قد و قواره های گوناگون و بدون طرح و معماری اصولی ساخته می شوند و چهره سُنتی شهرها را از بین می برند. من فکر می کنم چون ساخت بناها بصورت مدرن، هزینه کمتری در بردارد، بسیاری ازمردم به این سو کشیده می شوند. امروز در مواردی نادر همچون مساجد، آن هم به مقدار ناچیزی، بناها بصورت سُنتی ساخته می شود. این مشکل بزرگی برای جامعه امروزی ماست و واقعاً این سئوال مطرح می شود که چرا باید نفوذ معماری مدرن غرب، اینطور فرهنگ و هنر ما را به خطر بیندازد.

تبیان : وضعیت تدریس این رشته را در هنرستان ها و دانشگاهها چگونه ارزیابی می کنید؟

یکی از مشکلات رشته معماری این است که هزینه چاپ کُتب مربوطه بالاست. کاغذها گلاسه و چاپ آنها عموماً رنگی است، بنابراین ناشری زیر بار چاپ آن نمی رود. دانشجو نیز به علت هزینه های گزاف این رشته، گاه از ادامه آن منصرف می شود. وضعیت تدریس نیز نسبتاً خوب است و می توان گفت این رشته جایگاه خاصی در مراکز آموزشی دارد.

تبیان : به نظر شما هنر، چه تأثیری در دیندار نمودن مردم به ویژه نسل جوان می تواند داشته باشد؟

وقتی یک گل ُرز، یک پیچک مو، یک نقش ترنج و نقش یک طاووس را در کاشی کاری و یا حتی در یک فرش می بینیم، ناخود آگاه به یاد ذات مقدس الهی می افتیم. معماران و بناهای سُنتی ما وضومی گرفتند و بعد روی داربست می رفتند و کار می کردند و با عشق به خدا به خَلق آثار هنری می پرداختند. این جمله همیشه در همه ادوار تداعی شده که خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد، هنرِ هنرمندان ما ارتباط عمیقی با دین مبین اسلام داشته و در نقش های اسلیمی و تذهیب به خوبی می توان آنرا مشاهده کرد. پس با ابزارهنر می توان گام های بلندی در جهت گسترش دین اسلام برداشت و این لازمه همّت بلند هنرمندان این مرز و بوم است.

تبیان : استاد، بنظرشما یک نخبه هنری چگونه باید باشد؟

نخبه هیچگاه به مادیات فکر نمی کند و همیشه از خود گذشتکی دارد و با عشق، علاقه و ایمان به خلق آثار هنری می پردازد و تجربیات خود را نیز به دیگران می آموزد. هرکسی نمی تواند نخبه شود، برای نخبه شدن باید از خیلی چیزها گذشت.

تبیان : از برقراری ارتباط مردم به ویژه با جوانان در قالب یک وب سایت، چقدر استقبال می کنید؟

کار نو و جالبی است. با توجه به اینکه اینترنت یکی از فناوری های نوین جهان امروز است، معرفی مفاخر فرهنگی و هنری دراین قالب ضروری بنظر می رسد. بنده در حد استعداد خویش هرگونه همکاری که در زمینه ارائه اطلاعات و پیشنهاد باشد، مضایقه نخواهم کرد و از این طرح نیز استقبال خواهم نمود.
8تیر

 

فرستنده مقاله:مسعود مرعشی

+ نوشته شده توسط ... در شنبه 1386/07/14 و ساعت 18:22 |
خلاصه :

رویكرد شكلی به آثار معماری از مباحث مطرح در معماری معاصر است، به‌گونه ای كه متفكران بسیاری با این رویكرد به تحلیل آثار معماری پرداخته‌اند. توجه به فرم اثر بدون‌توجه به مفاهیم شكل‌دهنده‌ی آن و تجزیه و تحلیل روند شكل‌گیری فرم از مهمترین مسائل در رویكرد شكلی هستند كه در این مقاله به آن پرداخته می شود و آثار معماری هادی میرمیران و بهرام شیردل با این رویكرد تجزیه و تحلیل خواهند شد .


مقدمه :

یكی از نخستین کسانی كه به شكل در معماری توجه ویژه کرد، دوران3 (1760-1834 م.) متفكرو معمار فرانسوی بود. او در سال 1800 میلادی معماری را چنین تعریف کرد : « معماری هنر تركیب اشكال است ، به نحوی كه در تمام ساختمانهای عمومی وخصوصی قابل‌تحقق باشد.» هدف اصلی دوران از این تعریف، تئوریزه‌كردن مباحث طراحی برای آموزش معماری بود كه آنها را در كتاب معروفش به نام « دقت و تأكیدی بر درس‌های معماری» نشان می دهد. عناصر معماری كه دوران از آنها نام می‌برد عبارتند از : «دیوارها، ستونها و طاق‌ها» و با این عناصر به دسته‌بندی و تحلیل آثار معماری دوره‌های مختلف می‌پردازد.



راب كرایر در ادامه‌ی كار دوران به بررسی و تحقیق آثار معماری جهان با توجه به شكل آنها پرداخت. او در كتاب « تركیب‌بندی معماری» شکل های پایه،یعنی مربع، دایره و مثلث را تعریف کرده و براساس آنها به تحلیل آثار معماری پرداخته است. كرایر علم هندسه را مبنای مشترك همه‌ی معماری ها قرار داده و عناصر معماری را به دسته‌های زیر تقسیم می‌كند : 1ـ نقطه 2ـ خط 3ـ سطح 4ـ حجم 5ـ فضای داخلی 6ـ فضای خارجی، و در ترسیم‌های زیادی، حالت‌های گوناگون این عناصر را بررسی می‌كند. او دسته‌بندی بسیار مشخصی در مورد مهمترین سیستم‌های سازماندهی عملكرد دارد كه عبارت اند از: سازماندهی مركزی ، سازماندهی خطی ، سازماندهی مركزی و خطی ، سازماندهی چندشاخه‌ای ، سازماندهی شبكه‌ای ، سازماندهی سطوح مختلف بر روی هم ، سازماندهی پیچ در پیچ .

در مجموع كرایر هم باتوجه به شكل، به‌عنوان تنها مرجع مشترك و با ابزار هندسه به تحلیل معماری می‌پردازد.

كلاوس هردگ از دیگر متفكرانی است كه در تحلیل‌هایش از رویكرد شكلی استفاده می‌كند.او در كتاب « ساختار و شكل در معماری اسلامی ایران و تركستان» به بررسی شكل در معماری ایران و تركستان ــ از فضاهای بزرگ شهری تا یك اتاق كوچك ــ می‌پردازد و با تحلیل نمونه‌های شاخص معماری و مقایسه‌ی آنها باهم ، در جستجوی فهم و درك معماری آنها است. بعنوان نمونه در مقایسه‌ی شكلی یك مینیاتور متعلق به 1520 میلادی و پلان مسجدشاه اصفهان (1630ـ1597 م.) به این نتیجه می‌رسد كه احتمالاً در طرح این مسجد از ساختار شكل آن مینیاتور استفاده شده است.



در این مقاله با رویكرد شكلی آثار معماری دو معمار ارزشمند ایرانی ــ هادی میرمیران(1323) و بهرام شیردل(1330) ــ بررسی و بدون توجه به مفاهیم مطرح شده در آن پروژه‌ها دیاگرام فرم آنها تحلیل می شود.پرسش اصلی در هنگام مقایسه ی آثار این دو معمار این است که فرم چه جایگاهی در آثار این دو معمار دارد؟ در این بررسی هر گروه از آثار در گرایش غالب شکلی حاکم بر آن تعریف شده، اما در هر گروه غیر از گرایش های غالب،گرایش های فرعی دیگری هم دیده می شود.منظور از دیاگرام در این مقاله، خلاصه ی فکر است که به ساده ترین شکل بیان می شود.به عبارت دیگر دیاگرام فرم،خلاصه ی فکر هنرمند در مورد اثر است. طرح این مقاله می تواند آغازگر راهی در تجزیه و تحلیل و نقد آثار معماری معاصر ایران باشد و نگارنده از نظرات کارشناسان استقبال می نماید.

1- آثار معماری میرمیران را می‌توان در سه گرایش شکلی دسته بندی کرد :



1-1‌ استفاده از دیاگرام فرم آثار معماری

میرمیران در پروژه‌های ابتدای دهه هفتاد خورشیدی از این روش در طراحی پروژه‌های معماری استفاده كرده است.در این روش، او با انتخاب دیاگرام فرم یك اثر معماری، طراحی را آغاز کرده ــ به تعبیر بهرام شیردل، معماری را از معماری شروع می‌كند ــ و در روند طراحی گاهی پروژه تا آخر، تحت تأثیر دیاگرام اولیه باقی مانده و گاهی دچار تغییرات شگرفی شده است.



میرمیران در پروژه فرهنگستان‌های ایران (اردیبهشت 1373) با استفاده از عناصر فضایی معماری ایران مانند : مدخل، صفه، دروازه، چهارطاق، حیاط و ایوان شروع به طراحی كرده و در روند طراحی از تناسبات افقی و عمودی مسجد كاج اصفهان ( در حدود 1325 م.) هم استفاده کرده و در نهایت به پروژه‌ای دست یافته كه دیاگرام فرم آن تاحدودی تحت تأثیر دیاگرام فرم مسجد كاج اصفهان است.



در پروژه كتابخانه ملی ایران (دی ماه 1373) كه به فاصله زمانی اندكی نسبت به پروژه فرهنگستان‌ها طراحی شد، یكباره دیاگرام فرم پروژه متحول می شود. البته این تحول در اثر آشنایی میرمیران با شیردل و تأثیری كه از او می‌گیرد، حاصل شده است.گفته شده" او از شکل تجرید شده ی دماوند در ایجاد فرم طرح خود استفاده کرده است" اما به‌نظر می‌رسد دیاگرام فرم این پروژه تحت تأثیر پروژه‌ی سردر ورود به یك غار باستانی (72ـ1967) اثر ماسیمیلیانو فوكساس است.البته پروژه‌ای كه در نهایت خلق شده، دارای شكلی منحصر به فرد است و به تعبیر بهرام شیردل از معدود پروژه های آن مسابقه بود که قابل مطرح شدن در عرصه ی بین المللی است.



پروژه‌ی دیگری كه در این گروه قرار می‌گیرد، مجموعه ورزشی رفسنجان (80ـ1373) است.این پروژه هم تحت تأثیر دیاگرام فرم یك یخچال سنتی است كه در نزدیكی سایت پروژه قرار دارد. این پروژه تفاوت شكلی زیادی با یخچال موردنظر ندارد ، بلکه تفاوت عمده در تغییركاربری و مصالح ساختمانی آن است. بنابراین خلاقیتی برای آفرینش فرم معماری صورت نگرفته است.

2-1 استفاده از دیاگرام فرم آثار هنری و طبیعت

در این مرحله میرمیران با استفاده از فرم‌های موجود در طبیعت یا آثار هنری موجود ، شروع به طراحی کرده و در روند طراحی كاملاً از آنها فاصله گرفته و به پروژه ای با دیاگرام متفاوت دست می‌یابد.

او در پروژه موزه ملی آب ایران (1374) از خواص شكلی دو عنصر آب و خاك استفاده می‌كند و به اصطلاح تر و خشك را باهم می‌بیند و به آن‌ها تجسم می بخشد. فرمی كه در نهایت خلق شده بسیار بدیع است و ارتباط عمیقی با سایت پروژه دارد. البته به نظر می رسد رابطه ی ظریفی بین دیاگرام شکل این پروژه و دیاگرام شکل پروژه ی ترمینال بین المللی بندر یوکوهاما اثر کاتزیو سجیما وجود دارد.



در پروژه كتابخانه مجلس كانسای- ژاپن (1375)، او و همكارانش با سه ‌دیاگرام، فرم پروژه را تكمیل كردند. ابتدا ساختار سه‌قسمتی شعر هایكو مدنظر میرمیران قرار گرفت ، سپس به پیشنهاد دانشمیر از مجسمه‌ی آلبرتو جیاكومتی ــ دستانی كه تهی را دربرگرفته‌اند ــ استفاده شد وساختار سه‌قسمتی موردنظر به دو فرم و یك فضای بینابین تبدیل شد. ( این دیاگرام در آینده بیشتر مورداستفاده ی میرمیران قرار می‌گیرد) و در نهایت با نظر شیردل مجسمه‌ای از رایمو اوتراینن ((TOMENA,1976 آخرین تأثیر را بر فرم كتابخانه گذاشت و باعث شكل‌گیری خطوط افقی و برآمدگی‌ها و فرورفتگی‌هایی در پروژه شد. در مجموع پروژه‌ای كه حاصل شد، دارای دیاگرام فرم جدیدی است و به‌نظر می‌رسد از موفق‌ترین پروژه‌های معماری معاصر ایران است.



اثر دیگری كه در این گروه قرارمی گیرد ، پروژه بانك توسعه صادرات ایران (1376) است. دیاگرام فرم پروژه از مكعبی شكل گرفته است كه شكافی در‌آن قرار دارد و یادآور فرم گاوصندوقی است كه در‌ش اندكی بازمانده است. همچنین به‌نظر می‌رسد پوسته‌ی خارجی پروژه تحت تأثیر اثری از رابرت اسمیتسون بنام Strati Pendenti (1988)است.



3-1 استفاده از دیاگرام دو فرم و فضای بینابین

این دیاگرام را می‌توان در آثار گذشته‌ی میرمیران هم مشاهده كرد، اما در چند پروژه ی متاخر‌ نقش اساسی را در سازماندهی پروژه‌ها به‌عهده می‌گیرد.خصوصیت اصلی این فضای بینابین، تركیب‌شدن با فضاهای عمومی و شهری است و به‌نظر می‌رسد میرمیران در این آثار به زبان شخصی ویژه ای دست یافته و دیاگرام فرم جدیدی از آن حاصل شده است.



پروژه كانون وكلای دادگستری تهران (80- 1374) ازجمله آثاری است كه درآن از دیاگرام دو فرم و فضای بینابین استفاده شده است. این پروژه هم مانند پروژه كتابخانه كانسای از مكعبی تشكیل شده است كه یك فضای تهی به‌صورت مورب آنرا بریده است. استفاده از فرم ترازو (نماد عدالت) بعنوان دیاگرام فرم اولیه، تأثیر به‌سزایی در معلق‌شدن دو قسمت حجم داشته است و باعث‌شده فرم‌ها در فضای بینابین بصورت معلق دیده شوند.



میرمیران در پروژه توسعه حرم حضرت معصومه (1378) هم از این دیاگرام استفاده می‌كند. دیاگرام فرم پروژه از دو حجم، یكی بزرگ و دیگری كوچك با فضایی بینابین آنها شكل گرفته است. فضای بینابین گذری شهری است كه مردم را به‌طرف سمت سایت هدایت می‌كند. در شكل‌گیری فرم این پروژه،منابع دیگری مانند: الهام از «موجهایی كه در اثر وزش باد در شن‌های كویر و یا آب دریاچه پدید می‌آید»، و برداشتی از جریان معماری نواری هم تأثیر داشته است.



دیاگرام مورد بحث در پروژه‌ی سفارت ایران در فرانكفورت (1379) به اوج بیان شكلی خود می‌رسد. در این پروژه هم فضای بینابین به گذری عمومی تبدیل‌شده و هم به رابطه ی شهر و معماری توجه ویژه شده است.

سرانجام جالب است بدانیم كه دیاگرام فرمی كه میرمیران در این پروژه‌ها از آن استفاده كرده است در دوره‌ی عیلامی برای سازماندهی معابد استفاده می شده است. راه موربی كه به درون معبد وارد می شد ، فضا را به سه قسمت تقسیم می كرد.



2- آثار معماری شیردل را هم می‌توان در سه گرایش شکلی دسته بندی کرد :



1-2 استفاده از دیاگرام‌های هندسه فولد

شیردل قبل از بازگشت به ایران ،سه پروژه‌ی موفق در عرصه‌ی بین‌المللی طراحی کرد كه همه‌ی آنها اهمیت د‌ارند. بحث اصلی در شكل‌گیری فرم این پروژه‌ها، هندسه ی فولد و سطوحی است که بر هم تا می شوند. شیردل در این‌باره گفته است : " بحث درباره‌ی نظریه‌ی فولدینگ تقریباً دوسال است كه به‌صورت فعلی مطرح شده است و به‌نظر من از تحولاتی است كه در كار ما و آرشیتكت‌های دیگری كه به آن شهرت یافته‌اند، پدید آمده است. همه‌ی پروژه‌هایی كه طراحی كرده‌ایم، در ادامه‌ی یكدیگر قرار دارند، تحولی كه خود پایه‌ی تحول دیگری می‌شود. زمانی كه پروژه‌هایی را در لوس‌آنجلس آغاز كردیم و بخصوص طرح كتابخانه اسكندریه، اساس طراحی بر فولدینگ بود، بدون‌آنكه از این مبحث ریاضی كه یك ریاضی‌دان فرانسوی پایه‌گذار آن است اطلاعی داشته باشیم.برحسب اتفاق با این نظریه آشنا شدیم و در پروژه‌های بعدی با دقت نظر بیشتری نسبت به آن، فضاها را طراحی كردیم. مثلاً در طرح نارا ،كار قبلی را ازنظر فضایی با این نظریه‌های ریاضی تطبیق دادیم."



به‌نظر می‌رسد كه طرح تالار همایش نارا44 (1992) بجز هندسه فولد، (دیاگرام زین اسبی كه 90 درجه چرخیده است) تحت تاثیر یكی از اسكیس‌های اولیه ی پیتر آیزنمن در طرح مجموعه نانوتانی ژاپن (92ـ1990) است. مسئله‌ی دیگری كه در مورد این طرح مطرح شده است، شباهت ساختار فضایی معابد بودایی با ساختار فضایی پروژه ی نارا است، كه در اثر مقایسه‌ی دیاگرام فرم آنها متوجه این مسئله خواهیم شد. در مجموع فرم بدست‌آمده بسیار پیچیده و پیشرو بوده كه در سطح بین‌المللی مطرح شده است.



پروژه‌ی دیگری كه در آن از هندسه فولد استفاده شده ، موزه ملی اسكاتلند ( 1992 ) است كه با فاصله زمانی اندكی از تالار همایش نارا طراحی شده است. الهام ازعناصر موجود در طبیعت نقش اساسی در بوجودآمدن فرم این پروژه داشته است.شیردل در مورد این پروژه گفته است:"حجم كلی ساختمان خصوصیاتی نظیر Great Glen (دره‌ای در اسكاتلند)، كوههای Grampian، پیچ و خمهای كالدونیا و سنگ‌های ایستاده باستانی و مرموز را تقلید می‌كند."





2-2 استفاده از دیاگرام فرم آثار هنری

شیردل در این مرحله به مجسمه‌های رایمو اوتراینن (94ـ1927) علاقه‌مند شد و در پروژه‌های معماری اش از دیاگرام فرم آثار اوتراینن استفاده كرد و توانست به پروژه‌های موفقی ازلحاظ تولید فرم و فضای تجربه نشده دست یابد. همچنین جریان معماری نواری- كه محصول دوران پست‌مدرن و نگاه پلورآلیستی به جهان هستی است- در این دوره موردتوجه شیردل بوده است.



به نظر میرسد در پروژه فرودگاه بین‌المللی امام خمینی (1374) شیردل از دیاگرام فرم یكی از آثار اوتراینن استفاده كرده و توانسته به خلق فرمی بدیع در طرح فرودگاه دست یابد. در اثر مقایسه ی این دو اثر می توان وجوه مشابهی را در آنها دید. كشیدگی در امتداد افق و لایه لایه شدن فضا از مهمترین ویژگی های شكلی این پروژه است .



پروژه بانك توسعه صادرات ایران (1376) از موفق‌ترین آثار شیردل در این دوره است كه در طرح آن از دو دیاگرام استفاده شده است.ساختار اصلی این پروژه از كنار هم قرار دادن برش‌هایی از دیاگرام Cusp بدست آمده است. اما به‌نظر می‌رسد دیاگرام فرم یكی دیگر از آثار اوتراینن( ( Water Shadow,1980 در شكل‌گیری این اثر نقش به‌سزایی داشته است. در مجموع فرم نهایی خلق شده از فرم‌های بسیار پویا است. به‌گونه‌ای كه پروژه تعداد نامحدودی نما دارد و مسئله‌ی طراحی نما به‌صورت سنتی، در این پروژه مورد نقد قرار گرفته است.



در طرح توسعه حرم حضرت معصومه (1378) به نقش حیاط و فضای خالی آن در مركز توجه می شود. از آنجا كه مركز در فضاهای معماری ایران دست‌نیافتنی است، در این پروژه هم مركز دست‌نیافتنی شده و كل پروژه حول این مركز و مركز دیگری كه در خارج از طرح قرار دارد، شكل گرفته است.



همچنین به‌نظر می‌رسد كه در طرح نماهای داخل حیاط و نحوه‌ی قرارگیری گنبد در حجم بنا از دیاگرام فرم یكی دیگر از آثار اوتراینن( ( Light Ship,1978 استفاده شده است. اما نكته‌ی قابل‌توجه در این پروژه نسبت به پروژه‌های دیگر این دوره، نقدی است كه به دیاگرام فرم معماری‌های گذشته وارد شده است. دیاگرام معماری‌های قبل از معماری مدرن «فرم بر روی زمین» بود، در دوره معماری مدرن« فرم بر فراز زمین» دیاگرام غالب شد و اما در دوره معاصر، دیاگرام «فرم از زمین» مطرح شده است كه در این پروژه‌ شیردل به این دیاگرام معماری معاصر توجه کرده است.



3-2 استفاده از دیاگرام فرم بدون مركز

شیردل در پروژه‌های اخیرش نوعی بازگشت به معماری ایران را تجربه كرده است. سازماندهی فرم در اطراف یك تهی، ساختاری است كه منشاء شكل‌گیری مساجد ، مدارس و خانه‌های بسیاری در معماری ایران بوده است. البته این سازماندهی، كه شیردل حول تهی مطرح می‌كند،بسیار پیچیده‌تر است و با خود مفاهیم معماری معاصر را به‌همراه دارد. ــ مانند طرح توسعه حرم حضرت معصومه كه به آن اشاره شد ــ او در پروژه مجموعه مسكن استیجاری یزد (1379) از این سازماندهی استفاده كرده و دو فضای خالی عظیم را در مجموعه قرار داده و با شبكه راههای شیب‌دار و پیوسته‌ای، سطوح مختلف پروژه را سازماندهی می‌كند.

او در این باره گفته است : «سازماندهی فضایی عناصر سایت در اطراف یك تهی صورت می‌گیرد و این خود استعاره‌ای است از اینكه در بافت شهرهای ایران ما نومنتالیسم مورد نقد قرار گرفته و مركز وجود ندارد.»



نكته‌ی دیگری كه شیردل همواره بدان توجه دارد- و در کار میر میران هم به آن اشاره شد- ، رابطه ی شهر با طرح معماری پروژه است، كه در این پروژه باعث به وجود آمدن راهی عمومی شده است كه از بین ساختمان های موجود حرم و پروژه ی شیردل می‌گذرد وگذرهای اطراف را به هم متصل می كند .

پروژه دیگری كه به دقت بحث رابطه ی شهر با معماری و دیاگرام فرم از زمین در آن مطرح شده است، سفارت ایران در برزیل (1380) است. ساختار پروژه از كنارهم قرارگیری سه ‌فرم با سه‌كاربری مشخص بوجود آمده است، كه به‌نظر می‌رسد علاوه بر ساختار فضایی باغ ایرانی، تحت تأثیر دیاگرام فرم خانه‌ی شماره 10 جان ‌هیدك هم می‌باشد. سه گذر طراحی شده در طرح، حول یك تهی به ‌هم می‌پیچند و فضایی خالی را در دل حجم پروژه بوجود می‌آورند. ارتباط این خالیِ معلق به‌طور آگاهانه با زمین قطع شده است و درمجموع با این پروژه، شیردل بیشتر به هدف اصلی‌اش كه همانا خالی‌كردندر معماری است، نزدیك شده است. سرانجام شیردل در طرح مركز فناوری نهاد ریاست‌جمهوری (پاییز 1380) دوباره به فضای خالی در مركز روی می‌آورد و فضاها را حول یک تهی سازماندهی می‌كند. نکته ی قابل توجه پس از مطالعه ی آثار شیردل، دسته بندی خود او از پروژه هایش است. -که به دسته بندی نگارنده بسیار نزدیک است- او آثارش را به چهار دوره تقسیم می کند: " 1.پروژه اول معماری 2. پروژه دوم معماری 3. پروژه سوم معماری 4. پروژه چهارم معماری."



نتیجه گیری

در مجموع از این مقاله می توان به نتایج زیر دست یافت:

1. میرمیران و شیردل در فرایند طراحی معماری،از یک دیاگرام فرم به عنوان نقطه ی آغاز طرح استفاده می کنند.این روش شاید اولین بار توسط مارسل دوشان ابداع شده باشد.دوشان هنگامی که با دخل و تصرف در مونالیزای داوینچی اثری بنام L.H.H.O.Q. تولید کرد،آغازگر راهی بود که تحت عنوان حاضر-آماده (Ready-Made) معروف شد و شاید بتوان استفاده از دیاگرام فرم آثار موجود را در معماری میرمیران و شیردل در ادامه ی کار دوشان قرار داد که در نوع خود روش بسیار مطرحی در طراحی معماری معاصر محسوب می شود. به عنوان نمونه میتوان به استفاده ی رم کولهاس از دیاگرام فرم ویلا ساووا ی کوربوزیه در پروژه ی ویلا دال آو اشاره کرد.



2. میرمیران بیشتر بر فرم و ویژگی های تندیسگونه ی آن تاکید می کند و این ویژگی باعث به وجود آمدن شباهت هایی در کل کارهای سه دوره ی مورد بحث این مقاله شده است و از این جهت شاید بتوان کارهای او را با کوربوزیه مقایسه کرد که همواره یکی از دغدغه های او هم فرم تندیسگونه ی پروژه بود (مانند نمازخانه رنشان).



3. شیردل به فضا و روابط فضایی بین احجام توجه می کند و به همین دلیل در هر دوره فرمی که تولید می کند ،دارای ویژگی های متفاوتی نسبت به فرم های قبلی است و از این جهت می توان آثار او را با جان هیدک مقایسه کرد،که دغدغه ی فضا و روابط فضایی بین احجام را داشت (مانند پروژه ی ماسک برلین).



4. با دقت در روند شكل‌گیری آثار معماری این دو معمار ‌ می‌توان بازگشتی به معماری ایران را در آثار متاخر آنها مشاهده كرد. میرمیران با کاستن از فرم و افزودن به فضا(حرکت از ماده به روح) و شیردل با توجه به فضای خالی در مرکز به دنبال برقراری ارتباط با معماری ایران هستند که هر دو روش حرکتی در جهت پیشبرد معماری ایران در عرصه های بین المللی است.


ایمان رِییسی

فرستنده مقاله: مهدیس فرقانیان

+ نوشته شده توسط ... در شنبه 1386/07/14 و ساعت 14:34 |
فرشید موسوی

فرشید موسوی استاذ بخش معماری دانشگاه هاروارد است. او این رشته را در دانشگاه های GCD، کالج لندن، داندی و مدرسه معماری بارتلت تدریس می کند.
پیش از تاسیس دفتر معماری خارجی همراه با آلخاندرو زارا یولو در سال ۱۹۹۲ در لندن، موسوی مسوولیت طراحی ساختمان رنزوپیانو در جنوا و اداره دفتر معماری کلان شهر روتردام را نیز بر عهده داشت.
با توجه به اینکه موسوی استادی متعهد و بسیار برجسته است در دانشگاه های UCLA، کلمبیا، پرینستون و چند مدرسه معماری دیگر در اروپا به عنوان ناظر فعالیت می کند.
او همچنین مسوولیت نظارت بر پروژه طراحی «کتروتانگ» را نیز در بهار ۲۰۰۵ به عهده داشت.
خانم موسوی به مدت ۸ سال در اتحادیه معماری لندن مشغول به تدریس بود و در این مدت ریاست موسسه معماری فرهنگستان هنرهای زیبا در وین را نیز بر عهده داشت.
علاوه بر سرپرستی این فرهنگستان فرشید موسوی بین سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵ در این موسسه به تدریس نیز مشغول بود.
شرکتی که فرشید موسوی در لندن تاسیس کرده و به نام دفتر معماری خارجی (FOA) مشغول به فعالیت است به عنوان یکی از برجسته ترین و خلاق ترین شرکت های معماری در طراحی های شهری و چشم اندازها در سراسر جهان به حساب می آید.
این شرکت تا به حال پروژه های بین المللی زیادی در نقاط مختلف جهان اجرا کرده است که اکثر آنها نامزد کسب جایزه های بین المللی در طراحی بوده اند.
از این طراح ها می توان به گذرگاه دریایی یوکوهاما در ژاپن، پارک بزرگ بارسلونا همراه با تالارهای کنفرانس محوطه سرباز، هتل بلومون در گروننیگن هلند، ساختمان پلیس بزرگ بارسلونا همراه با تالارهای کنفراس محوطه سرباز، هتل بلومون در گروننیگن هلند، ساختمان پلیس در لاویلا یویاسا اسپانیا و غرفه نمایشگاه صادرات بین المللی اسپانیا اشاره کرد.
از طرح های در دست احداث FOA هم می توان از ساختمان تئاتر ترودیا (در اسپانیا) مرکز فن آوری لوگو ونو و مرکز اسکان اجتماعی مادرید نام برد.
FOA در کشورهای دیگر هم طرح هایی در دست ساخت دارد. ساختمان اصلی ناشران در پاجو کره جنوبی، مرکز جدید موسیقی BBC در لندن، دانشگاه هنر و طراحی در انگلستان و دفاتر کار مختلف با مقیاس بزرگ در هلند از طرح های هستند که توسط FOA در حال اجرا و ساخت می باشند.
جوایزی که تا به حال شرکت FOA دریافت کرده شامل جایزه معماری از یک میرال (۲۰۰۳)، جایزه معماری کانگاوا در ژاپن (۲۰۰۳)، دو جایزه جهانی RIBA (در سال های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵)، جایزه ویژه نقشه برداری عمرانی در نهمین نمایشگاه سالانه معماری ونیز (۲۰۰۴) و جایزه معماری چارلز جنکس (۲۰۰۵) می شود.
اکثر فعالیت های این شرکت و طرح های در دست اقدام FOA در تعداد زیادی کاتالوگ به چاپ رسیده اند و به این وسیله این فعالیت ها به مردم معرفی می شوند.
فرشید موسوی علاوه بر اینکه عضو ثابت کمیته طراحی بین المللی (IDC) در لندن است یکی از اعضای گروه مشاورین معماری و طراحی پارلمان انگلستان نیز به شمار می آید.
در نوامبر ۲۰۰۵، هم موسوی به عنوان مسوول کمیته برگزارکننده اعطای جوایز معماری «آقاخان» برگزیده شد.
جوایز دریافتی و افتخارات:
سال ۲۰۰۵:
- جایزه چارلز نیکس
- اولین جایزه نمایشگاه بین المللی آیچی پاویلیون اسپانیا در مسابقات ژاپن
سال ۲۰۰۴:
- جایزه نقشه کشی معماری برای پارک نوارتیس و پارکینگ بزرگ بازل در مراسم سالانه ونیز
سال ۲۰۰۳:
- جایزه اریک میرالز برای معماری «بندر بین المللی یوکوهاما» در مادرید
- جایزه «معماری کاناگاوا» برای معماری «بندر بین المللی یوکوهاما» در ژاپن
- اولین جایزه مسابقات طراحی مرکز موسیقی BBC در لندن
سال ۲۰۰۲:
- نامزد کسب عنوان برتر مسابقات طراحی WTC در نیویورک
سال ۲۰۰۱:
- انتخاب به عنوان برترین معمار در مسابقه بین المللی طراحی بانک Entry South در لندن
سال ۲۰۰۰:
- انتخاب به عنوان برترین معمار طراحی سالن های کنفرانس و پارک South-Eastern در بارسلونا
سال ۱۹۹۹:
- کسب عنوان برترین طراح داخلی برای طراحی بهترین محل بازی سرپوشیده
سال ۱۹۹۸:
- کسب مقام دوم در مسابقات بین المللی بازسازی ساختمان های کنار آب در تنه ریف اسپانیا
سال ۱۹۹۷:
کسب عنوان دوم مسابقات طراحی میونگ دانگ در کره جنوبی
سال ۱۹۹۵:
- برنده جایزه طراحی بندر بین المللی یوکوهاما
سالن های همایش و پارک ساحلی (جنوب غربی)
بارسلونا، اسپانیا
- مجری ساخت: شهردای بارسلونا
- تاریخ اتمام: سال ۲۰۰۴
- مساحت کل: ۰۰۰/۴۵ مترمربع
بودجه تخصیص یافته: ۵/۷ میلیون
یورو

 

فرستنده مقاله: مسعود مرعشی

+ نوشته شده توسط ... در شنبه 1386/07/14 و ساعت 12:24 |